جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سالاری . (اِخ ) دهی است از دهستان کدکن پائین رخ بخش کدکن ، شهرستان تربت حیدریه در 37هزارگزی شمال باختری کدکن و سر راه اتومبیل رو کدکن بشهر کهنه واقع شده است هوای آن معتدل و دارای 428 تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن پنبه ، شغل اهالی زراعت ، گله داری و کرباس بافی و راه آن مالرو و تابستان از شاه بخش میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). 1-رياست، سروري، مهتري
2- سرداري، فرماندهي
3- حكومت
4- پادشاهي، سلطنت
5- پيري، سالمندي، كهنسالي chieftain, leader, chief, head, principal, don, goodman, headman, patriarch, sheik, sheikh, aged, old, the monarchy شيخ القبيلة، رئيس القبيلة، رئيس عصابة، زعيم monarşi la monarchie die monarchie la monarquía la monarchia سالار، سر دسته، رئيس قبیله، خیلتاش، رهبر، فرمانده، رئيس، پیشوا، راهنما، رئیس، سر، پیشرو، سید، راس، کله، مدیر، مدیر مدرسه، سرمایه اصلی، مجرم اصلی، آقا، لرد یا نجیب زاده، رئیس یا استاد یا عضو دانشکده، بزرگ خانواده، خرده مالک، مهمانخانه دار، سرپرست، سر عمله، ایلخانی، بزرگ خاندان، پدرسالار، ریش سفید قوم، شیخ، رئيس خانواده، مرشد، مسن، سالخورده، پیر، معمر، قدیمی، کهنه، عتیق
chieftain|leader , chief , head , principal , don , goodman , headman , patriarch , sheik , sheikh , aged , old , the monarchy
ترکی
monarşi
فرانسوی
la monarchie
آلمانی
die monarchie
اسپانیایی
la monarquía
ایتالیایی
la monarchia
عربی
شيخ القبيلة|رئيس القبيلة , رئيس عصابة , زعيم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سالاری" در زبان فارسی به معنای «سلسله، خاندان یا اصل و نسب همسال» است و به عنوان یک اسم مرتبط با سالار (رهبر یا فرمانده) به کار میرود. در اینجا چند نکته قواعدی و نگارشی درباره این کلمه آورده شده است:
نحوه نوشتن:
کلمه "سالاری" باید به صورت صحیح و بدون اشتباهات املایی نوشته شود.
جنس و شمار:
"سالاری" یک اسم مؤنث است و معمولاً در مفرد به کار میرود. برای جمع آن، میتوان از "سالاریها" استفاده کرد.
کاربرد در جملات:
این کلمه میتواند در جملات به عنوان فاعل، مفعول یا جار به کار رود. مانند: "سالاری او به عنوان leader شناخته شده بود."
ترکیبها و مشتقات:
ممکن است با دیگر کلمات ترکیب شود، مثل "سالاریهای نظامی" یا "سالاریهای سیاسی".
ایتیمولوژی:
بررسی ریشه کلمه نیز میتواند به فهم عمیقتر آن کمک کند. "سالاری" از ریشه "سالار" گرفته شده است که به معنای رهبر یا فرمانده میباشد.
اگر سوال خاصی درباره استفاده از کلمه "سالاری" دارید یا به اطلاعات بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "سالاری" در جمله آورده شده است:
مدیریت پروژه به دلیل سابقهی سالاری و تجربهی بالای او، به او سپرده شد.
او به عنوان یک سالاری برجسته در صنعت خود شناخته میشود.
سالاری در سازمانها معمولاً با تجارب و مهارتهای بالا همراه است.
بعد از چند سال کار در این حوزه، او به مقام سالاری ارتقا یافت.
این نوع سالاری در تصمیمگیریهای کلان تأثیرگذار است.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: سالار، سر دسته، رئيس قبیله، خیلتاش، رهبر، فرمانده، رئيس، پیشوا، راهنما، رئیس، سر، پیشرو، سید، راس، کله، مدیر، مدیر مدرسه، سرمایه اصلی، مجرم اصلی، آقا، لرد یا نجیب زاده، رئیس یا استاد یا عضو دانشکده، بزرگ خانواده، خرده مالک، مهمانخانه دار، سرپرست، سر عمله، ایلخانی، بزرگ خاندان، پدرسالار، ریش سفید قوم، شیخ، رئيس خانواده، مرشد، مسن، سالخورده، پیر، معمر، قدیمی، کهنه، عتیق