صقیل
licenseمعنی کلمه صقیل
معنی واژه صقیل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(صَ) [ ع . ]
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
230
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
polish
عربی
صقل | لمع , مسح , لمع الجلد , جلا , حك , نظف بشدة , هذب , حسن , جود , أنهاه بسرعة , تهذيب , مادة ملمعة , رقة , دهان الأحذية , جلو , ورنشة , بولندي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «صقیل» در زبان فارسی به معنای «درخشان» یا «نورانی» است و از نظر قواعد فارسی و نگارشی به نکات زیر توجه کنید:
-
نوشتار صحیح: کلمه «صقیل»، به این شکل نوشته میشود و باید توجه داشت که در نگارش آن، حرف «ق» بهدرستی نوشته شود.
-
استفاده در جملات: این کلمه معمولاً بهعنوان صفت استفاده میشود. به مثالهای زیر توجه کنید:
- «او یک صید صقیل و زیبا را به خانه آورد.»
- «نورهای صقیل در آسمان شب جذاب بودند.»
-
نسبت با دیگر کلمات: کلمه «صقیل» میتواند با سایر کلمات ترکیب شود:
- «صقیل بودن» که به معنای درخشان بودن است.
- «پرتوهای صقیل» میتواند به نورهایی اشاره کند که درخشندگی خاصی دارند.
-
مضاد: مضاد این کلمه میتواند «کدر» یا «تیره» باشد.
- قواعد نگارشی: در متون رسمی و ادبی، باید توجه داشت که در استفاده از صفات، زبان رسمی و ادبی مناسب باشد و از زیادهگویی یا استفاده از صفات نامتناسب پرهیز کنید.
در کل، «صقیل» یک کلمه زیبا و معنادار است که در ادبیات فارسی میتواند به خوبی به تصویر کشیده شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در روزهای بارانی، زمینها به شدت صقیل میشوند و باید با احتیاط قدم گذاشت.
- سطح این میز چوبی به قدری صقیل است که هر بار که به آن دست میزنم، احساس لیز بودن میکنم.
- صقیل بودن کفپوشهای جدید ممکن است در ابتدا لذتبخش باشد، اما باید مراقب افتادن باشیم.
