جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: لزج . [ ل َ زِ ] (معرب ، ص ) (معرّب از لیز فارسی )لیز . لغزان . || چسبنده . چسبان . (منتهی الارب ). چسبناک . دوسگن . هر چیزی که قبول امتداد کند. علک . (منتهی الارب ). دوسنده .(دهار). آنچه کشیده شود گاه برگشتن چون عسل . چیزی چسبنده چون سریشم و جز آن . (منتخب اللغات ). دارای لزوجت . کش دار. صمکوک . صمکیک . (منتهی الارب ). خازه . (مهذب الاسماء) و نعنی باللزج کل دواء من شأنه بالفعل او بالقوة التی فعلها عند تأثیر الحار الغریزی فیه ان یقبل الامتداد معلقا فلاینقطع کما یمدّ و هوالّذی اذا لزم طرفاه جسمین یتحرکا امعه من غیر ان ینفصل مابینهما مثل العسل . (کتاب دوم قانون ابوعلی ص 148 س 24) : تبها و بیماری که از خلطهای لزج و فاسد تولد کند... (نوروزنامه ). [ناخوشی بوی دهان ] که سبب تباهی مزاج سطح دهان باشد رطوبتهاءِ دهان او زود لزج شود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).از غذاها هر چه خشک باشد یا صلب یا دوسگن ، غلیظ باشد و دوسگن را به تازی لزج گویند. سَعت ؛ هر چیز لزج که روان و دراز شود از شراب و جز آن . (منتهی الارب ). چسبناك، چسبنده، لغزان، لغزنده، ليز slimy, sticky, slab, viscose غروي، غريني، لزج، طيني، متملق، موحل، دبق sümüksü visqueux schleimig baboso viscido لجن مال، لجن الوده، لیز، چسبناک، چسبیده، دشوار، سخت
کلمه "لزج" در زبان فارسی به معنی چسبنده و لغزنده است و در متون ادبی و محاورهای استفاده میشود. برای نگارش صحیح این کلمه و بهکاربردن آن، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
نحوه نوشتار: "لزج" باید به همین صورت و با همان حروف نوشته شود. هیچ شکلی از آن وجود ندارد.
کاربرد: این کلمه معمولاً به وصف مواد یا چیزهایی بهکار میرود که دارای خاصیت چسبندگی یا لغزندگی هستند. مثلاً میتوان گفت "خمیری که خیلی لزج است".
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه به صورت "lezaj" است و باید به این نکته توجه شود که حروف صدادار و بیصدا به وضوح بیان شوند.
قواعد نگارشی: در جملات، کلمه "لزج" باید به گونهای استفاده شود که با ساختار کلی جمله همخوانی داشته باشد. مثلاً:
"این خاک رس بسیار لزج است."
"دستهایش بعد از کار با آن ماده لزج بود."
همنشینی با کلمات: معمولاً این کلمه با صفات و قیدهای دیگر ترکیب میشود. مانند "لیاقت لزج"، "بسیار لزج" و غیره.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "لزج" بهطور صحیح در نوشتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
صبح هنگام بارانی، خیابانها لزج و لغزنده شده بودند و رانندگان باید با احتیاط بیشتری حرکت میکردند.
وقتی به جنگل رفتیم، زمین لزج و نرم بود و هر قدمی که برمیداشتیم، احساس میکردیم که پاهایمان به خاک میچسبند.
لزج بودن غلات تازه برداشت شده، باعث میشد تا به راحتی از دست مان سر بخورند و بلافاصله زمین بیفتند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر