شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zolfin
zelfin  |

زلفین

معنی: زلفین . [ زُ ](اِ) زرفین است و آن حلقه ای باشد که بر صندوق و چهارچوب در خانه نصب کنند. (برهان ) (آنندراج ). به همان معنی زورفین است . (از انجمن آرا). زنجیر. (غیاث اللغات ). زرفین و زنجیر چهارچوبه ٔ در و صندوق و جز آن . (ناظم الاطباء). زرفین . زفرین . زولفین . زوفرین . اوستا «زفرن » . حلقه ای باشد که برچهارچوب در و صندوق نصب کنند و چفت یا زنجیر را بدان اندازند. (فرهنگ فارسی معین ). در خراسان حلقه ٔ در را «زلفین » و «زلفی » و زنجیره ٔ آن را زنجیر گویند، در کابلی «زولفی » ، پشتو «زلپی »، شهمیرزادی «زلفین ». (حاشیه ٔ برهان چ معین ) . رزه که در چفت در آید. دلیل اینکه این لکه زورفین است نه تثنیه ٔ زلف : زرفن صُدَغه ُ؛ همچو زنجیر ساخت زلف را، مولدة مأخوذة من الزرفین . (منتهی الارب ). گیسو و زلف معشوق را بدان تشبیه کنند. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا) :
چفت و زلفین بدر، آن انگله گوی بود
بخیه ها جمله در آن باب مثال مسمار.
نظام قاری (دیوان البسه ، یادداشت ایضاً).
|| زلفین به صیغه ٔ تثنیه ... از تصرفات فارسی زبانان است و متعرب اند. (آنندراج ). زلفین که در اشعار شعرا می آید و گمان تثنیه ٔ زلف می برند از زلفین بمعنی رزه ٔ در و قفل است که بمعنی مجازی گرفته اند، چنانکه عرب نیز از صورت دیگر آن یعنی زرفین همین معنی را آورده است . زرفن صدغه ... موی مرغول و عرب از آن فعل و نعت ساخته است به استعاره موی معشوق . حلقه ٔ زلف و گاه مطلق گیسو و زلف از آن اراده کنند. تثنیه ٔ زلف نیست وگرنه تثینه را تصغیر کردن و سپس جمع بستن نه بااصول زبان فارسی ، بلکه با هیچ زبانی دیگر نمی سازد . (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). زلف معشوق بمناسبت تشبیه بمعنی اول . بعضی این کلمه را «زُلفَین » به صیغه ٔ تثنیه خوانند، ولی باید دانست که اولاً زلف در عربی قدیم ، نیامده و معربست و ثانیاً استعمال «دوزلفین » و «زلفینکان » از طرف گویندگان رفع شبهه میکند... معهذا گاهی به صیغه ٔ تثنیه هم بر خلاف اصل استعمال شده . (فرهنگ فارسی معین ) :
ای غالیه زلفین ماه پیکر
عیارو سیه چشم و نغزدلبر.
خسروی .
شبستان گلستان ز دیدار او
دو زلفین مشکین و گلنار او.
فردوسی .
نسیم دو زلفین او بگذرد
برآمیخته با نسیم صبا.
غضایری .
گاه در چاه زنخدان نگار ختن است
گاه در حلقه ٔ زلفین نگار چگل است .
فرخی .
ای وعده ٔ تو چون سر زلفین تو،نه راست
آن وعده های خوش که همی کرده ای کجاست .
فرخی .
همچون رطب اندام و چو روغنش سراپای
همچون شبه زلفین و چو پیلسته اش آلست .
عسجدی .
همه کهسار پرزلفین معشوقان و پردیده
همه زلفین ز سنبلها همه دیده ز عبهرها.
منوچهری .
بدست راست شراب و بدست چپ زلفین
همی خوریم و همی بوسه میدهیم به دنگ .
منوچهری .
دل جراحت کرد آن زلفین چون زلفینش را
بر جراحت برنهی راحت پدید آرد خدای .
منوچهری .
دو مارافسای عینینش دو مارستند زلفینش
که هم مارست و مارافسای و هم زهر است و تریاقش .
منوچهری .
آن زنگی زلفین بدان رنگین رخسار
چون سار سیاه است و گل اندر دهن سار.
مجلدی .
فریش آن فریبنده زلفین دلکش
فریش آن فرو زنده رخسار دلبر.
؟ (از فرهنگ اسدی نخجوانی ).
آفرین باد بر آن عارض پاکیزه چو سیم
وآن دو زلفین سیاه تو بدان شکل دوجیم .
ابوحنیفه ٔ اسکافی .
سر زلفینش انگوری به بار است
زنخ سیب است و پستانش دونار است .
شمسی (یوسف و زلیخا).
شبی مشکرنگ و دراز و مجاور
چو زلفین و میعاد هجران دلبر.
ناصرخسرو.
بیا تا ببینی شکفته عروسی
که زلفین و عارض به خروار دارد.
ناصرخسرو.
گل سرخ چون روی خوبان به خجلت
بنفشه چو زلفین جانان معطر.
ناصرخسرو.
فری آن قد و زلفینش که گوئی
فروهشته ست از شمشادشمشاد .
زینبی .
اندر شب و روز سر زلفین و رخ تو
عمری بسر آوردم بر بوک و مگر بر.
سنائی .
ترسید که سپاه صبر او با لشکر زلفین ایاز برنیاید کارد برکشید و بدست ایاز داد که برگیر و زلفین خویش را ببر... ایاز زلف دو تو کرد و... فرمان بجای آورد و هر دو سر زلف خویش را پیش محمود نهاد. (چهارمقاله ٔ نظامی چ معین چ 3 ص 56).
دیدم به زیر حلقه ٔ زلفین آن نگار
در بند عاشقی چو دلم صدهزار دل .
سوزنی .
مشاطه ست کلک تو کز مشک و غالیه
زلفین لیل شانه زند بر رخ نهار.
سوزنی .
بنده ٔ زلفین تو شد غالیه
خاک کف پای تو کافور باد.
انوری .
ای لب و زلفین تو مهره و افعی بهم
افعی تو دام دیو، مهره ٔ تو مهر جم .
خاقانی .
نوک کلک شاه را، حورا به گیسو بسترد
غالیه زلفین حورا برنتابد بیش از این .
خاقانی .
تا باد دوزلفین ترا زیر و زبر کرد
از آتش غیرت دل من زیر و زبر شد.
خاقانی .
زلفین مسلسلش گرهگیر
پیچیده چو حلقه های زنجیر.
نظامی .
زلفین بنفشه از درازی
در پای فتاده وقت بازی .
نظامی .
گر او لختی از زر برآرد به دوش
دو لختی است زلفین من گرد گوش .
نظامی .
زلفین ترا خمیده کی خواهم دید
لعل لب تو مکیده کی خواهم دید.
سعدی .
به خواب دوش چنان دیدمی که زلفینش
گرفته بودم و دستم هنوز غالیه بوست .
سعدی .
زلفین دل آویزت با ابن یمین گفتند
آن را که براندازند با ماش دراندازند.
ابن یمین .
زلفین سیاه تو به دلداری عشاق
دادند قراری و ببردند قرارم .
حافظ (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم .
حافظ (دیوان چ غنی ص 229).
رجوع به زرفین ، زفرین ، زلفین ، زوفرین و زلفینک شود.
... ادامه
671 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹زرفین، زوفرین، زفرین، زولفین›
مختصات: (زُ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: zolfin
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 177
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
zelfin
ترکی
zelfin
فرانسوی
zelfin
آلمانی
zelfin
اسپانیایی
zelfín
ایتالیایی
zelfin
عربی
زلفين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "زلفین" یک واژه‌ی فارسی است که به معنی زلف‌های کوچک و نازک یا به طور کلی به زلف‌ها و موی نرم و لطیف اشاره دارد. در زبان فارسی، نگارش و استفاده از کلمات باید بر اساس قواعد خاصی صورت گیرد. در اینجا به بررسی قواعد نگارشی مرتبط با این کلمه می‌پردازیم:

  1. استفاده از حرف ز و ل: با توجه به اینکه زلفین از ترکیب زلف و پسوند "ین" ساخته شده، باید به تلفظ و درست‌نویسی آن دقت کنید.

  2. جایگاه کلمه در جمله: زلفین می‌تواند در جملات مختلف به عنوان اسم استفاده شود. مثلاً: "زلفین او در باد به آرامی می‌رقصید."

  3. صرف و نحوه جمع‌سازی: برای جمع بستن این کلمه از پسوندهای جمع مناسب استفاده می‌شود. به طور مثال در برخی موارد می‌توان به شکل "زلفین‌ها" از آن استفاده کرد.

  4. نکات تلفظی: باید دقت شود که این واژه به درستی و با آهنگ مناسب تلفظ شود تا به معنای مورد نظر برسد.

  5. مفاهیم فرهنگی و ادبی: زلفین در ادبیات فارسی و شعر به زیبایی و دلربایی اشاره دارد، لذا در مقالات ادبی از آن می‌توان با دقت بیشتری استفاده کرد.

برای استفاده صحیح از این کلمه در نگارش، توجه به زمینه و موقعیت مناسب آن ضروری است.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند جمله با کلمه "زلفین" ارائه می‌شود:

  1. زلفین دختر جوان، بی‌نظیر و زیبا بود که همه را مجذوب خود می‌کرد.
  2. با وزش باد، زلفین او مانند تارهای سیاه و نرم به اطراف می‌رقصید.
  3. در این شعر، شاعر به زیبایی زلفین محبوبش اشاره کرده و دل‌تنگی‌هایش را بیان کرده است.
  4. زلفین کوه را از دور می‌توان به راحتی دید که در دل مه غرق شده است.
  5. او با دست‌هایش زلفین آسمان را نوازش کرد تا شب آرامش به ارمغان بیاورد.

اگر به جملات بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری