جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عک . [ ع َک ک ] (ع مص ) چیره شدن بر کسی در حجت . || برگرداندن بر کسی کار را چندان که آزارد آن را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || به تازیانه زدن . (از منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد). || میل کردن و حمله آوردن . || دوباره گفتن سخن را. (از منتهی الارب ). سخنی را با کسی گفتن ، و دوباره و سه باره تکرار خواستن آنرا. (از اقرب الموارد). || دیر نمودن در ادای حق کسی . (از منتهی الارب ). سهل انگاری کردن در حق کسی . (از اقرب الموارد). || باربار بدی کردن به کسی . (از منتهی الارب ) مکرر کردن بدی بر کسی . (از اقرب الموارد). || بند کردن ، و بازداشتن از حاجت کسی را. (از منتهی الارب ). بازداشتن . (المصادر زوزنی ). منصرف کردن کسی را از حاجتش و منع کردن او را. (از اقرب الموارد). || بیان کردن کلام را. (از منتهی الارب ). تفسیر کردن سخن را. (از اقرب الموارد). || گرم دائم شدن ، و گرم گردیدن تب . (از منتهی الارب ). ملازم گشتن تب کسی را و گرم کردن او را، تا لاغر شود. (از اقرب الموارد). || گرم شدن روز. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || تغییر یافتن رنگ ماده شتر به رنگی دیگر به سبب فربهی . || رد کردن سخن را بر کسی ، از ناپایداری . || بجوش آمدن از گرما و حرارت . (از اقرب الموارد). photo, picture, photograph, shot, vignette, echo, picto- صور، الصورة الفوتوغرافية، صورة فوتوغرافية، صورة عکس برداشتن از، تصویر، تصور، منظره، سینما، رسم، گلوله، تیر، تزریق، جرعه، پرتابه، شکل، پژواک، طنین، انعکاس صدا، طنین صدا، توف
کلمه "عک" به عنوان یک کلمه و اصطلاح مستقل به کار نمیرود و به نظر میرسد که شما به دنبال "عکس" باشید. با این حال، اگر به بحث در مورد کلمات مشابه یا مرتبط با عکاسی و عکسها علاقهمند هستید، میتوان نکات زیر را درباره نگارش و قواعد مربوطه ارائه داد:
نقطهگذاری: در جملهها و متنها از نقاط و سایر علامات نگارشی استفاده کنید تا مفهوم جملات به وضوح بیان شود.
ترکیب واژگان: "عکس" واژهای است که میتواند در ترکیب با دیگر واژهها به کار رود، مانند "عکسبرداری" یا "عکسالعمل".
صرف و نحو: دقت کنید که جملهها ساختار صحیح داشته باشند. مثلاً: "من عکسی از طبیعت گرفتم."
قیدها و صفتها: برای توصیف عکسها میتوانید از قیدها و صفتها استفاده کنید. مثلاً: "عکس زیبا" یا "عکس واضح".
فرمت نوشتاری: اگر در حال نوشتن مقاله یا متنی رسمی هستید، به فرمت متن و نحوه ارائه آن توجه داشته باشید.
اگر سؤالات خاصتری دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری درباره واژه "عکس" یا موضوعات مرتبط دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر