جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گاله . [ ل َ / ل ِ ] (ص ) دور که در مقابل نزدیک باشد. (برهان ). رجوع به گالیدن شود. || (اِ) جوال دو سویه که بر پشت خر و دیگر ستور گسترند و در هر دو جوال خاک و کوت و سنگ و یا سبزی و میوه بار کنند. خور که از میان بر پشت خر و جز آن دو تا شود نیمی بیک سو و نیم بسوی دیگر افتد و در آن سبزی یا خیار یا گرمک و هندوانه و خربزه کنند. خورجین سخت بزرگ . و رجوع به جوال و باله شود : چو آن تخت و آن گاله ٔ ساوه شاه به دست آمدت برنهادی کلاه . فردوسی . دوستی گر پی پیاله کنند ز پی دنبه پوست گاله کنند سنائی . طبری آن ، گوآل ، مازندرانی کنونی ، جوآل ، گوآل ، گال ، غال سلطان آباد، گوآلا. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). گلپایگانی ، جوآل و گوآل است . معرب آن جوالق . - امثال : خاشاک به گاله ارزانی ، شنبه به یهود . دهنش مثل یک گاله است . (رجوع به امثال و حکم دهخدا شود). || پنبه ٔ برزده و حلاجی کرده که بجهت رشتن مهیا کنند. (برهان ). لوله های پنبه برای ریشتن . (لغت محلی گناباد خراسان ). عمیتة؛ یک نواله از پشم و صوف حلقه کردن . (منتهی الارب ). || غائط. (لغت فرس اسدی در لغت سگاله ). || (پسوند) غاله . مزید مؤخر تصغیر است : داسگاله . پرگاله . دست گاله . پوست گاله . gale عاصفة، نوبة، مبلغ يدفع دوريا fırtına grand vent sturm vendaval burrasca
کلمه "گاله" در زبان فارسی به معنای گلولههای ریز و کوچک که از مواد معدنی یا دیگر مواد تشکیل شدهاند، میتواند بهکار رود. در متنهای فارسی، قواعد نگارشی مختلفی برای استفاده صحیح از این کلمه و دیگر واژهها وجود دارد. در زیر نکات و قواعدی که میتوان در رابطه با کلمه "گاله" و نگارش آن در نظر گرفت، آورده شده است:
نحوه نوشتار: کلمه "گاله" بهتنهایی یک اسم است و باید به همین صورت نوشته شود. از نگارشهای نادرست مانند "گاله" با الف یا "گالهً" با حرکات اضافی خودداری کنید.
فاصلهگذاری: اگر "گاله" به عنوان بخشی از جمله استفاده میشود، آن را از دیگر کلمات با یک فاصله مناسب جدا کنید.
جالتها(نقاط): در صورت استفاده از کلمه در جملات، از نقطهگذاریهای صحیح استفاده کنید. مثلاً اگر جملهای شامل "گاله" باشد، آن را در وسط یک جمله استفاده کنید و پس از آن از نقطه یا ویرگول مناسب استفاده کنید.
جمعسازی: در صورتی که بخواهید از "گاله" به صورت جمع استفاده کنید، میتوانید از "گالهها" استفاده کنید.
مفرد و جمع: توجه کنید که "گاله" به معنای جمع نیست، بنابراین در جملات، باید بر حسب نیاز از مفرد یا جمع استفاده کنید.
استفاده در جمله: مثال: "گالههای معادن مختلف در این منطقه یافت میشود."
با رعایت این نکات، میتوانید استفاده صحیحی از کلمه "گاله" و نگارش متنهای فارسی داشته باشید. اگر سوالات خاصتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در حاشیه رودخانه گالههایی از گل و لای جمع شده بودند که زیبایی طبیعی اطراف را دوچندان میکرد.
بچهها در تابستان گالههای نرم را جمع میکردند و با آنها اشکال مختلف میساختند.
بوی خاک مرطوب و عطر گالههای پربار، هوای بهاری را دلپذیرتر کرده بود.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر