شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

telq
talc  |

طلق

معنی: طلق . [ طَ ] (معرب ، اِ) پنبه ٔ کوهی . || دوائی است که ضماد آن نافع سوختگی است (و مشهور در آن سکون لام ، یا آن غلط است ). معرب تلک . || ابوحاتم گوید: طلق (بکسر اول ) و آن سنگی است براق ، بهندی ابرک و چون آن را بکوبند توبرتو جدا شود، و گاهی آن را در تابدانهای حمام بجای آبگینه بکار برند. اَجوده الیمانی ثم الهندی ثم الاندلسی و الحیلة فی حله ان یجعل فی خرقة مع حصوات و یدخل فی الماء الفاتر ثم یحرک برفق حتی ینحل و یخرج من الخرقة فی الماء ثم یصفی عنه الماء و یشمس لیجف . (منتهی الارب ). سنگی است سفید و براق که آن را ابرک گویند و چون بر چیزی بمالندآتش آن را نسوزد و اگر حل گردد و مانند آب شود اکسیر گردد چنانچه گفته اند. (منتخب اللغات ) :
لب تر مکن به آب که طلق است در قدح
دست از کباب دار که زهر است توأمان .
خاقانی .
چشم و دلم چو پر شد از زیبق اشک و طلق غم
بس بود این گهر مرا از پی چرخ کیمیا.
سیف اسفرنگ .
گوهری باشد کانی . گویند هرکه حل کرده ٔ آن را بر بدن مالد آتش بر بدن او اثر نکند، و بعربی کوکب الارض خوانند. (برهان قاطع). بعربی ابهرکه را گویند. ارجانی گوید: طلق سرد است در یک درجه و خشکست در دو درجه ، سیلان خون را که در رحم و مقعد پدید آید دفع کند و ریش روده را نیکو گرداند، چون به آب لسان الحمل بکار برده اند و آماسها و کرم که بر پستانها و رانهاو خصیتین بدید آید در ابتدای بدید آمدن منفعت کند وطلق حل کرده در منافع زیادت بود از حل ناکرده . (ترجمه ٔ صیدنه ٔ ابوریحان ). بعضی آن را کوکب الارض خوانند و دو نوع است : صافی البیاض غلیظجسم و از آن مروارید سازند چنانکه بغلط نتوان شناخت ، و دیگر سرخ نیکورنگ که جسم نرمی دارد. (نزهة القلوب ). کوکب الارض . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). عرق العروس . فتخ . و رجوع به طین شاموس شود. یکی از معانی آن چنانکه ابن البیطار گوید میکا است . نوعی از سنگ که سفید و براق و طبق برطبق باشد آن راابرق نیز گویند و چون ابرق محلول را بر چیزی بمالندآتش آن چیز را نسوزد، مجازاً بمعنی شراب آید بمناسبت آنکه ابرق محلول که مانند آب میشود اکسیر اعظم است ، و شراب را نیز در فوائد قریب اکسیر دانند و بهمین جهت شراب را طلق روان نیز گویند. (غیاث ) :
درده کیمیای جان زآتش جام زیبقی
طلق حلال پرور آن طلق روان گوهری .
خاقانی .
بعربی کوکب الارض گویند، سرد است در اول و خشک است در دوم . چون نیم مثقال از محلولش میل کنند طبیعت را قبض کند و خون ببندد و سنگ گرده و مثانه بریزاند و چون به آب لسان الحمل طلا کنند ورم ثدیین و ورم خلف اذنین را نفع دهد، و مضر است به سپرز و مصلحش کتیراست و طلق را چنان کنند که با سنگ ریزه ٔ چند در خریطه ٔ کرباس درشت کرده در آب نیم گرم اندازند و به آهستگی بجنبانند تا حل شود پس در آفتاب خشک سازند و نگاه دارند. و صاحب تحفه آرد: معروفست و آن سفید نقره مانند و زرد طلائی و یمانی و هندی و مغربی میباشد و بهترین او یمانیست که صفایح آن بسیار رقیق جدا شود و براق و صدفی رنگ باشد، در دوم سرد و در آخر سیُم خشک و مستعمل از او محلوب و محلول است و طریق حلب و اقسام حل او در دستورات مذکور میشود و چون به تنهائی نمیسوزد احتراق او را با نوشادر و کلس بیض ممکن دانسته اند و شرب او جهت اسهال و موی و کبدی و نزف الدم اعضا و تبهای حار و ریزانیدن سنگ گرده و مثانه و با عسل جهت سرفه ٔ حار و با آب بارتنگ جهت نفث الدم سینه و رحم و بواسیر بی عدیل و طلای او جهت قروح رطبه ٔ قضیب و اعضای عصبانی و حکه و جرب و جذام مقرح و آثار سیاه جلد و اورام حاره و بواسیر بغایت مفید و مضر سپرز و گرده و مصلحش کتیرا و تخم کرفس و شربتش نیم مثقال است ، و شکر رفع تشبث او به اعضای باطنی میکند و چون محلوب او را مثل غبار سائیده و رفع نمک از شستن مکرر نموده با صمغ عربی و آب حل کنند در اعمال نقاشی و مانند آن بهتر از ورق نقره است و چون زعفران اضافه نمایند مثل ورق طلای محلول و با زنگار زمردی و با آب عصفر فستقی میشود و چون با شب ّ یمانی و خطمی و مغره و سرکه و سفیدی تخم بر اعضا طلا کنند مانع سوزانیدن آتش است ، و اهل صناعة طلق را مطهر قلعی میدانند هرگاه با آب گداخته شود. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). صاحب اختیارات گوید: کوکب الارض خوانند و عرق العروس و به یونانی اسطولای کواکب یعنی کوکب الارض . رازی گوید سه نوعست ، بحری و یمانی و اندلسی ، و یمانی نکوتر بود و تنک و براق . و هندی بشکل یمانی بودولیکن عمل وی نکند و اندلسی صحیفه ٔ وی ستبر بود، و غافقی گوید آن نوعی از حشیش است معروف به عرق العروس ،و ارسطو گوید که خاصیت طلق آنست که اگر بهاون یا به آهن و مطرقه و هر چیز که چیزها بدان توان کوفت ، بکوبند، کوفته نگردد مگر بحجر الماس بشکنند و قطعاً وی را سحق نتوان کرد مگر وقتی که چند سنگ کوچک با وی منضم سازند و در خرقه ٔ خشن یا مویینه بندند و در آب می جنبانند تا جسم وی خرده خرده شود و بگدازد، و علی بن محمد گوید حل وی چنان کنند که در خرقه ای بندند با سنگی چند خرد و در آب نیم گرم اندازند و به آهستگی بجنبانند تا حل شود و از خرقه بیرون آید، پس آب از وی صافی کنند و در آفتاب نهند تا خشک شود، و این مؤلف گوید این عمل را حلب خوانند چنانچه طلقی را که عمل بر آن کرده باشند طلق محلوب گویند نه محلول ، و شیخ الرئیس گوید خوردن وی خطرناک بود، و طبیعت وی سرد است در اول و خشک است در دوم ، قابض بود و خون را ببندد و به آب ل
سان الحمل ورم ثدیین و ذکر و خلف اذنین و مجموع گوشتی که سست بود در ابتدا نافع بود و خون رحم و مقعدببندد و چون مغسول کنند و به آب لسان الحمل بیاشامندنفع وی ظاهر شود و طلا کردن ذوسنطاریا را نافع بود ونافع بود جهت ریشهائی که در اعضای مجذوبان پیدا گردد. و صاحب منهاج از قول اسحاق گوید که نیم مثقال از وی سنگ بریزاند، و گویند مضر بود بسپرز و مصلح وی کتیرا بود و وی سوخته نشود الا به حیله . (اختیارات بدیعی ). سنگی مطبق و درخشنده که کیمیاگران خلاصه ٔ آن را بحکمت می کشند و بکار میبرند و آن بشکل سیمان است و آن را طلق روان گویند. ابن البیطار آرد: محمدبن عبدون گوید: سنگ براقی است که میتوان آن را در زیر ضربه بصورت ورقه های کوچک و نازکی درآورد و آنها را برای پنجره ٔ روشنائی گرمابه بکار برد و بجای شیشه از آنها استفاده کرد ، و بسریانی آن را فتخ و جیسما گویند. همچنین طلق را کوکب الارض و عرق العروس نیز خوانند. رازی در کتاب المدخل التعلیمی گوید: طلق را انواعی است از قبیل : بحری و یمانی و جبلی ، و هرگاه آن را در زیر ضربه قرار دهند بصفحه های سپید باریک تقسیم شود که براق و درخشان میباشند. و هم رازی در کتاب علل المعادن گوید: طلق دارای دو گونه است ، نوعی از آن ورقه ورقه میشود و از سنگ گچ تکوین میگردد و در جزیره ٔ قبرس وجود دارد. دیسقوریدوس گوید: طلق سنگی است که در قبرس یافت میشود شبیه به زاج یمانی است ، هنگامی که آن را بشکنند توبرتو و ورقه ورقه است و صفحه های آن بسهولت از هم جدا میشوند. اگر ورقه های آن را در آتش افکنند شعله ور میشوند و در حالی که آنها را از آتش بیرون می آورندنیز همچنان برافروخته میباشند ولی ورقه های مزبور سوخته نمیشوند. غافقی گوید: این جنس طلق را جیپس گویند که عبارت از طلق اندلس است . و علی بن محمد گوید: طلق بر سه گونه است : یمانی وهندی و اندلسی ، نوع یمانی گرانبهاترین و نوع اندلسی پست ترین آن میباشد و گونه ٔ هندی متوسط میان دو گونه ٔ مزبور است . گونه ٔ یمانی دارای ورقه هائی است که تا حد امکان نازک میباشد و به ورقه های نقره همانند است ولی رنگ آنها شبیه به رنگ صدف است . نوع هندی هم از لحاظ شکل مانند گونه ٔ یمانی است لیکن از نظر خاصیت پست تر از آنست . گونه ٔ اندلسی نیز ورقه ورقه میشود ولی ورقه های آن ضخیم و درشت است و آن را عرق العروس خوانند. ارسطوطالیس گوید: خاصیت طلق اینست که اگر آن را بوسیله ٔ ابزار آهنی و پتک و هاون و هر چیزی که بدان اجسام را نرم میکنند بکوبند به هیچ رو در آن تأثیری نمی بخشد ولی اگر با سنگ الماس آن را قطع کنند از همان محل قطع تبدیل به ورقه هائی میشود چنانکه یاد کردیم ، وبرای حل کردن این سنگ هیچ چاره ای نیست جز اینکه آن را با سنگریزه هائی در کیسه ای موئین یا از پارچه ٔ خشنی دیگر داخل کنند و پیوسته با آن سنگریزه ها تکان دهند تا ذرات آن از هم بگسلد و رفته رفته سائیده شود. علی بن محمد گوید: حل کردن آن بسهولت امکان پذیر است بدین طریق که آن را در پارچه ٔ کهنه ای با سنگریزه ها گرد آورند و در آب سرد فروبرند سپس به نرمی آن را تکان دهند تا حل شود و از کهنه داخل آب گردد، آنگاه آن را تصفیه کنند و در آفتاب بگذارند تا خشک شود، درین هنگام در ته ظرف گردی از آن بجای ماند. رازی گوید: برای تأثیر نکردن آتش در اجسامی که نزدیک آنست روی اجسام مزبور طلق میمالند. ابن سینا گوید: نوشیدن شربت آن خطرناک است زیرا ذرات آن به پرزها و خملهای معده و حلق و مری می چسبد، و آن در اول سرد و در دوم خشک است ، قابض و حابس خون باشد و برای ورم پستان و ذکر و پشت گوش و سایر عضلات سست سودمند است و شربت آن با آب لسان الحمل نفث الدم حبس کند و طلا و نوشیدن مغسول آن به آب لسان الحمل خون رحم و مقعد را حبس کند و نافع ذوسنطاریا باشد. غافقی گوید: برای قرحه هائی که در مجذوبان روی دهد نیکو است و آنها را اصلاح میکند و بهبود می بخشد. (از مفردات ابن البیطار). و رجوع به تذکره ٔ داود ضریر انطاکی شود. || در تداول اطفال ، بچه کُنَک . رجوع به بچه کنک شود.
- طلق روان ؛ یعنی شراب ، چه طلق بمعنی ابرک است چون حل شود و آب گردد اکسیر شود، بدین مناسبت شراب را گویند طلق روان کنایه از شراب است و بعربی خمر گویند. (برهان ) (آنندراج ) :
طلق روانست آب بی عمل امتحان
زرّ خلاص است خاک بی اثر کیمیا.
خاقانی .
- طلق روان گوهری ؛ کنایه از شراب انگوری است . (غیاث ) (آنندراج ).
- طلق محلول ؛ آنچه کیمیاگران بحکمت و ترکیبات ابرق را مثل آب میگردانند، و این اکسیر اعظم است . (غیاث ) (آنندراج ).
... ادامه
759 | 0
مترادف: 1- زرورق 2- درد، دردزايمان 3- جدايي
متضاد: ناروا، 1- خاص، ويژه 2- خالص، بي آميغ 3- مسلم، منحصر به فرد
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی] (حقوق)
مختصات: (طِ لْ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: talq
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 139
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
talc | laminated gypsum , divorce
ترکی
talk
فرانسوی
talc
آلمانی
talk
اسپانیایی
talco
ایتالیایی
talco
عربی
مسحوق تجميل بودرة | الطلق معدن طري , التلك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "طلق" در زبان فارسی چندین معنا و کاربرد دارد، و در نگارش آن باید به نکات زیر توجه کرد:

  1. معنی کلمه: "طلق" می‌تواند به معنی طلاق یا به عنوان یک اصطلاح در برخی زمینه‌ها به کار برود. بنابراین، ابتدا باید معنای مورد نظر را مشخص کنید.

  2. آوا و تلفظ: تلفظ صحیح کلمه "طلق" به صورت "طَلق" است و باید دقت کنید که حرف "ق" به شکل صحیح ادا شود.

  3. استفاده در جملات:

    • در جملات حاوی کلمه "طلق"، باید از نظر ساختار جملاتی کاملاً صحیح استفاده کنید. به عنوان مثال:
      • "او تصمیم به طلاق از همسرش گرفت."
      • "در فرهنگ اسلامی، طلاق به عنوان یک گزینه قانونی شناخته می‌شود."
  4. نگارش و املا:
    • کلمه "طلق" به همین شکل و بدون هیچ‌گونه علامت یا تغییر در املا نوشته می‌شود.
    • توجه داشته باشید که این کلمه در متون رسمی و غیررسمی با یکدیگر تفاوت دارند. در متون رسمی باید به دقت بیشتری به کاربرد و ساختار جملات توجه کنید.

با رعایت این نکات، می‌توانید به درستی از کلمه "طلق" استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. طلق یکی از مواد شفاف و سبک است که در صنایع مختلف به عنوان جایگزین شیشه استفاده می‌شود.
  2. در ساخت ماکت‌های معماری، اغلب از طلق برای نشان دادن پنجره‌ها و نمای ساختمان‌ها استفاده می‌کنند.
  3. هنگام کار با طلق، باید از ابزارهای مناسب و احتیاط‌های لازم استفاده کرد تا از آسیب و شکستگی جلوگیری شود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری