جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: لایق . [ ی ِ ] (ع ص ) درخورِ. سزا. سزاوار. شایان . شایسته ٔ. برازنده ٔ. زیبا. (زمخشری ). ازدرِ. زیبنده ٔ.زیبای ِ. برازای ِ. برازا. جدیر. حقیق . قمین . خلیق . حری . قَرف . (منتهی الارب ). بابت ِ. مستوجب : نگونسار آویزم او را به چاه که چاهست اورا بلایق نه گاه . فردوسی . آنچه لایق است ازو درباب خلق به ظهور آید و عدالت در قضیه ٔ او پیدا گردد. (تاریخ بیهقی ص 307). روانت بی خبر ماند از حقایق ترا فردوس باقی نیست لایق . ناصرخسرو. و به حال خردمند آن لایقتر که همیشه طلب آخرت را بر دنیامقدم دارد. (کلیله و دمنه ). بصواب آن لایقتر که بر معالجت مواظبت کند. (کلیله و دمنه ). امّا به مروت و حریت آن لایقتر که مرا بدین آرزوها برسانی . (کلیله و دمنه ): من عاشق زار تو چنانم که مپرس تو لایق عشق من چنانی که مگوی . خاقانی . هجر و وصل آن تست هرچه خواهیم آن ده لایق من آن باشد کاختیار بگذارم . عطار. دل و جان بر، چو لبت آن دارد کین همه لایق آن می یابم . عطار. نیست لایق عز نفس و مرد غر نیست لایق مشک و عود و کون خر. مولوی . آنکه هفت اقلیم عالم را نهاد هر کسی را هرچه لایق بود داد. سعدی . لایق قدر علما نباشد خودرا متهم گردانیدن . (کلیات ، گلستان چ مصفا ص 91). گرت جان در قدم ریزم هنوزت عذر میخواهم که از ما خدمتی ناید چنان لایق که بپسندی . سعدی . میخواستمت پیشکشی لایق خدمت جان نیز حقیر است ندانم چه فرستم . سعدی . نه هر فرقی سزای تاج شاهی است نه هر سر لایق صاحب کلاهی است . امیرخسرو دهلوی . چه خوش نکته ای گفته اند اهل هند کزین خوبتر هیچ گفتار نیست هنرمند باید که باشد چو پیل کزین نوع هر جای بسیار نیست . به بیشه درون یا به درگاه شاه که او لایق اهل بازار نیست . ابن یمین . - امثال : به هر کس هر چه لایق بود دادند . چه آشی باشد که لایق قدح باشد . لایق آب ریختن بدست او نیست . لایق جفت کردن کفش او نیست . لایق نهادن تره برخوان او نیست . لایق هر خر نباشد زعفران . (جامعالتمثیل ). ارزنده، باكفايت، باوجود، برازنده، درخور، زيبنده، سزاوار، شايان، شايسته، شايسته، صلاحيت دار، قابل، مستحق، مستعد نالايق capable, worthy, competent, able, adequate قادر على، مؤهل، قدير، قابل ل، مؤهل ل، بارع، كفؤ، قادر saygıdeğer digne würdig valioso degno توانا، ماهر، با استعداد، مولد علم، شایسته، شایان، سزاوار سرزنش، دارای سر رشته، اماده، کافی، متناسب، مناسب، بسنده، مساوی
قادر على|مؤهل , قدير , قابل ل , مؤهل ل , بارع , كفؤ , قادر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لایق" در زبان فارسی به معنای شایسته، سزاوار و قابل است. برای استفاده درست از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی در زبان فارسی، به نکات زیر توجه کنید:
استفاده صحیح: "لایق" به عنوان صفت به کار میرود و معمولاً با اسمهایی به کار میرود که به نوعی به کیفیت یا شایستگی فرد یا موضوع اشاره دارد. به عنوان مثال: "او فردی لایق است."
جایگاه در جمله: معمولاً صفت "لایق" قبل از اسم قرار میگیرد: "مقام لایق"، "مردم لایق".
ترکیبات: ممکن است "لایق" با حروف اضافه و دیگر کلمات ترکیب شود، مانند: "لایق احترام"، "لایق توجه".
نکتههای نگارشی:
از بهکاربردن کلمه در جاهایی که معنای آن مشخص نیست بپرهیزید.
در نوشتار رسمی، از جملات ساده و مستقیم برای بیان استفاده کنید.
مفاهیم مرتبط: میتوان از کلمات و عبارات مشابه مانند "شایسته"، "مستحق"، "قابل" و غیره برای تنوع در نوشتار استفاده کرد ولی همیشه باید دقت کنید که معنای دقیق حفظ شود.
در استفاده از "لایق" دقت کنید که به زمینه و مفهوم جمله توجه کافی داشته باشید تا از گنگی یا اشتباه مفهوم جلوگیری شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او به خاطر تلاشهایش در طول سالهای اخیر، واقعا لایق این موفقیت است.
من معتقدم که هر کسی باید به آرزوهایش برسد و لایق happiness است.
مدیرعامل جدید شرکت، فردی بسیار لایق و با تجربه است که میتواند به رشد بیشتری کمک کند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: توانا، ماهر، با استعداد، مولد علم، شایسته، شایان، سزاوار سرزنش، دارای سر رشته، اماده، کافی، متناسب، مناسب، بسنده، مساوی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر