شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[keri]
deaf  |

کری

معنی: کری . [ ک َ ] (اِ) مقابل جفت است . واحدی از زمین از لحاظ کشت و زرع . (یادداشت مؤلف ). فرد : و به نواحی قزوین به وشمار شاهی جفت پیمایند و به وشمار شاپوری کری . (یواقیت العلوم ). گویند صد کری زمین سرای او بود. (تاریخ طبرستان ). در مقابل سرای از آن جانب میدان چهارصد کری زمین باغی دیگر ساختند. (تاریخ طبرستان ). مردی صاحب عیال یک کری زمین ملک داشت براو تکلیف کردند، گفت : هرگز نفروشم . (تاریخ طبرستان ). دیهی است مندول گویند شصت کری زمین بود برنج درفشاندندی . (تاریخ طبرستان ). || واحدی در وزن : خرمنی باشد ثلث وی به صدقه داده اند و ثمن وی برای نفقه و تخم بازگرفتند و خمس باقی از بهر برزیگری بگذاشتند و سبع باقی در کندوج افکندند. بیست کری بماند اصل خرمن چند بوده است ؟ (یواقیت العلوم ).
چرخ است و خوشه ای بزکاتش مدار چشم
کآن صاع کو دهد دو کری یک قفیز نیست .
خاقانی .
و رجوع به گری شود.
... ادامه
732 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، مُمالِ کراء] [قدیمی]
مختصات: (کَ) (حامص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: kari
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 230
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
deaf | kerry
ترکی
kerry
فرانسوی
kerry
آلمانی
kerry
اسپانیایی
kerry
ایتالیایی
kerry
عربی
أصم | أطرش , متصام
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کری" در زبان فارسی ممکن است به معانی مختلفی اشاره کند و بسته به زمینه، قواعد نگارشی و دستوری خاصی داشته باشد. در زیر به برخی نکات مربوط به این کلمه اشاره می‌شود:

  1. هجی و نگارش:

    • کلمه "کری" به صورت "کری" نوشته می‌شود.
    • در نوشتار فارسی، توجه به اعراب‌گذاری (اگر نیاز باشد) و دقیق بودن در هجی این کلمه اهمیت دارد.
  2. قواعد صرف و نحو:

    • "کری" می‌تواند به عنوان صفت (مثلاً در ترکیب "صدای کری") یا اسم (همچون "آواز کری") به کار رود.
    • در جملات، باید به هم‌خوانی آن با دیگر اجزای جمله توجه شود. به عنوان مثال، اگر "کری" به عنوان صفت استفاده شود، باید با اسم متناسب با آن از نظر جنس و عدد همخوان باشد.
  3. نشانه‌های جمع و فعلی:

    • اگر "کری" در نقش جمع یا به عنوان فعل در فارسی بکار رود، باید با توجه به قواعد مربوط به جمع و تغییرات فعلی به کار رود.
  4. استفاده در متن:
    • اگر "کری" در متنی خاص به کار می‌رود (مثلاً شعر، داستان، یا متن علمی)، توجه به سیاق و وجهه خاص آن نیز بسیار مهم است. همچنین ممکن است به عنوان استعاره یا کنایه نیز استفاده شود.

به طور کلی، هنگام استفاده از واژه "کری" در نوشتار فارسی، باید به زمینه و نحوه استفاده از آن دقت کرد و از قواعد عمومی زبان فارسی پیروی نمود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

۱. در شب کری، آسمان پر از ستاره‌های درخشان بود و همه از زیبایی آن لذت می‌بردند.
۲. جشن کری هر سال بهانه‌ای می‌شود تا خانواده‌ها دور هم جمع شوند و خاطرات خوشی بسازند.
۳. کری با گوش دادن به موسیقی‌های شاد و دیدن رقص نورها، حال و هوای خاصی به جشن می‌دهد.


واژگان مرتبط: کر، پوک، فاقد قوه شنوایی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری