جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: فرمانده . [ ف َ دِه ْ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) حاکم و آمر. (آنندراج ). کسی که حکم و فرمان میدهد و امر می کند. (ناظم الاطباء) : چاکران تو همه فرماندهان عالمند ای همه فرماندهان پیش تو در فرمان بری . سوزنی . ای حاکم کشور کفایت فرمانده فتوی ولایت . نظامی . زنی فرمانده است از نسل شاهان شده جوش سپاهش تا سپاهان . نظامی . گر زر و گر خاک ما را بردنی است امر فرمانده به جای آوردنی است . مولوی . ندانم که گفت این حکایت به من که بوده ست فرماندهی در یمن . سعدی (بوستان ). || کسی که حکم را اجرا می کند. || سردار و امیر و پادشاه . (ناظم الاطباء). || در اصطلاح نظامیان ، افسری را گویند که یک یا چند واحد نظامی در تحت فرمان وی باشد: فرمانده گروهان . فرمانده گردان . فرمانده هنگ . فرمانده تیپ . فرمانده لشکر. فرمانده سپاه . 1- آمر
2- امير، سالار، سپهسالار، سردار، سركرده، سرلشكر فرمانبر commander, chief, leader, commandant, admiral, prefect, monarch, commander-in-chief, the commander قائد، آمر، قائد عسكري، ضابط في البحرية komutan le commandant der kommandant el comandante il comandante رئیس، تخماق، ضابط، فرمانفرما، فرمانروا، سر، پیشرو، سید، رهبر، رئيس، پیشوا، راهنما، راس، افسر فرمانده، دریاسالار، امیرالبحر، عالی ترین افسرنیروی دریایی، بخشدار، افسر ارشد، پادشاه، سلطان، شهریار، فرمانروای مطلق، مرد کلاهدار، سپهبد، خیلباش
کلمه "فرمانده" از نظر قواعد فارسی و نگارشی به شرح زیر است:
ساختار کلمه: "فرمانده" یک کلمه مرکب است که از دو بخش "فرمان" و "ده" تشکیل شده است. "فرمان" به معنای دستوری است که صادر میشود و "ده" به معنای کسی است که آن فرمان را میدهد.
نوع کلمه: "فرمانده" یک اسم است و به شخصی اشاره دارد که مسئولیت یا سمت رهبری و هدایت یک گروه یا واحدی را بر عهده دارد.
جمعسازی: جمع "فرمانده" "فرماندهان" یا "فرماندهها" است. در نوشتار رسمی بهتر است از "فرماندهان" استفاده شود.
نقطهگذاری: این کلمه در جملات باید به درستی و در جای مناسب خود قرار گیرد. معمولاً در جملات خبری، این کلمه بعد از فعل قرار میگیرد.
اصطلاحات مرتبط: در زبان فارسی، اصطلاحات و عبارات مختلفی با کلمه "فرمانده" وجود دارد، مانند "فرماندهی" (فرآیند یا عمل رهبری) و "فرماندهی واحد" (رهبری یک گروه خاص).
مورد استفاده: این کلمه در متون نظامی، مدیریتی، اجتماعی و آموزش و پرورش به وفور استفاده میشود.
توجه به املای صحیح: در نوشتن این کلمه باید به املای آن دقت کرد و از نوشتن نادرست آن (مثلاً "فرمانده") پرهیز کرد.
در نهایت، "فرمانده" یک اصطلاح مهم و پرکاربرد در زبان فارسی است که به دلایل مختلف در متون مختلف با معانی و مفهومهای گوناگون به کار میرود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
فرمانده نیروهای ویژه با برنامهریزی دقیق، عملیات نجات گروگانها را به خوبی مدیریت کرد.
در جلسه صبحگاهی، فرمانده به تمام اعضای تیم دستورالعملهای مهم را ابلاغ کرد.
احترام به فرمانده و رعایت سلسلهمراتب در هر سازمان نظامی از اصول اساسی موفقیت است.