شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

gire
clamp  |

گیره

معنی: گیره . [ رَ / رِ ] (اِ) اسم آلت مشتق است . مرکب از: گیر (گرفتن ) + ه پسوند مکان و آلت . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). || سبد کوچک را گویند و آن ظرفی است که از چوب و نی و گیاه و امثال آن بافند. (برهان قاطع). سبد خرد که در آن میوه نمایند. (انجمن آرا) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ). || آنچه بگیراند. مخفف آتش گیره . آنچه بدان آتش را بگیرانند و مشتعل سازند. فروزینه . (یادداشت به خط مؤلف ). چخماخ . آتش زنه . (برهان ). || آلت چوبی یا فلزی که بدان رخت شسته را به طناب دربندند، تا باد و نظایر آن نبرد. (یادداشت مؤلف ). || آلت فلزین که برای اتصال دادن اوراق کاغذ به کار برند و بدان صفحات را به هم پیوند دهند. (یادداشت مؤلف ). || آلت فلزی دوشاخه مانند که زنان به کمک آن تارها و دسته های موی سر را به جانبی که خواهند برند و ثابت نگه دارند. || آلت فلزی که برای برآوردن میخ و بریدن سیم یا برگرفتن اشیاء به کار رود. گازانبر. انبردستی . کلبتین . (یادداشت به خط مؤلف ). || انبری که جرّاحان بدان شریان بریده را گیرند تا زیاد خون ندود. (یادداشت به خط مؤلف ). || نوعی از آلت و دستگاه کار صنعتگران باشد. (فرهنگ نظام ). آلتی که نجاران و آهنگران را باشد و آن عبارت است از دو قطعه آهن شبیه به دو دهانه ٔ گازانبر که بر پایه ای استوار است و یکی ا ز آن دو ثابت و دیگری متحرک است و چون خواهند که قطعه آهن یا چوبی را برای بریدن یا سوهان کردن و جز آن ثابت نگه دارند آن را میان دو دهانه گذارند و فاصله ٔاین دو دهانه را با گرداندن لوله ٔ آهنی که از سر تابن شیار مارپیچ دارد و از ثقبه ٔ هر دو قطعه آهن دهانه های آن عبور کرده است اندک و بسیار کنند تا شی ٔ رادر میان گیرد و بفشارد و استوار نگه دارد. رجوع به گیره پیچ شود. || چنگال دوشاخه ٔ دهان جانوران . (لغات فرهنگستان ایران ) . || فنری نیم دایره به قطر ساق پا که دوچرخه سواران بر کعب خود بنهند تا دم شلوار را گردپا نگه دارد و به زیر چرخ گیر نکند. || قسمتی از آلت در باشد. گیره ٔ در. (یادداشت به خط مؤلف ).
... ادامه
855 | 0
مترادف: 1- بست، قلاب 2- گير 3- سبد 4- آتش زنه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات: (رِ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: gire
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 235
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
clamp | pin , pincer , cleat , pawl , jaw , tach , trigger , detent , dog , holdfast , retainer , becket , bend , nip , tache , clip
ترکی
klips
فرانسوی
agrafe
آلمانی
clip
اسپانیایی
acortar
ایتالیایی
clip
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "گیره" در زبان فارسی به معنای وسیله‌ای است که برای نگه‌داشتن چیزها به یکدیگر یا به یک سطح استفاده می‌شود. در مورد قواعد نگارش و استفاده از این کلمه به موارد زیر توجه کنید:

1. نحوه نوشتن:

  • کلمه "گیره" به صورت با حروف عربی نوشته می‌شود و به شکل "گیـره" یا "یـره" نخواهد بود.

2. جنس و شمار:

  • این کلمه در زبان فارسی، مؤنث است و معمولاً به صورت مفرد و جمع استفاده می‌شود. به عنوان مثال:
    • مفرد: "گیره"
    • جمع: "گیره‌ها"

3. استفاده در جملات:

  • می‌توان این کلمه را در جملات مختلف به کار برد. مثلاً:
    • "او یک گیره برای نگه‌داشتن کاغذها خرید."
    • "گیره‌ها به خوبی کار خود را انجام دادند."

4. قواعد نگارشی:

  • وقتی کلمه به عنوان موضوع یا مفعول در جمله استفاده می‌شود، باید توجه کنید که فعل باید با آن هماهنگ باشد.
    • مثال: "گیره‌ها به هم متصل شدند" (فعل با جمع "گیره‌ها" هماهنگ شده است)

5. نکات املایی:

  • املای صحیح کلمه "گیره" باید با "ای" بدون نقطه (ی) نوشته شود. توجه کنید که نادرستی‌هایی مانند نوشتن "گیره" به اشتباه به صورت "گریه" (که معنای دیگری دارد) ممکن است پیش بیاید.

6. مرتبط با معانی دیگر:

  • توجه داشته باشید که "گیره" با کلمه‌ی "گریه" متفاوت است و دقت در استفاده از این دو در نوشتار و گفتار مهم است.

این نکات می‌تواند در نوشتار و صحبت‌های شما با استفاده از کلمه "گیره" کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. گیره‌های کاغذ به من کمک کردند تا مدارک را مرتب و سازماندهی کنم.
  2. درختان زیبا و سرسبز پارک، گیره‌ای طبیعی برای تفریح و آرامش ساکنان شهر شده‌اند.
  3. او با استفاده از یک گیره بزرگ، تصویر مورد علاقه‌اش را به دیوار اتاقش نصب کرد.

واژگان مرتبط: بند، انبرک، پشت بند، سنجاق، میخ، پایه سنجاقی، میخچه، میله برامدگی، گاز انبر، عضو گازانبری جانوران، میخ ته کفشهای ورزشی، گوه، تخته باریک، شیطانک، میله گردان محور چرخ لنگر، فک، ارواره، دم گیره، وراجی، تنگنا، قلاب، سگک، چنگک، نوار اتصال، گیره یا قلاب زدن به، ماشه، پاشنه، ماشه اسلحه، سنگ زیر چرخ، سگ، سگ نر، میله قلاب دار، چفت، گیر، ملازم، حکم نگاهداری و ضبط، مستخدم، حایل، حلقه پارو، خم، خمیدگی، زانویی، زانو، چنبره، سرمازدگی، زخم زبان، دردناک بودن، چیز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری