شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

fute
doily  |

فوطه

معنی: فوطه . [ طَ / طِ ] (معرب ، اِ) معرب فوته . (فرهنگ فارسی معین ). لُنگ . ازار. بستن . بستنی . (از یادداشتهای مؤلف ) : و از بصره نعلین خیزد و فوطه های نیک . (حدود العالم ).
ای نهاده به سر اندر کله دعوی
جانْت پنهان شده در فوطه ٔ نادانی .
ناصرخسرو.
بر تن خویش تو را فوطه ٔ کرباسی
به که بر خاکت دیبای سپاهانی .
ناصرخسرو.
سوی حوض آمدند نازکنان
گره از بند فوطه بازکنان .
نظامی .
|| جامه ای که از سند آرند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نوعی پارچه است : هیچکدام را ندیدم بی طیلسان شطوی یا توزی یا شبستری یا ریسمانی یا دست کار که فوطه است . (تاریخ بیهقی ).
چرا پیچد مگس دستار فوطه
چرا پوشد ملخ رانین دیبا؟
خاقانی .
چو شیخی فوطه پوشیده برون شد
چو رندی دردنوشیده درآمد.
خاقانی .
|| چادر نگارین یا چادر خطدار، و لغةً سندی است . (منتهی الارب ). ج ، فُوَط. (از اقرب الموارد).
ترکیب ها:
- فوطه باف . فوطه بافی . فوطه پوش . فوطه دار. فوطه ربا. فوطه فروش . فوطه کردن .فوطه ٔ نان . رجوع به هر یک از این کلمات شود.
... ادامه
821 | 0
مترادف: بالاپوش، طيلسان، كمربند، لنگ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: فوطَة، معرب، مٲخوذ از فارسی: فوته] ‹فوته›
مختصات: (طِ) [ معر. ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 100
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
doily
عربی
شرشف الطاولة | منديل المائدة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «فوطه» در زبان فارسی به معنای پارچه‌ای است که برای پوشاندن یا خشک کردن بدن استفاده می‌شود. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحو (ترکیب جملات):

    • می‌توان از این کلمه در جملات مختلف به عنوان اسم استفاده کرد. مثلاً: «او فوطه را بر روی میز گذاشت.»
  2. صرف (تبدیل به اشکال دیگر):

    • این کلمه معمولاً به شکل مفرد و جمع استفاده می‌شود. مثلاً: فوطه (مفرد) و فوطه‌ها (جمع).
  3. ضد و نقیض (استفاده از کلمات متضاد):

    • در جملات می‌توان از واژه‌های مرتبط مانند کلمه «سجاده» یا «روانداز» به عنوان واژه‌های متضاد یا مشابه استفاده کرد.
  4. تاکید و تأکیدات:

    • برای تأکید بر لزوم یا اهمیت فوطه، می‌توان از عبارات تاکیدی استفاده کرد. مثلاً: «این فوطه بسیار نرم است و برای راحتی شما ضروری است.»
  5. نوشتن صحیح (املاء و تلفظ):
    • املای صحیح کلمه «فوطه» به این صورت است و باید توجه داشت که در نوشتن، به شکل درست آن توجه شود.

با رعایت این نکات، می‌توان به بهبود نگارش و استفاده از کلمه «فوطه» در متون و محاورات پرداخت.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در روزهای گرم تابستان، همیشه یک فوطه نرم و خنک در کنارم دارم تا به هنگام استراحت از آن استفاده کنم.
  2. او فوطه‌ای رنگارنگ را برای سفر به کنار دریا انتخاب کرد که با هر بار استفاده، حس شادی را برایش به ارمغان می‌آورد.
  3. پس از یک روز طولانی در آفتاب، نشستن بر روی فوطه و نوشیدن آب میوه، احساس آرامش بی‌نظیری به او داد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری