جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سیر. [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ سیرت .عادتها. خصلتها. (غیاث ) (فرهنگ رشیدی ) : ای نه جمشید و به صدر اندر جمشیدسیر ای نه خورشید و به بزم اندر خورشیدفعال . فرخی . بی فضایل سیر تو نتوانند گرفت هر کجا آب نباشد نتوان کرد شناه . فرخی . داند ایزد که جز فریشته نیست که در او این چنین سیر باشد. مسعودسعد. اگرچه زنم زن سیر نیستم ز حال جهان بی خبر نیستم . نظامی . درین بوم حاتم شناسی مگر که فرخنده رویست و نیکوسیر. سعدی . || علم تواریخ و بیان احوال گذشتگان . (غیاث اللغات ) : وی چه کرده است ... چنانکه در تاریخ و سیر پیدا است . (تاریخ بیهقی ). 1- رفتارها، روش ها، سيرت ها
2- سنت ها، سنن
3- طريقت ها، مذاهب راغب مشتاق، اميدوار گرسنه كم رنگ
1- پر، مشبع
2- ثوم
3- هفتادوپنج گرم
4- كامل، درست، حسابي garlic, process, travel, development, movement, excursion, tour, walk, go, passage, motion, promenade, sightseeing, satisfied, full, satiate, deep, tired, sombre, having eaten enough, having had enough, somber, sombrous ثوم sarımsak ail knoblauch ajo aglio روند، فرایند، عمل، جریان عمل، مراحل مختلف چیزی، سفر، مسافرت، حرکت، گردش، جهانگردی، توسعه، رشد، پیشرفت، ایجاد، نمو، جنبش، نهضت، تکان، گشت، گردش بیرون شهر، سیاحت، ماموریت، خیابان، پیاده رو، تفریح، راهرو، راهروی، پاساژ، عبور، تصویب، گذر، گذرگاه، پیشنهاد، ژست، تفرجگاه، گردشگاه، تفرج، تماشا، دیدار مناظر جالب، راضی، خشنود، خرسند، خوشنود، سیرچشم، کامل، پر، تمام، مملو، مشبع، عمیق، ژرف، گود، عمقی، خسته، مانده، بیزار، زده شده، باخستگی، غم انگیز، محزون، سایه دار، تاریک، تیره، گرفته، حزن انگیز، پر رنگ
garlic|process , travel , development , movement , excursion , tour , walk , go , passage , motion , promenade , sightseeing , satisfied , full , satiate , deep , tired , sombre , having eaten enough , having had enough , somber , sombrous
ترکی
sarımsak
فرانسوی
ail
آلمانی
knoblauch
اسپانیایی
ajo
ایتالیایی
aglio
عربی
ثوم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سیر" در زبان فارسی به دو معنا و کاربرد مختلف به کار میرود:
سیر به معنای گیاه خوراکی (Allium sativum) که دارای طعم خاص و خواص دارویی است.
سیر به معنای پیمودن یا حرکت کردن در یک مسیر به مدت طولانی.
نکات نگارشی و قواعد грамматика:
نقش کلمه: بسته به متن، "سیر" میتواند به عنوان اسم به کار رود و در جملات مختلف میتواند نقش فاعل، مفعول یا مضاف الیه را ایفا کند.
نقطهگذاری: نامگذاریها و واژههای تخصصی مانند "سیر" باید به درستی و با رعایت قواعد نقطهگذاری قبل و بعد از آنها در متن استفاده شوند.
جمعسازی: برای جمعسازی این کلمه به معنای گیاه، از "سیرها" استفاده میشود. توجه داشته باشید که در جمعسازی ترکیبها و معانی مختلف ممکن است تغییر کند.
قید: هنگامی که "سیر" به عنوان قید به کار میرود (مثل "سیر کردن" که به معنای خسته کردن یا به گردش درآوردن است)، باید با دقت در جمله به کار رود.
معانی و مترادفها: در متنهای ادبی یا علمی ممکن است لازم باشد که معانی مختلف این کلمه به وضوح بیان شود تا از ابهام جلوگیری شود.
مثالهای کاربردی:
به معنای گیاه: من دوست دارم سیر را در غذاهای خود اضافه کنم.
به معنای حرکت: ما در این روز سیر طولانی را آغاز کردیم.
همیشه در نوشتار خود به دقت توجه کنید تا معانی دقیق کلمات مورد نظر به وضوح منتقل شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "سیر" در جملات مختلف آورده شده است:
سیر یک چاشنی محبوب در آشپزی است که طعم خوبی به غذاها میبخشد.
من هر روز صبح یک حبه سیر میخورم تا سیستم ایمنی بدنم قویتر شود.
در باغچهام، سیرهای بزرگی در حال رشد هستند که امیدوارم به زودی برداشت کنم.
دکتر گفت که مصرف سیر به کاهش کلسترول کمک میکند.
برای تهیه سس سالاد، میتوان از سیر رنده شده استفاده کرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر