شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

slacken  |

کند کردن

معنی: کند کردن . [ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سست و ناتوان کردن . از کار انداختن :
تا آن جوان تیز و قوی را چو جادوان
این چرخ تیزگرد چنین کرد کند و پیر.
ناصرخسرو.
|| تیزی و حدّت چیزی را کاستن . برندگی چیزی را از بین بردن : بدین سبب است که سرکه دندان کند کند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
ترشی های چرخ ناشیرین
کند کرده است تیز دندانم .
روحی ولوالجی .
تواضع کن ای دوست با خصم تند
که نرمی کند تیغ برنده کند.
سعدی .
... ادامه
448 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 348
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
slacken | blunt , sheathe , decelerate , clog , dull , hebetate , let up , rebate , to slow down
عربی
تراخى | خفف السرعة , توانى , أضعف , ارتخى , أبطأ

واژگان مرتبط: شل کردن یا شدن، سست کردن، اهسته کردن، کم شدن، خرد شدن، غلافدار کردن، پوشاندن، غلاف کردن، کاستن سرعت، از سرعت چیزی کاستن، مسدود کردن، لخته شدن، زیادی پر کردن، بستن، کودن کردن، خرفت شدن، کاستن، کم کردن، بی ذوق کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری