سابیدن
licenseمعنی کلمه سابیدن
معنی واژه سابیدن
sābidan
grind
|
سابیدن
مترادف:
1- ساييدن، سودن
2- كوبيدن، نرم كردن
3- سوهان زدن، صيقلي كردن
4- زدودن
5- پاك كردن، جلا دادن، صيقل دادن، براق كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹ساویدن› [عامیانه]
مختصات:
(عا.)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
127
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
grind | chafe , grate , wear off , grinding
ترکی
ovmak
فرانسوی
frotter
آلمانی
zu reiben
اسپانیایی
frotar
ایتالیایی
strofinare
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سابیدن" در زبان فارسی فعل است و به معنای مالیدن یا سمباده زدن به سطوح مختلف برای صاف یا شفاف کردن آنها به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
-
نحوه صرف فعل:
- "سابیدن" به عنوان یک فعل در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
- زمان حال: میسابم، میسابی، میسابد
- زمان گذشته: سابیدم، سابیدی، سابید
- "سابیدن" به عنوان یک فعل در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
-
استفاده درست از فعل:
- این فعل را در جملات به درستی به کار ببرید و اطمینان حاصل کنید که با فاعل و مفعول سازگاری دارد. مثال: "او دندانهایش را سابید."
-
نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی، بهتر است از واژههای هممعنا یا مترادف مناسب نیز استفاده کنید تا تنوع زبان حفظ شود. به عنوان مثال، به جای "سابیدن"، میتوانید از "سمباده زدن" استفاده کنید.
-
استفاده در عبارتهای مختلف:
- فعل "سابیدن" میتواند به صورتهای مختلف به کار رود، مثلاً: "چوب را سابید"، "سطح میز را سابید"، یا "دستش را سابید."
- توجه به معنی و مفهوم:
- همیشه دقت کنید که در چه زمینهای از "سابیدن" استفاده میکنید و مفهوم آن در جملات صحیح و واضح باشد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "سابیدن" به صورت صحیح و مؤثر در نوشتار و گفتار خود بهرهبرداری کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی که زمین را سابیدم، لکههای قدیمی از بین رفتند و کف خیلی تمیز شد.
- سابیدن چوبهای قدیمی باعث شد تا رنگ آنها دوباره به زیبایی خود برگردد.
- برای تهیه خمیر نان، قبل از ورز دادن باید آرد را به خوبی سابیده و الک کنیم.
