شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

fars
firth  |

فرث

معنی: فرث . [ ف َ ] (ع اِ) سرگین شکنبه . (ترجمان ترتیب عادل بن علی ). سرگین . (فهرست مخزن الادویه ). سرگین در شکنبه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : و اًن ّ لکم فی الأنعام لعبرة نُسقیکم ممّا فی بطونه من بین فرث و دم لبناً خالصاً سائغاً للشاربین . (قرآن 66/16). از روضه ٔ نسل و حرث به مزبله ٔ روث و فرث فرودآمدن محض ضلالت است و عین جهالت . (مقامات حمیدی چ انزابی نژاد ص 151).
صبرشیر اندر میان فرث و خون
کرده او را ناعش ابن اللبون .
مولوی (مثنوی چ نیکلسون دفتر 6بیت 1409).
|| کشتی خرد. (منتهی الارب ). رکوة. ج ، فروث . (اقرب الموارد). || (مص ) پاره کردن جگر. (مصادر زوزنی ). زدن بر جگر کسی و حال آنکه او زنده است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || واکردن جله ٔ خرما. (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). خنور برگ خرما را شکافته و بیرون و پراکنده کردن آنچه در آن بود. || شوریدن دل زن باردار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || ریزه کردن . (منتهی الارب ).
... ادامه
669 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (فَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 780
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
firth
عربی
لسان بحري | فيرث
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "فرث" در زبان فارسی به معنای "پشم" یا "مو" مورد استفاده قرار می‌گیرد و به طور خاص به موهای حیوانات اشاره دارد. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر را می‌توان در نظر گرفت:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "فرث" باید به همین شکل نوشته شود و هیچ‌گونه تغییر یا اختصار نداشته باشد.

  2. جنس و تعداد: این کلمه معمولاً به‌صورت مفرد استفاده می‌شود، اما در صورت نیاز به بیان چند نوع یا نوع‌های مختلف مو، می‌توان به صورت "فرث‌ها" (جمع) نیز به کار رود.

  3. مکالمه: در مکالمات غیررسمی ممکن است از واژه‌های دیگری برای وِصف "فرث" استفاده شود، ولی در متون رسمی باید به‌طور صحیح از آن استفاده شود.

  4. استفاده در جملات: کلمه "فرث" می‌تواند در جمله‌ها به‌راحتی به‌کار برود. مثلاً: "حیوانات در فصل سرما فرث بیشتری دارند."

  5. معادل‌سازی: در مواقعی که به دنبال معادل برای "فرث" هستید، می‌توانید به واژه‌هایی مانند "پشم" یا "مو" اشاره کنید، ولی توجه داشته باشید که این معادل‌ها ممکن است از نظر معنایی دقیقاً هم‌معنا نباشند.

  6. استفاده در متون تخصصی: در متون علمی یا زیست‌شناسی، دقت در استفاده از کلمه "فرث" بسیار مهم است، زیرا ممکن است به نوع خاصی از مو یا پشم حیوانات اشاره داشته باشد.

با رعایت این نکات می‌توانید به‌درستی از کلمه "فرث" در نوشتار و گفتار فارسی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در جنگل‌های شمال کشور، فرث‌های زیادی بر روی زمین دیده می‌شود که نشانگر حضور حیوانات حیوانات در آن منطقه است.
  2. در بعضی از فرهنگ‌ها، فرث به عنوان یک علامت خوش‌شانسی و فراوانی شناخته می‌شود.
  3. کشاورزان در فصل برداشت، فرث را به عنوان کود طبیعی برای تقویت خاک استفاده می‌کنند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری