جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عزیز. [ ع َ] (اِخ ) شوهر زلیخا. (آنندراج ). در قرآن کریم ، به منزله ٔ صفتی است برای شخصی بنام پوتیفار (معرب ، فطیفر) که در دستگاه فرعون معاصر موسی (ع ) بسیار مقتدر و بانفوذ بود. (فرهنگ فارسی معین ) : و قال نسوة فی المدینة امراءة العزیز تراود فتاها (قرآن 30/12)؛ و زنانی در آن شهر گفتند که زن عزیز با غلام خود رفت و آمد میکند. قالت امراءة العزیز الآن حصحص الحق انا راوَدْتُه عن نفسه و اًنه لمن الصادقین (قرآن 51/12)؛ زن عزیز گفت اکنون حق ثابت شد، من برخلاف میل او از وی کامجو شدم و او از راست گویان است . قالوا یا أیها العزیز ان له أباً شیخاً کبیراً (قرآن 78/12)؛ گفتند ای عزیز او را پدری است مسن و سالخورده . عزیزو قیصر و فغفور را بمان که برت نه شار ماند و نه شیر و نه رای ماند و نه رام . روحانی . من عزیزم مصر حرمت را و این نامحرمان غرزنان برزنند و غرچکان روستا. خاقانی . مصری کلکت چو سحر عرضه کند گاه جود مصر و عزیزش بود بر دل و برچشم خوار. خاقانی . بلکه تا زآن عزیز ری مصراست خوار صد قاهره ست و قاهره خوار. خاقانی . دو امیرزاده در مصر بودند... یکی علامه ٔ عصر گشت و دیگری عزیز مصر شد. (گلستان سعدی ). که در مصر چون من عزیزی نبود. سعدی . عزیز مصر چمن شد جمال یوسف گل صبا به شهر درآورد بوی پیرهنش . سعدی . درین زمانه خریدار گشته است عزیز نشسته یوسف ما خوار در دکان تنها. سالک یزدی (از آنندراج ). ارجمند، شايسته، عاليقدر، عزتمند، گرامي، گرانمايه، محترم، نورچشم ذليل dear, darling, precious, honey, sweetheart, turtledove العزيز، حبيب، حبيبة، محبوب، عزيز، غال، بإعزاز، بثمن غالي، عزيزي canım cher liebling estimado caro گرامی، گران، محبوب، چیز عزیز و پربها، پر ارزش، گرانبها، قیمتی، نفیس، فوق العاده، عسل، شهد، انگبین، معشوق، یار، دلبر، معشوقه، دلارام، مامانی، کبوتر قمری
کلمه "عزیز" در زبان فارسی به صورتهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد و قواعد نگارشی خاصی دارد. در زیر به چند نکته دربارهی این کلمه و استفادهی صحیح آن اشاره میشود:
معنی و کاربرد: "عزیز" به معنای دوستداشتنی، با احترام، محبوب و گرانبها به کار میرود. میتواند به عنوان صفت برای توصیف افراد یا اشیاء استفاده شود.
نحوهی نوشتن: کلمه "عزیز" به صورت زیر نوشته میشود:
عزیز (بدون فاصله و علائم اضافی).
استفاده در گفتار و نوشتار:
در محاوره، معمولاً به عنوان الفاظ محبتآمیز برای خطاب به دوستان و نزدیکان به کار میرود (مثل "عزیزم").
در نوشتار رسمی، میتوان از آن برای خطاب به شخصیتهای مهم یا در متون ادبی استفاده کرد.
استفاده از عبارات: عباراتی مانند "عزیزم"، "عزیز من" و "عزیزان" نیز رایج هستند و به معنای ابراز محبت و احترام به کار میروند.
قواعد انشایی: توجه کنید که در جملهبندیها باید از ساختارهای درست استفاده کنید. به عنوان مثال:
"عزیزم، حال تو چگونه است؟"
"او یکی از عزیزترین دوستان من است."
نقطهگذاری: اگر "عزیز" در انتهای جمله قرار گیرد، باید شرایط نقطهگذاری را رعایت کرد:
"به دیدن شما آمدهام، عزیز."
با رعایت این نکات میتوانید به درستی و به زیبایی از کلمه "عزیز" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
تو برای من همیشه عزیز ترین فرد خواهی بود.
در روز تولدت، آرزو دارم که خوشبختی و سلامتی همیشه همراهت باشد، عزیزم.
یادآوری لحظات خوب با عزیزانم همیشه دلگرمم میکند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: گرامی، گران، محبوب، چیز عزیز و پربها، پر ارزش، گرانبها، قیمتی، نفیس، فوق العاده، عسل، شهد، انگبین، معشوق، یار، دلبر، معشوقه، دلارام، مامانی، کبوتر قمری