شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qif
funnel  |

قیف

معنی: قیف . (اِ) آلتی که آن را از فلز یا شیشه سازند و دهانه ٔ آن بشکل مخروطی است که از پائین به لوله ای استوانه ای متصل میگردد و مایعات را بوسیله ٔ آن در ظرف دهان تنگ میریزند. (فرهنگ فارسی معین ).
تکاو. تکاب . طرجهساله . طرجهاره . قمع. (منتهی الارب ) . رجوع به قمعشود.
- قیفهای لرزان ؛ نام بخشی است از دستگاه گوارش لاله های دریایی . عده ٔ قیفهای لرزان برحسب سن جانور تغییر می یابد (از 5 الی 1500 عدد) و در سطح فوقانی صفحه باز می شوند. آب دریا بواسطه ٔ قیف های مذکور در شبکه های حفره ٔ عمومی بدن ریخته و از آنجا به تمام نقاطمیرود. رجوع به جانورشناسی عمومی چ دانشگاه ج 1 صص 250-251 شود.
... ادامه
942 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات: (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 190
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
funnel | hopper , cone
عربی
قمع | أنبوب , مدخنة , تقمع , مركز , جرى في قمع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "قیف" در زبان فارسی به چند صورت استفاده می‌شود و قواعد نگارشی و دستوری خاصی دارد. در زیر به برخی از نکات مهم درباره این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. تعریف: "قیف" به معنای ظرفی است که در انتهای آن گشاده و در ابتدای آن باریک می‌شود و معمولاً برای ریختن مایعات یا پودرات به درون ظرف‌های دیگر استفاده می‌شود.

  2. قواعد املایی: در نوشتن این کلمه، باید به حروف و اعراب آن دقت شود. معمولاً به صورت "قیف" نوشته می‌شود با "ق" و "ی" و "ف".

  3. نوشتار رسمی: در نوشتار رسمی، کلمه "قیف" باید به صورت کامل و بدون اختصار نوشته شود.

  4. ج زمانی: در جمله به عنوان اسم می‌تواند به کار رود. به عنوان مثال: "من یک قیف برای ریختن آب نیاز دارم."

  5. ترکیب‌ها: در ترکیب‌های مختلف می‌توان این کلمه را به کار برد، مثلاً "قیف پلاستیکی" یا "قیف شیشه‌ای".

  6. جمع: جمع بستن این کلمه به صورت "قیف‌ها" است.

با رعایت موارد بالا، می‌توان به بهبود نگارش و استفاده صحیح از کلمه "قیف" در جملات فارسی کمک کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او با دقت قیف را روی ظرف گذاشت تا مایع را به آرامی بریزد.
  2. در جشن تولد، کیک را با قیف تزئین کرد و به آن ظاهری جذاب بخشید.
  3. من برای درست کردن بستنی خانگی از قیف مخصوص استفاده کردم تا طرح‌های زیبایی بسازم.

واژگان مرتبط: دودکش، بادگیر، عضو یا اندام قیفی شکل، جهنده، هر گونه حشره جهنده، لی لی کننده، مخروط، میوه کاج، هر چیز مخروطی یا کله قندی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری