جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شام . (اِخ ) نام مملکتی است که در گذشته شامل اردن و سوریه و لبنان و فلسطین بود و درباره ٔ وجه تسمیه و تاریخ جغرافیایی آن لغویان و جغرافی نویسان و مورخان اقوالی دارند که فشرده ای از آن را در این جا می آوریم . صاحب تاج العروس در وجه تسمیه ٔ آن گوید: شهری که در جهت چپ قبله قرارگرفته باشد یا آن شهری که فرزندان کنعان چون بر سر دوراهی رسیدند بسمت چپ رفتند و یا آنکه منسوب باشد به سام بن نوح و اصلاً این کلمه سام بوده است و سپس سین تبدیل به شین گشته است : ولی این قول را بسیاری از مورخان نامی نادرست دانسته اند زیرا گویند که سام هرگز پای بدانجا ننهاده و آن را ندیده است چه رسد به آنکه او آن را ساخته باشد. و وجه دیگر آن زمین را که شامات است اینکه برنگ سپید و سرخ و سیاه است و پس از تحقیق درباره ٔ وجوه فوق وجه اول را پسندیده اند. مؤلفان انجمن آرا و آنندراج نویسند که نام قدیم آن اراضی سوریه بود و اکنون نیز آن را سیریه نامند و لغت سریانی (یا سوریانی ) منسوب به اهالی آنجا است . صاحب معجم البلدان نویسد: احتمال میرود شام مشتق از الید الشؤمی بمعنی دست چپ باشد و اما قول به این که چون در جهت قبله قرارگرفته بدین نام خوانده شده است نادرست باشد زیرا قبله را راست و چپ نباشد و در یکی از کتب فارسی قدیم دیده است که آن را شامین میگفتند و عرب آن را باختصار شام خوانده است . صاحب اقرب الموارد گوید: بمعنی آن زمین باشد که شامات است یعنی سپید و سرخ و سیاه و بنابراین مشتق از شامه بمعنی خال باشد. مؤلف قاموس کتاب مقدس و فرید وجدی پس از ذکر شرح مفصلی در تاریخ جغرافیایی شام گویند: نام مملکتی است که عبرانیان آن را آرام میخواندند و شام پیش از سال 333 ق . م . تابع ایران بوده و در 300 ق . م . در تحت تصرف سلوکس افتاد و سپس در سال 164 ق . م . پارتیان بعضی از مقاطعه های مشرق شام را به دستیاری متریداتس اول بتصرف درآوردند. و از آن پس در سال 64 ق . م . تمام شام به دست رومیان افتاد و در سال 632 م . به دست لشکریان اسلام فتح گردید و از آن پس به دست صلیبیها افتاد و در سال 1517 م . سلاطین عثمانی آن را بتصرف خویش درآوردند. وپس از پایان جنگ جهانی اول تحت قیمومیت فرانسه درآمد و حدود شام در این هنگام بشرح زیر بوده است : از شمال به آسیای صغیر؛ از مشرق به رود فرات و کویر؛ و ازجنوب به جزیرة العرب و از غرب بدریای مدیترانه . و مساحت آن یکصدهزار کیلومتر مربع بود و شصت میلیون تن سکنه ٔ آن را اقوامی با مذاهب گوناگون تشکیل میدادند.و پس از جنگ جهانی اول به کشورهای متعددی بنامهای : اردن ، فلسطین ، سوریه و لبنان تقسیم گردید. نام شام در شعرهای پارسی بسیار آمده است از جمله : از این ظفر که توکردی بترک رفت بشار از این هنر که تو جستی بشام رفت خبر. رودکی . تو ایدری و شم تو رسیده است بشام رواست که شمنان پیش روی تو بشمند. رودکی . زین بند بیابی تو بدل ناحیت روم چون یافت وی از بند بدل ناحیت شام . رودکی . از چاشت تا بشام ترا نیست ایمنی گر مرتراست مملکت از چاچ تا بشام . ناصرخسرو. شام کنی طمع چو گیری عراق مصرت پیشست چو رفتی بشام . ناصرخسرو. هم از شام صبح سعادت رسید ز اطراف چین تا به اکناف شام . سوزنی . شاه شرف امیر خراسان که نام او گسترده شد بجود و هنر در عراق و شام . سوزنی . به شام یا خراسان بمصر یا توران به روم یا حبشستان بهند یا سقلاب . خاقانی . چون نه شعری نه سهیل است و نه مهر یمن و شام و خراسان چه کنم . خاقانی . که نیست چون تو سخن پروری بشرق و به غرب نه چون من است ثناگستری بشام و عراق . خاقانی . خردمند مردی در اقصای شام گرفت از جهان کنج غاری مقام . سعدی . گدا را چو حاصل شود نان شام چنان خوش بخسبد که سلطان شام . سعدی . || در تداول عامه بر شهر دمشق نیز اطلاق شود و ترکیبات خرابه ٔ شام . بازار شام . شهر شام . اسراء یا اسیران شام . در تداول عامه خاصه در سوگواری شیعیان بر واقعه ٔ جانگداز کربلا و اسارت بازماندگان حضرت امام حسین (ع ) سخت رائج و زبانزد است . - امثال : شام اصغر ؛ در این شعر مراد ابهر است که خاقانی آن را بشام اکبر یعنی خود شام تشبیه کرده است : تا کنون از قدس خاک اولیا گفتم ابهر بین که شام اصغر است . خاقانی . مثل بازار شام ؛ اسباب و ادواتی آشفته و درهم .(امثال و حکم دهخدا). رجوع به دمشق و سوریه شود. 1- شامگاه، شب، عشا، فلق، ليل
2- غذاي شب بامداد dinner, evening, supper عشاء، غداء، حفظ، وجبة الطعام الرئيسية akşam yemeği dîner abendessen cena cena ناهار، مهمانی، غذای مفصل، شب، عصر، غروب، سرشب، عشای ربانی یا شام خداوند
کلمه "شام" در زبان فارسی به معنای وعده غذایی است که معمولاً در شب صرف میشود. در مورد قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
نامگذاری: "شام" معمولاً با حرف کوچک نوشته میشود مگر اینکه در ابتدای جمله قرار گیرد.
استفاده از حروف اضافه:
برای نشان دادن زمان میتوان از حروف اضافه استفاده کرد؛ به عنوان مثال: "در شام".
همچنین برای ترکیب با کلمات دیگر میتوان از کلماتی مانند "صبحانه"، "نهار" و ... استفاده کرد.
صرف فعل: هنگامی که بخواهید فعلهایی مرتبط با شام را به کار ببرید، به زمان و موضوع جمله توجه کنید؛ مثلاً: "من هر شب شام میخورم".
ترکیب با صفت: میتوانید از صفات برای توصیف شام استفاده کنید؛ مثلاً: "شام لذیذ"، "شام خوشمزه".
نکات دستوری: در نوشتار رسمی و ادبی، دقت کنید علاوه بر رعایت قواعد نگارشی، از ساختارهای صحیح جمله استفاده کنید.
نحوهی تلفظ: تلفظ صحیح "شام" با تأکید بر حرف "ش" و صدای "ا" به صورت نرم انجام میشود.
با رعایت این نکات میتوانید بهدرستی از کلمه "شام" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته، در اینجا چند مثال برای کلمه "شام" در جملات مختلف آورده شده است:
امشب برای شام، تصمیم داریم پاستا درست کنیم.
خانوادهام همگی دور میز نشستند تا شام را میل کنند.
شام، یکی از مهمترین وعدههای غذایی در هر روز است.
دوست دارم شام را در یک رستوران شیک و زیبا صرف کنم.
بعد از یک روز خستهکننده، به خانه برگشتم و منتظر بودم تا شام آماده شود.
اگر نیاز به جملات بیشتر دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر