شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'āvā
sound  |

آوا

معنی: آوا. (اِ) مخفف آواز . آواز. بانگ . ندا. آوازه . صوت . (صراح ). آوای . ازمل :
ای بلبل خوش آوا آوا ده
ای ساقی آن قدح رابا ما ده .
رودکی .
هزارآوا به بستان در کند اکنون هزارآوا.
رودکی .
دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست
با نهیب و سهم این آوای کیست
دمنه گفت اورا جز این آوا دگر
کار تو نه (؟) هست و سهمی بیشتر
آب هرچه بیشتر نیرو کند
بندروغ [ ظ: بند و درغ ] سست بوده بفکند
دل گسسته داری از بانگ بلند
رنجگی باشدْت و آزار و گزند.
رودکی .
از آن دشت سودابه آوا شنید
از ایوان ببام آمد آتش بدید.
فردوسی .
از آوای شیپور و هندی درای
تو گفتی سپهر اندرآمد ز جای .
فردوسی .
بزد بر سپر زود بهزاد گرز
به پیچید آواش در کوه برز.
فردوسی .
تبیره برآمد ز درگاه طوس
همان ناله ٔ بوق و آوای کوس .
فردوسی .
چو آمد بگوش اندرش کرّنای
دم بوق و آوای هندی درای .
فردوسی .
چو خسرو بدانگونه آوا شنید
برخساره شد چون گل شنبلید.
فردوسی .
چو ده سال شد پادشاهیش راست
ز هر کشور آوای بدخواه خاست .
فردوسی .
چه آواز نای و چه آواز چنگ
خروشیدن بوق و آوای زنگ .
فردوسی .
چه بندی دل اندر سرای فسوس
که هزمان بگوش آید آوای کوس ؟
فردوسی .
برآمد دگرباره بانگ سرود
دگرگونه تر ساخت آوای رود
همی سبز در سبز خوانی کنون
بدینگونه سازند مردان فسون .
فردوسی .
خداوند رای و خداوند شرم
سخن گفتن خوب و آوای نرم .
فردوسی .
ز درگاه برخاست آوای کوس
زمین آهنین شد هوا آبنوس .
فردوسی .
سپهدار ترکان چو آوا شنود
بدانست کآن پهلوانی چه بود.
فردوسی .
سپهبد چو از باره آوا شنید
نگه کرد و خورشیدرخ را بدید.
فردوسی .
کجا آن بتانی پر از ناز و شرم
سخن گفتن خوب و آوای نرم .
فردوسی .
همانگاه راهب چو آوا شنید
فرود آمد از دیر و او را بدید.
فردوسی .
ماه و خورشید و کوکبای فلک
آتش و آب و خاک و باد صبا
همه جمله مسبِّحان تواَند
ما ندانیم و نشنویم آوا.
عنصری .
جهاندیده ای نام او ذیفنوس
که کردی بر آوای بلبل فسوس .
عنصری .
شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد.
منوچهری .
ای روی داده صحبت دنیا را
شادان و برفراشته آوا را.
ناصرخسرو.
ببانگ خوش گرامی شد سوی مردم هزارآوا
وز آن خوار است زاغ ایدون که خوش و خوب نسراید.
ناصرخسرو.
چو مر جاهلان را سوی خود نخواند
نه بوی نبید و نه آوای زیرم .
ناصرخسرو.
قول او را بشنود داناز راه گشتنش
گشتنش آواست گر او را چو ما آواستی .
ناصرخسرو.
از لحن و ز آوای خوش بمانَد
در تنگ قفس ها هزاردستان .
ناصرخسرو.
ز باد فقه و باد فقر دین را هیچ نگشاید
میان دربند کاری را که این رنگ است و آن آوا.
سنائی .
هر صبح سر ز گلشن سودا برآورم
وز صور آه ، بر فلک آوا برآورم .
خاقانی .
از این سراچه ٔآوا و رنگ ، پی بگسل
بارغوان ده رنگ و بارغنون آوا.
خاقانی .
هر آنکو لؤلؤ لفظت ز گوش خود درآویزد
بدانسان حق شنو گردد که جز حق نشنود آوا.
خاقانی ؟
|| صیت .شهرت . نامبرداری . بلندآوازگی :
همانا شنیدستی آوای سام
نبد در زمانه چنو نیکنام .
فردوسی .
|| عقیده . رای :
بدان بی بها ناسزاوار پوست
پدید آمد آوای دشمن ز دوست .
فردوسی .
- آوا کردن ؛ خواندن . دعوت . دعاء. طلبیدن :
تا نام کسی نخست ناموزی
در مجمع خلق چون کنیش آوا؟
ناصرخسرو.
- آوای سرد؛ گفتار زشت :
بداندیش ما آن کجا گفت و کرد
ز کردار ناخوب و آوای سرد
چو ما رفته باشیم کیفر برند
نه بس روزگار از جهان بر خورند.
فردوسی .
- هزارآوا ؛ به معنی هزاردستان ، مرکب از هزار و آوای به معنی بانگ و صوت است .
... ادامه
923 | 0
مترادف: 1- آواز، بانگ، صدا، صلا، صوت، لحن، ندا، نغمه، نوا 2- آوازه، شهرت، صيت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مخففِ آواز] ‹اوا›
مختصات: ( اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'Av
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 8
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
sound | voice , phone , phoneme , ava
ترکی
ava
فرانسوی
ava
آلمانی
ava
اسپانیایی
ava
ایتالیایی
ava
عربی
صوت | رنين , مسبار , مرمى السمع , ضجة , مادة صوتية مسجلة , مضيق , إستطلاع الرأي العام , المثانة الهوائية , مسبار طبي , لسان بحري داخل في البر , قرع , سبر , بدا , تردد , أمر , سبر غور , سمع , رن , قاس الأعماق , أعلن , نادى على , فحص الصدر بالسمع , فحص , إستطلع الآراء , بوق , عبر عن آرائه بحرية , سليم , معافى , متين , عميق , مجس , تام , موثوق , في صحة جيدة , راسخ , دقيق , مضبوط , عاقل , ماهر , في حالة جيدة , نوما عميقا , على نحو عميق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "آوا" در زبان فارسی به معنای صدا یا صوت است و معمولاً در زمینه‌های مختلف مثل موسیقی، زبان‌شناسی و شعر به کار می‌رود. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به استفاده از "آوا" در متن‌ها اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نگارش: کلمه "آوا" با حرف "آ" آغاز می‌شود و در نوشتار فارسی باید با دقت به کار رود تا از اشتباهات نگارشی جلوگیری شود.

  2. استفاده در جملات: "آوا" می‌تواند به عنوان اسم در جملات به کار رود. مثلاً:

    • "آوای دلنشین پرنده‌ها صبح‌ها به گوش می‌رسد."
    • "در این مقاله به بررسی آواها و نقش آن‌ها در شعر پرداخته می‌شود."
  3. ترکیب با دیگر واژه‌ها: "آوا" می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شود و معانی جدیدی به دست آورد. مثلاً:

    • "آوای موسیقی"
    • "آوای طبیعت"
  4. نقش دستوری: "آوا" معمولاً به عنوان اسم و فاعل یا مفعول در جمله به کار می‌رود.

  5. کلمات هم‌خانواده: "آوا" دارای معانی و کارکردهای مختلفی است و کلمات هم‌خانواده‌ای مانند "آوایی"، "آواشناسی" و "آواها" نیز وجود دارد که هر کدام به موضوعات خاصی اشاره دارند.

  6. نکات نگارشی: در نگارش متنی که شامل این واژه است، باید به قواعد عمومی نگارش فارسی توجه کرد، از جمله استفاده صحیح از ویرگول، نقطه و سایر نشانه‌های نگارشی.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "آوا" به درستی و به صورت معنایی استفاده نمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آوا" در جمله آورده شده است:

  1. صدای پرندگان در صبح، آوای دلنشینی به همراه داشت.
  2. او با آوای زیبای خود همه را مجذوب کرد.
  3. آوای موسیقی در فضا پخش شد و روح را نوازش داد.
  4. بچه‌ها با شوق و ذوق به تقلید از آواهای حیوانات پرداختند.
  5. این شعر به خاطر آوای خاصش، خیلی مورد توجه قرار گرفت.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: درست، اوا، واک، تلفن، واج، صدای ساده، واگ، حرف صوتی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری