جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شور. [ ش َ ] (ع مص ) بیرون آوردن عسل را و چیدن آن از لانه ٔ زنبور عسل . (از لسان العرب ). چیدن عسل را از خانه ٔ زنبور عسل . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). انگبین رفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). عسل چیدن . شیار. شیارة. مشار.مشارة. (لسان العرب ). و رجوع به مصادر مزبور شود. || عرضه کردن ستور را در بیع. ریاضت دادن اسبان را هنگام عرضه کردن بر خریدار یا آزمودن تا بنگرد حسن و نجابت و تک آنها را و یا برگردانیدن آنها راو کذلک کنیز و أمه را. (از لسان العرب ) (از ناظم الاطباء). عرضه کردن ستور بر خریدگر. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). ریاضت دادن اسبان را یا سوار شدن بر آن در وقت عرض بیع یا آزمودن آن را تا بنگرد سن و نجابت و تک آن را یا بازگردانیدن وی را. (از منتهی الارب ). || فربه شدن و نیکو شدن اسب . (ازلسان العرب ). فربه شدن ماده شتر. (از ناظم الاطباء). نیکو فربه شدن اسب . (تاج المصادر بیهقی ). فربه شدن شتر ماده و همچنین فربه شدن و نیکو شدن اسب . (از منتهی الارب ). || هویدا کردن چیزی را: شار الفرس و شار الشی ٔ. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). رايزني، كنكاش، كنگاش، مشاوره passion, excitement, deliberation, frenzy, sensation, emotion, craze, rapture, phrensy, saline, salty, briny شغف، عاطفة، هوى، ولع، عشق، حب، شهوة، هيام، رغبة حبيسة، غرام، وجد tuzlu salé salzig salado salato عشق، هوای نفس، اشتیاق و علاقه شدید، هوی، احساسات تند و شدید، هیجان، تحریک، تهییج، غلیان، مشورت، تامل، بررسی، سنجش، اندیشه، دیوانگی، شوریدگی، اشفتن، دیوانگی انی، احساس، حس، تاثیر، ظاهر، هیجانی، هیجانات، تلاطم، شوق، شکاف، ترک، جذبه، خلسه، شعف و خلسه روحانی، حالت جذب و انجذاب، وجد روحانی، نمک دار، نمکین، نمکی، مثل اب دریا
شغف|عاطفة , هوى , ولع , عشق , حب , شهوة , هيام , رغبة حبيسة , غرام , وجد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "شور" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و بسته به سیاق جملات میتواند به اشکال مختلفی به کار رود. در اینجا به برخی از نکات نگارشی و قواعد فارسی مربوط به این کلمه پرداخته میشود:
معانی مختلف:
"شور" به معنای حالتی از شادی و شوق است.
ممکن است به معنای "شور" در اصطلاحات علمی مانند شورش یا شور زدن (در تهیه غذا) نیز به کار رود.
در موسیقی، "شور" به معنای نوعی از نغمهها یا مقامها است.
نوشتن کلمه:
این کلمه بدون هیچگونه فعل و پسوندی باید به صورت "شور" نوشته شود.
نقشهای دستوری:
"شور" میتواند به عنوان اسم، صفت، یا قید در جملات استفاده شود. به عنوان مثال:
اسم: "شور و شوق در دل همه وجود داشت."
صفت: "او با شور و اشتیاق به کارش ادامه داد."
قید: "شورانه به میدان رفت."
نحوه ترکیب:
کلمه "شور" میتواند با سایر کلمات ترکیب شود؛ مانند "شور زندگی"، "شور عشق"، "شور اجتماعی" و ...
همنشینی با دیگر کلمات:
باید توجه داشته باشید که در ترکیب با دیگر کلمات، باید دقت کنید که ترکیب معنایی خوبی به وجود آورد و از نظر دستوری صحیح باشد.
نکات نگارشی:
در نوشتار رسمی و ادبی، سعی کنید از کلمه در سیاقهای مناسب استفاده کنید و از به کار بردن آن در جملات عامیانه و غیررسمی پرهیز کنید، مگر اینکه در متن خاصی که به آن نوع زبان نیاز دارد، استفاده شود.
با توجه به کاربرد و معنی کلمه "شور"، میتوان به نوشتار و استفاده درست آن در جملات توجه کرد تا به معنی و مفهوم درست ارتباط داد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "شور" در جملات مختلف آورده شده است:
شور اجتماعی: در این روزها شور اجتماعی در میان جوانان به شدت افزایش یافته است.
شور موسیقی: صدای نواختن پیانو در آن اتاق شور خاصی را ایجاد کرده بود.
شور ورزشی: تماشاچیان با شور و هیجان تیم محبوب خود را تشویق میکردند.
شور عاشقانه: نگاههای عاشقانه آنها نشان از شور عمیق قلبیشان داشت.
شور و اشتیاق: او با شور و اشتیاق تمام در مسابقه شرکت کرد و بهترین نتیجه را گرفت.
امیدوارم این جملات به شما کمک کند!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: عشق، هوای نفس، اشتیاق و علاقه شدید، هوی، احساسات تند و شدید، هیجان، تحریک، تهییج، غلیان، مشورت، تامل، بررسی، سنجش، اندیشه، دیوانگی، شوریدگی، اشفتن، دیوانگی انی، احساس، حس، تاثیر، ظاهر، هیجانی، هیجانات، تلاطم، شوق، شکاف، ترک، جذبه، خلسه، شعف و خلسه روحانی، حالت جذب و انجذاب، وجد روحانی، نمک دار، نمکین، نمکی، مثل اب دریا