شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

chloe  |

کلو

معنی: کلو. [ ک ُ ] (اِ) کلانتر بازار و ریش سفید و رئیس محله را گویند. (برهان ). کلانتر و رئیس محله و بازار را گویند. در خراسانی و اصفهانی ، کَلو. رئیس محله . کلانتر. (فرهنگ فارسی معین ). شایدمخفف و شکسته ٔ کلان و کلانتر. رئیس بازار. رئیس ده . کدخدا. داروغه . کلانتر محل . سرهنگ عیاران . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : بعد از مدتی ملک زاده جمال الدین ابواسحاق به کین برادر خروج کرد و شیرازیان اکابر و کلویان مثل خواجه فخرالدین سلمانی و کلو فخرو اتباع او اتفاق کردند و کلوحسین و جمعی اکابر که ... در محله ٔ ایشان بود. (ذیل حافظ ابرو بر تاریخ رشیدی ). کلو فخرالدین مستحفظ دروازه ٔ کازرون و ناصرعمر کلوی محله ٔ موردستان شیراز. (مطلع السعدین ). امیر حاج خراب و حاج شمس کلوهای محله ٔ باغ نو شیراز. (مطلعالسعدین ). کلوحسین از محله ٔ بال گود. (مطلع السعدین ).
به ، شیخ و سیب ، مفتی و ریواس ، محتسب
بالنگ شد کلو و ترنجش مشیر گشت .
بسحاق اطعمه .
|| رئیس هر صنف از کسبه . (فرهنگ فارسی معین ). ابن بطوطه در ذکر اصفهان گوید: «و اهل کل صناعة یقدمون علی انفسهم کبیراً منهم یسمونه «الکلو» و کذلک کبارالمدینة(اصفهان ) من غیر اهل الصناعات ». (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
کافه ٔ خلق همه پیش رخت سجده برند
حوریا روح که باشد که کلوی تو بود.
سنائی (از فرهنگ فارسی معین ).
|| مرتبه ای در نزد فتیان و اخیه . (فرهنگ فارسی معین ). گویا مرتبتی و منصبی در خانقاه یا در تکیه ها بوده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
ایروگلو،ایروگلو، کرده مرا دنگ و دلو
هرکه ازین هردو برست اوست اخی اوست کلو.
مولوی (از فرهنگ فارسی معین ).
... ادامه
660 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (کُ) (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 56
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
chloe
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه "کلو" به معنای خاص و مشخصی اشاره ندارد و ممکن است بسته به متن استفاده شده، معنی متفاوتی داشته باشد. با این حال، فرض می‌کنیم که این کلمه به معنای "ستاره" یا "موزیک" در برخی از گویش‌های محلی یا به خصوص در ادبیات عامیانه استفاده شده باشد.

اگر شما به دنبال اصول و قواعد نگارشی مرتبط با این کلمه هستید و در نظر دارید که آن را در جمله‌ای به کار ببرید یا به نوعی خاصی آن را بکار ببرید، موارد زیر می‌تواند مفید باشد:

  1. جنس و شمار: کلمه "کلو" می‌تواند بسته به معنا یا کاربردی که از آن می‌کنید، مفرد یا جمع باشد؛ بنابراین در جایی که استفاده می‌شود باید به جنسیت و شکل جمع آن توجه کرد.

  2. جملات و ساختار: باید توجه داشته باشید که چگونه می‌خواهید این کلمه را در جملات قرار دهید. ساختار گویشی و نگارشی جملات باید صحیح باشد.

  3. نقطه‌گذاری: هر جمله‌ای که کلمه "کلو" در آن استفاده می‌شود باید با دقت نقطه‌گذاری شود. این شامل استفاده صحیح از ویرگول، نقطه و سایر نشانه‌های نگارشی است.

  4. معنای کلمه: قبل از استفاده از کلمه "کلو"، اطمینان حاصل کنید که با مفهوم آن آشنا هستید و در متن شما به درستی ترجمه و تفسیر می‌شود.

اگر سوال خاصی در مورد نحوه استفاده از کلمه "کلو" در متن یا جملات دارید، می‌توانید آن را بفرمایید تا بیشتر راهنمایی کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. هر روز بعد از مدرسه به کلو می‌رویم تا با دوستانم بازی کنیم.
  2. در کلو، همیشه چیزی برای خوردن پیدا می‌شود و همه می‌توانند از آن لذت ببرند.
  3. کلو یکی از محبوب‌ترین مکان‌ها برای دورهمی‌های خانوادگی در تابستان است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری