شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sorāhi
outspoken  |

صراحی

معنی: صراحی . [ ص ُ ] (از ع ، اِ) عربی آن صراحُیّة. قسمی از ظروف شیشه یا بلور با شکمی نه بزرگ و نه کوچک و گلوگاهی تنگ و دراز که در آن شراب یا مسکری دیگر کنند و در مجلسی آرند و از آن در پیاله و جام و قدح ریزند. ابن درید گوید: این لغت عربی نیست . آوند شراب :
صراحی در آن بزم خون میگریست
که زاینها یکی هم نخواهند زیست .
فردوسی .

نه دام الا مدام سرخ پرکرده صراحیها
نه تله بلکه حجره ٔ خوش بساط اوکند تا پله .
عسجدی .
آدم چو صراحی بود و روح چو می
قالب چو نی و روان صدائی در نی .
خیام .
آن حلق صراحی بین کز می بفواق آمد
چون سرفه کنان از خون بیمار بصبح اندر.
خاقانی .
چهره ٔ من جام و چشم من صراحی کن که من
چون صراحی بر سر جام تو جان خواهم فشاند.
خاقانی .
بزبان صراحی و لب جام
هاتف صبح را جواب دهید.
خاقانی .
گریه تلخ صراحی ترک شکرخنده را
خوش ترش چون طوطی از خواب گران انگیخته .
خاقانی .
چون خون سیاوشان صراحی
خوناب دل از دهان فروریخت .
خاقانی .
ساقی بر من چو جام روشن بنهاد
جانم بهوای خدمتش تن بنهاد
عقلم چو صراحی ارچه گردن کش بود
حالی چو پیاله دید گردن بنهاد.
کمال اسماعیل .
شاید که چون صراحی خونم همی خورند
زیرا که سر ندارم و گردن همی کشم .
کمال اسماعیل .
مصحف و شمشیر بینداخته
جام و صراحی عوضش ساخته .
نظامی .
صراحی چون خروسی سازکرده
خروسی کو بوقت آواز کرده .
نظامی .
صراحی های لعل از دست ساقی
بخنده گفت باد این عیش باقی .
نظامی .
صراحی را ز می پر خنده میداشت
بمی جان و جهان را زنده میداشت .
نظامی .
بسی که با خویشتن بگوئی راز
چون صراحی به اشک بیجاده .
سعدی .
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
صراحی می ناب و سفینه ٔ غزل است .
حافظ.
سبو بدوش و صراحی بدست و محتسب از پی
نعوذ باﷲ اگر پای من بسنگ برآید.
وحشی .
لب بر لبش چو ساغر خلقی بکام و شاهی
از دور چون صراحی گردن دراز کرده .
شاهی .
... ادامه
864 | 0
مترادف: بط، پياله، پيمانه، تنگ، جام، ساتكين، شيشه، قدح، قرابه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مٲخوذ از عربی: صراحیَة] [قدیمی]
مختصات: (صُ) [ ع . صراحیة ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 309
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
outspoken
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "صراحی" در زبان فارسی به معنای ظرف یا لیوانی است که معمولاً برای نوشیدنی‌ها استفاده می‌شود. از نظر نگارشی و قواعد زبان فارسی، موارد زیر را می‌توان در مورد این کلمه ذکر کرد:

  1. املا: کلمه "صراحی" به این شکل نوشته می‌شود و این شکل صحیح است. املای آن را باید با "ص" شروع کرد و با "ی" به پایان رساند.

  2. تلفظ: تلفظ صحیح آن به صورت "sa-rah-i" است. حرف "ص" به صورت ساوه‌ای تلفظ می‌شود و "ر" به صورت یک ر صدادار.

  3. جمع: جمع این کلمه "صراحی‌ها" است که به معنای چند صراحی می‌باشد.

  4. کاربرد: این کلمه بیشتر در متون ادبی و تاریخی رایج است و ممکن است در زبان روزمره کمتر به کار رود.

  5. معنی و مصداق: در ادبیات فارسی، صراحی به عنوان نماد زیبایی و هنر نیز به کار می‌رود و معمولاً در توصیف مناظر یا احساسات خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری است، لطفاً بفرمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. دیوارهای باغ قدیمی با صراحی‌های زیبا و دلنشین زینت یافته بودند.
  2. در میهمانی، مهمانان به تماشای صراحی‌های شکسته و باستانی پرداخته و با شگفتی درباره تاریخ آن‌ها سخن گفتند.
  3. استاد کارگاه سنگ‌تراشی، با دقت و هنر خاصی، صراحی‌های منحصر به فردی را برای به نمایش گذاشتن در نمایشگاه می‌ساخت.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری