شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'ambari
amber  |

عنبری

معنی: عنبری . [ عَم ْ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به عنبر. آلوده به عنبر. معطر و خوشبو و یا سیاه و مشکی :
به عنبرفروشان اگر بگذری
شود جامه ٔ تو همه عنبری .
(هجونامه ٔ منسوب به فردوسی ).
صفت چند گویی ز شمشاد و لاله
رخ چون مه و زلفک عنبری را.
ناصرخسرو.
بالای سرو بوستان قدی ندارد دلستان
خورشید با رویی چنان مویی ندارد عنبری .
سعدی .
برِ حریر تنت عنبری و کافوری
دو خادمند یکی عنبر و یکی کافور.
نظام قاری .
|| سنگی زمین رنگ است که بسبزی زند، و بر او نقطه ٔ سیاه و زرد و سفید بود، و از او بوی عنبر آید. (نزهةالقلوب ). || نوعی از سیب . (آنندراج ). || نوعی از خربوزه . محسن تأثیر در تعریف خربوزه چنین گفته است :
هر عنبریش بطعم شکر
بگرفته خراج بوز عنبر.
(از آنندراج ).
... ادامه
660 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت نسبی، منسوب به عنبر) [عربی. فارسی] [قدیمی]
مختصات: ( ~ .) [ ع - فا. ] (ص نسب .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: 'ambari
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 332
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
amber
ترکی
kehribar
فرانسوی
ambre
آلمانی
bernstein
اسپانیایی
ámbar
ایتالیایی
ambra
عربی
كهرمان | كهرمان لون الكهرمان الأصفر , كهرماني , كهرماني اللون , العنبر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "عنبری" یک صفت در زبان فارسی است که به معنای مربوط به عنبر یا شبیه به آن است. در اینجا به برخی از نکات قواعد فارسی و نگارشی که می‌تواند در استفاده از این کلمه مفید باشد، اشاره می‌کنیم:

  1. نحوه نوشتار: کلمه "عنبری" به شکل صحیح "عنبری" نوشته می‌شود و دقت به عدم وجود اشکال نگارشی مهم است.

  2. صرف و نحوه کاربرد: "عنبری" معمولاً به عنوان صفت برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که ویژگی‌هایی مشابه با عنبر دارند. به عنوان مثال: "عطر عنبری" یا "رنگ عنبری".

  3. تطابق با نام‌ها: در جملات توصیفی، این کلمه باید با نام‌ها و اسامی دیگر از لحاظ جنس و تعداد مطابقت داشته باشد. به عنوان مثال: "گل‌های عنبری" به معنای جمع و "گل عنبری" به معنای مفرد است.

  4. جاگذاری: در جملات، معمولاً صفت‌ها (از جمله "عنبری") قبل از اسم قرار می‌گیرند: "عطر عنبری به مشام می‌رسد".

  5. استفاده در شعر و متون ادبی: کلمه "عنبری" می‌تواند در شعر و متون ادبی برای توصیف عواطف و احساسات به کار برود. شاعر می‌تواند از این کلمه برای ایجاد تصاویری دلنشین و توصیف زیبایی استفاده کند.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "عنبری" به شکل درست و مؤثری در متون فارسی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. رنگ عنبری در این تابلو، زیبایی خاصی به آن بخشیده است.
  2. او لباستی به رنگ عنبری پوشیده بود که همگان را مجذوب خود کرد.
  3. گل‌های عنبری در باغچه‌ی منزلش، زیبایی بهاری را دوچندان کرده بودند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری