شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qaz[z]
ghaz  |

غض

معنی: غض . [ غ َض ض ] (ع مص ) غض طَرف ؛ فروخوابانیدن چشم را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). چشم خوابانیدن . (غیاث اللغات ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). فروخوابانیدن چشم . (تاج المصادربیهقی ): غض بصر؛ چشم پوشی . غض بصر از کسی ؛ برگردانیدن چشمها از او. || غض طرف کسی ؛ واداشتن اوبه پائین آوردن چشمان خود. (دزی ج 2 ص 215). || غض طَرف ؛ برداشت کردن مکروه را. (منتهی الارب ). برداشتن مکروه . (آنندراج ). تحمل کردن و برداشتن مکروه . (غیاث اللغات ). غض طرف برای کسی ؛ تحمل مکروه بر او، شاعر گوید: «و ماکان غض الطرف منّا سجیّة». (از اقرب الموارد). || غض صوت ؛ فروداشتن آواز را. و منه قوله تعالی : و اغضض من صوتک . (قرآن /31 19). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). فروداشتن آواز. (تاج المصادر بیهقی ). آواز فروداشتن .(ترجمان علامه ٔ جرجانی ). || کم گردیدن مرتبه ٔ کسی و برافتادن از پایه ٔ خود. || غض ّ شاخه ؛ شکسته گردیدن آن و جدا نگشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || غض ّ چیزی ؛ کم کردن آن . (منتهی الارب ). نقصان کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ): غض الشی ٔ؛ نقصه ، تقول : لااغضّک درهماً؛ ای لاانقصک . (اقرب الموارد). غذّ مبدل غض است . رجوع به نشوءاللغة العربیة ص 54 شود. || (ص ) تازه روی خندان . || تازه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). طری ّ. (اقرب الموارد). تر و تازه : الحصرم هو غض العنب مادام اخضر. (ابن البیطار). || شکوفه ٔ نازک . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الطلع الناعم . (اقرب الموارد). تُرد. شکوفه ٔ نرم . (ناظم الاطباء). || (اِ) گوساله ٔ نوزاده . ج ، غِضاض . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الحدیث النتاج من اولاد البقر. (اقرب الموارد). || (اِمص ) جوانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جوانی با خرمی و خندانی : شباب غض ؛ ای ناضر. (اقرب الموارد).
... ادامه
426 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی: غضّ] [قدیمی]
مختصات: (غَ ضّ) [ ع . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1800
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
ghaz
عربی
غاز
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "غض" در زبان فارسی به معنای خشم و غضب آمده است. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با کلمه "غض" و استفاده از آن اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نوشتار:

    • "غض" به صورت صحیح نوشته می‌شود و در نوشتار فارسی از حروف فارسی استفاده می‌شود.
  2. تعریف:

    • "غض" به معنای خشم و ناراحتی است و معمولاً در زمینه‌هایی مانند خشم خداوند یا خشم انسان‌ها استفاده می‌شود.
  3. جمله‌سازی:

    • در جمله‌سازی، این کلمه می‌تواند به عنوان اسم یا صفت به کار رود. مثلاً: "غض او به وضوح در چهره‌اش نمایان بود."
  4. قوانین نگارشی:

    • در استفاده از "غض" در متن، دقت کنید که واژه‌های اطراف آن با آن هماهنگ باشد. به عنوان مثال، "غض و غفلت" یکی از ترکیباتی است که به معنای خشم و بی‌توجهی است.
  5. معادل‌ها:
    • توجه داشته باشید که "غض" معانی و معادل‌های مختلفی دارد که در متن باید به دقت انتخاب شوند.

در نگارش و استفاده از این کلمه، رعایت قواعد نحوی و اشتباهات املایی اهمیت زیادی دارد تا معنی دقیق حفظ شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او به خاطر رفتار ناپسند دوستانش دچار غض شد و دیگر نمی‌توانست خندیدن را فراموش کند.
  2. هنگامی که به او بی‌احترامی کردند، غصه و غض بر دلش نشسته بود.
  3. در لحظات غض، تصمیمات شتاب‌زده‌ای می‌گیرد که بعدها از آن پشیمان می‌شود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری