شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

abscond  |

غایب شدن

معنی: غایب شدن . [ ی ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ناپدید شدن . پنهان شدن . گم شدن . غرب . (منتهی الارب ). غیب .غیاب . غیوب . غیوبة. غیبة. مغیب . اغابه ؛ غایب شدن شوهر. مغایبه . تغیب . (تاج المصادر بیهقی ) :
غایب نشده ست ایچ از اول کار
تا آخر چیزی ز علم علاّم .
ناصرخسرو.
از جهان نومید گشتم چون ز تو غایب شدم
هر که گفت از اصل گفته است این مثل : من غاب خاب .
انوری .
او را کنیزک ترکیه ای بود از او غایب شده بود. (انیس الطالبین بخاری ) کنیزکی داشتم ترکیه ، دو سال است که از من غایب شده است . (انیس الطالبین ). در چنین حال نیز درازگوش من غایب شد، قوی پریشان خاطر گشتم . (انیس الطالبین ). من گفتم دوازده روز است که درازگوش من غایب شده است . (انیس الطالبین ). آن سوار گفت که سه ماه است که هفت شتر من غایب شده است . (انیس الطالبین ). از نزدیکان حضرت خواجه ٔ ما را قدس اﷲ روحه مبلغ بیست و پنج دینار عدلی غایب شده بود. (انیس الطالبین بخاری ). از پس آن از میان خلق بیرون آمد و غایب شد. (انیس الطالبین ). روز دیگر ملک به عذر قدومش رفته بود. عابدی ازجا برجست ... و ثنا گفت چو غایب شد کسی که مجال گستاخی داشت ، شیخ را پرسید. (گلستان ). چندانکه از نظر یاران غایب شد به برجی رفت . (گلستان ).
اگر پیشم نشینی دل نشانی
وگر غایب شوی در دل نشان هست .
سعدی .
دلی که دید که غایب شده ست از این درویش
گرفته ازسر مستی و عاشقی سر خویش .
سعدی (خواتیم ).
چون تو حاضر میشوی من غایب از خود میشوم
بس که حیران می بماند عقل در سیمای تو.
سعدی (خواتیم ).
صبر مغلوب وعقل غالب شد
تا بدسته ٔ درفش غایب شد.
سعدی (هزلیات ).
ور از جهل غایب شدم روز چند
کنون کآمدم در برویم مبند.
سعدی (بوستان ).
شاد آمدی ای فتنه ٔ نوخاسته از غیب
غایب مشو از دیده که در دل بنشستی .
سعدی (طیبات ).
تو آن نه ای که چو غایب شوی ز دل بروی
تفاوتی نکند قرب دل به بعد مکان .
سعدی .
گفتم مگر برفتی غایب شوی ز چشمم
آن نیستی که رفتی آنی که در ضمیری .
سعدی (طیبات ).
رفیقی که غایب شد ای نیکنام
دو چیز است از او بر رفیقان حرام .
سعدی (بوستان ).
... ادامه
571 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1367
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
abscond | disappear , get absent , to be absent
عربی
هرب | استخفى , فر , فر سرا

واژگان مرتبط: فرار کردن، گریختن، رونشان ندادن، روپنهان کردن، غایب شدن، ناپدید شدن، نابود شدن، پیدا نبودن، ناپیدا شدن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری