شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

make a promise  |

عهد بستن

معنی: عهد بستن .[ ع َ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) پیمان بستن و معاهده کردن وقول دادن . (ناظم الاطباء). پیمان بستن . (فرهنگ فارسی معین ). قول و قرار گذاردن . پیمان کردن :
گرفت آن زمان سام دستش به دست
همان عهد و سوگند و پیمان ببست .
فردوسی .
ببستند عهدی که در کینه گاه
به مشت اندر آیند زی رزمخواه .
فردوسی .
نزدیک خواجه ٔ بزرگ رود تا تدبیر عهد بستن خلیفه و بازگردانیدن رسول پیش گرفته آید. (تاریخ بیهقی ص 293). میخواستیم ... در مهمات ملکی با رأی وی رجوع کنیم ... چون ... عهد بستن و عقد نهادن . (تاریخ بیهقی ). چون نشاط افتد که عهد و عقد بسته آید... قاضی شرائط آن را بتمامی بجای آرد. (تاریخ بیهقی ).
با شما گر عهد بست ابلیس او
گر وفا یابید ازو من کافرم .
ناصرخسرو.
بشکست غمزه ٔ تو عهدی که بست با من
آری عجب نباشد از تیغ بیوفائی .
رفیع لنبانی .
از سر عجب هر زمان با خود
عهد بندی که عهد ما شکنی .
خاقانی .
بسی سوگند خورد و عهدها بست
که بی کاوین نیارد سوی او دست .
نظامی .
بزرگان لشکر نمودند جهد
که با آن ولیعهد بندند عهد.
نظامی .
سکندر بدان خواسته عهد بست
به پیمان درخواسته داد دست .
نظامی .
عهد چون بستند و رفتند آن زمان
سوی مرعی ایمن از شیر ژیان .
مولوی .
طایفه ای از اوباش محلت با او پیوستند و عهد موافقت بستند. (گلستان ).
نبایستی از اول عهد بستن
چو دردل داشتن پیمان شکستن .
سعدی .
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفائی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپائی .
سعدی .
داده ام دل را به دست دشمن دینی دگر
بسته ام عهد محبت با تو آیینی دگر.
صائب (از آنندراج ).
... ادامه
1328 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 591
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
make a promise
عربی
قطع وعدا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه "عهد بستن" به معنای ایجاد توافق یا پیمان و ارتباطی متعهدانه است. در استفاده از این عبارت، می‌توان به چند نکته و قاعده نگارشی توجه کرد:

  1. نحو و ساختار جمله: "عهد بستن" معمولاً به عنوان یک فعل مرکب یا معمولاً به همراه الفاظ دیگری در جملات استفاده می‌شود. برای مثال:

    • "آنها در مورد همکاری‌های آینده عهد بستند."
    • "ما تصمیم به عهد بستن گرفتیم."
  2. استفاده از پسوندها: این کلمه می‌تواند به صورت‌های مختلف تغییر کند. برای مثال، "عهد بسته" یا "عهد بسته شده" نیز می‌تواند در متن‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

  3. نقش‌های نحوی: "عهد بستن" می‌تواند به عنوان فعل، اسم، یا حتی صفات در جملات مختلف به کار رود. به عنوان مثال:

    • "عهد بستن یک عمل مقدس است."
    • "عهدی که آنها بستند، بر پایه اعتماد بود."
  4. فاصله‌گذاری: به طور عادی بین "عهد" و "بستن" فاصله وجود ندارد، زیرا این عبارت به عنوان یک ساختار ترکیبی محسوب می‌شود.

  5. استفاده‌های فرهنگی و ادبی: در شعر و نثر فارسی، "عهد بستن" می‌تواند نمادی از وفاداری و رفاقت باشد و در ادبیات مشرق زمین بار معنایی خاصی دارد، بنابراین می‌توان در متون ادبی از آن با دقت استفاده کرد.

با توجه به این نکات، می‌توان به‌طور مؤثر از عبارت "عهد بستن" در مکالمات و نوشتارهای فارسی استفاده کرد.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری