شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'āheste

آهسته

معنی: آهسته . [ هَِ ت َ / ت ِ ] (ص ، ق ) آرام . بی شرور : اوهر، شهرکیست به بر کوه نهاده و با آبهای بسیار، جائی بسیارکشت و مردمانی آهسته . (حدودالعالم ).
شتاب گیرد و گرمی بوقت پاداشن
صبور گردد و آهسته گاه بادافراه .
فرخی .
بس آهسته و چابک و بخردند
ز کنعان بامّید بار آمدند.
شمسی (یوسف و زلیخا).
- آهسته آهسته ؛ نرم نرم :
بساغر نقل کرد از خم شراب آهسته آهسته
برآمد از پس کوه آفتاب آهسته آهسته .
صائب .
|| نرم . بارفق . سردماغ . مقابل آشفته :
گهی آرمده و گه آرغده
گهی آشفته و گه آهسته .
رودکی .
بدو گفت ما را که شایسته تر
چنین گفت آنکس که آهسته تر.
فردوسی .
پراندیشه شد شاه یزدان پرست
ز خون ریختن دست گردان ببست
چو مهر جهانجوی پیوسته شد
دل مرد آشفته آهسته شد.
فردوسی .
|| با آوازی که جهر نباشد. یواش . نرم . || آرام . باسکینه . باطمأنینه . رزین . گران سنگ . باوقار. موقر. حازم . محتاط. رکین . متین . مقابل تیز و تند :
کنون بند فرمای و خواهی بکش
مرا دل درست است و آهسته هش .
فردوسی .
|| حلیم . بردبار. درنگ پیشه :
چنین گفت موبد به بهرام تیز
که خون سربیگناهان مریز
چو خواهی که تاج تو ماند بجای
مبادی جز آهسته و پاکرای .
فردوسی .
ز گردنکشان او همال من است
نه چون بنده ٔ بدسگال من است
هشیوار و آهسته و بانژاد
بسی نام بردار دارد بیاد.
فردوسی .
بشب چیزهائی نمایم بخواب
که آهستگان را کنم پرشتاب .
فردوسی .
کریم است و آزاده و تازه روئی
جوان است و آهسته و باوقاری .
فرخی .
تو شاه و شهریار و پادشائی
بکام خویشتن فرمانروائی
چنان باید که تو آهسته باشی
همه کار نکو دانسته باشی .
(ویس و رامین ).
متناسب اعضاء و خوش حرکات و خردمند و آهسته . (چهارمقاله ). || بی آوازی : زن را آهسته بیدار کرد. || ساکت و صامت :
یهودا هم آهسته و خامش است
دلم زین جهت بی ره و بی هش است .
شمسی (یوسف و زلیخا).
|| یواش . بی شتاب . بطی ٔ. کند. باتأنی :
بر شیر از آن شدند بزرگان دین سوار
کآهسته تر ز مور گذشتند بر زمین .
خواجه عماد فقیه .
ره رو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود
ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود.
؟
|| بنرمی . رفته رفته . یواش یواش . کم کم :
اول چراغ بودی آهسته شمع گشتی
آسان فرا گرفتم در خرمن اوفتادی .
سعدی .
گرچه آهسته خر همی رانی
هم بجائی رسی چو میدانی .
اوحدی .
|| نرم . برِفْق :
زنهار قدم به خاک آهسته نهی
کآن مردمک چشم نگاری بوده ست .
خیام .
|| (صوت ) آهسته ! آرام گوی ! آرام رو! مَهْلاً!
... ادامه
1286 | 0
مترادف: آرام، بتدريج، بطيء، تاني، درنگ، كند، ملايم، نرم، نرمنرمك، يواش
متضاد: تند، سريع
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت، قید)
مختصات: (هِ تِ) (ص . ق .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: قید
آواشناسی: 'Aheste
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 471
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
ترکی
yavaşça
فرانسوی
lentement
آلمانی
langsam
اسپانیایی
despacio
ایتالیایی
lentamente
عربی
بطيء | متأخر , متمهل , متبلد العقل , متوان , كسول , متراخي , تدريجي , مبطيء , مضجر , ممل , بليد , ببطء , بهدوء , تباطأ , تسير ببطء , أخر الساعة , تباطأ في خطواته , مشى ببطء , تكلم ببطء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "آهسته" به معنای آرام، به آرامی یا به‌طور ملایم است. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته وجود دارد که می‌تواند در رعایت قواعد و نگارش صحیح کمک کند:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "آهسته" به صورت جدا نوشته نمی‌شود و همیشه باید به همین شکل ترکیبی و با املای صحیح استفاده شود.

  2. کاربرد: این کلمه معمولاً به عنوان قید استفاده می‌شود و می‌تواند به توصیف فعل‌ها کمک کند. مثلاً:

    • او به آهسته نمی‌رود.
    • لطفاً آهسته صحبت کن.
  3. پیشوند و پسوندها: کلمه "آهسته" به طور مستقل قابل استفاده است و به ندرت به دیگر کلمات الحاق می‌شود.

  4. تلفظ: توجه کنید که این کلمه با "الف" و به صورت "آهسته" تلفظ می‌شود و به گوشتان نرسانید که اشتباه تلفظ شود.

  5. نکات نگارشی: زمانی که از "آهسته" در جملات استفاده می‌کنید، توجه کنید که بین آن و دیگر اجزاء جمله باید فاصله و انقطاع مناسب رعایت شود.

با رعایت این نکات می‌توان به‌طور صحیح و مؤثر از کلمه "آهسته" در متن استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته، در اینجا چند جمله با کلمه "آهسته" آمده است:

  1. او آهسته راه می‌رفت تا صدای پایش دیگران را بیدار نکند.
  2. لطفاً آهسته سخن بگویید، چون بچه‌ها در حال خواب هستند.
  3. باران آهسته بر روی شیشه پنجره می‌بارید و صدای آرامش‌بخشی ایجاد می‌کرد.
  4. در جنگل، حیوانات معمولاً آهسته حرکت می‌کنند تا شکارچیان متوجه آن‌ها نشوند.
  5. او خوابش می‌آمد، بنابراین به آرامی و آهسته به سمت تختخواب رفت.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری