جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گریزان . [ گ ُ ] (نف ، ق ) گریزنده . در حال فرار. در حال گریختن . محترز : گریزان همی رفت مهتر چو گرد دهان خشک و لبها شده لاجورد. فردوسی . گریزانم و تو پس اندر دمان نیابی مرا تا نیابد زمان . فردوسی . فرسنگ ز فرسنگ دوانم ز پی تو وز من تو گریزانی ، فرسنگ به فرسنگ . فرخی . گریزان چو باشی به شب باش و بس که تا بر پی از پس نیایدت کس . اسدی . ز باد پرش موج دریا ستوه ز موجش گریزان دد از دشت و کوه . اسدی . گاه گریزانی از باد سرد گاه بر امید گل و سوسنی . ناصرخسرو. تفکر کن در این معنی تودر شاهین و مرغابی گریزان است این از آن و آن بر این ظفر دارد. ناصرخسرو. چه پیوسته ترسان بود و از هر چیزی گریزان . (نوروزنامه ). وزیر مشرق کز داد او همیشه ستم بود گریزان چون ز آفتاب مشرق ظل . سوزنی . از بهر آنکه طبیعت از کارها که غم آرد گریزان باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). چو دیو از رحمت مردم گریزان فتان خیزان تر از بیمار خیزان . نظامی . گریزان ره خانه را پی گرفت شب چند با عاملان می گرفت . نظامی . بعد از آن گفت ای خدا گر آن کبار بس غیورند و گریزان ز اشتهار. مولوی . برد تا حق تربت بی رای را تا بمکتب آن گریزان پای را. مولوی . رود روز و شب در بیابان و کوه ز صحبت گریزان ، ز مردم ستوه . سعدی (بوستان ). گفتم حکایت آن روباه مناسب حال تست که دیدندش گریزان و بی خویشتن وافتان و خیزان . (گلستان ). 1- بيزار، رمنده، رميده، ، متنفر، نافر، نفور،
2- ، فراري، گريخته، متواري، منهزم elusive, evasive, run away, divaricate, hotfoot مراوغ، متملص، متهرب، بعيد المنال yakalanması zor insaisissable schwer fassbar elusivo sfuggente زیرک، سراسیمه، باشتاب
کلمه "گریزان" در زبان فارسی به معنای فراری یا کسی که از چیزی میگریزد، بهکار میرود. این کلمه میتواند در جملات و متون مختلف مورد استفاده قرار گیرد. برای نگارش صحیح و قواعد مرتبط با این کلمه، توجه به موارد زیر مهم است:
نحوهی استفاده: کلمه "گریزان" را میتوان به عنوان صفت، قید، یا در ترکیبهای مختلف استفاده کرد. مثلاً:
"آن جوان گریزان از دست پلیس بود."
"او بهطور گریزان به سمت خروجی رفت."
جایگاه در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان صفت در جمله بهکار میرود و در جایگاههای مختلفی میتواند قرار گیرد:
"او فردی گریزان است."
همقافیه: برای تقویت نوشتار میتوان از کلمات همقافیه یا هممعنا استفاده کرد، مانند "فراری"، "گریختن" و "فرار".
نگارش: در نوشتار رسمی و ادبی، بهتر است از این کلمه به شیوهی صحیح نگارش کرد و از استفاده ضعیف یا نادرست آن پرهیز نمود.
صرف و نحو: اگر بخواهید از این کلمه در ساختارهای مختلف استفاده کنید، میتوانید فعلهای متناسبی هم انتخاب کنید مثل "گریختن" یا "فرار کردن".
با رعایت این قواعد، میتوان به نگارش صحیح و شفاف با استفاده از کلمه "گریزان" دست یافت.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او از جمع دوستانش گریزان بود و ترجیح میداد به تنهایی به پارک برود.
عطر گلهای وحشی در هوا پیچیده بود و بویی گریزان و دلپذیر را به فضا میآورد.
وقتی باران شروع به باریدن کرد، مردم به سمت پناهگاهها گریزان شدند تا از خیس شدن جلوگیری کنند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر