جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: لوند. [ ل َ وَ ] (ص ، اِ) غرشمال . روسبی . (اوبهی ). فاحشه . زن بدکار. قری . توشمال . شوخ .جماش . شنگ . اطواری . لولی . هرزه . هرجائی . زن فاحشه . (برهان ). زن که با مطربان دستیاری کردی : مطرب بزم تو باد آنکه کند از فلک زهره نشاطزمین تا شود او را لوند صدیک از آن کو کند بر زر و بر سیم خویش گرگ درنده نکرد با رمه ٔ گوسفند. سوزنی . (این کلمه در این شعر معنی بوفن و امثال آن میدهد). یا ایهااللوند مرا پای خاست لند. (از فهرست دیوان سوزنی ). اگر شجاع الدین عقل غالب آید نفس لولی باش لوندشکل هر جانشین یاوه روی را اسیر کند. (کتاب المعارف ). ای مغفل رشته ای در پای بند تا ز خود هم گم نگردی ای لوند! مولوی . این چه میگوئی دعا چبود مخند تو سر و ریش من و خویش ای لوند. مولوی . در بازیهای ایرانی همیشه یک تن با جامه ٔ خنده آورو حرکاتی ناشیانه هست که رقاص یا رقاصه ٔ ماهر را به طور مضحک تقلید کند، یعنی به اصطلاح ندما بازخماند، شاید لوند چنین شغلی داشته است و از بیت فوق سوزنی چنین مقصودی منظور است و اینکه صاحب صحاح الفرس به بیت مرقوم معنی مردم کاهل و تنبل و هرجائی میدهد مورد استشهاد نمی تواند باشد. و در تداول امروزی لوند دشنامی است مر زنان را که معنی بدکاره دهد و نیز به معنی دختر خوش زبان خوش حرکات و تقریباً ترجمه ٔ کوکت فرانسه است و از بیت سوزنی هم برمی آید که لوند در کار مطربان مدد و دستیاری بوده است . || مهمان طفیلی خراباتیان . (برهان ) : می از جام کسان در کام کردن لوندی را حریفی نام کردن . امیرخسرو. || به کلمه ٔ لوند در بیت ذیل مولوی در حاشیه ٔ مثنوی معنی زن بدکاره داده اند و جای تأمل است : بانگ آمد که همه عریان شوند هرکه هستند از عجوز و از لوند. مولوی . || مردم کاهل و هیچکاره . || شخصی که زن خود را دوست دارد. || عشرت کننده . || پسر بدکاره . || پیشکار که شاگرد و مزدور و خدمتکار باشد. || خبر خوش . || در عرف ، لوند سرهنگ بی باکی را گویند که او را نه ترس خداوند و نه شرم خلق باشد و مال مردم را در حق خود مباح پندارد. (برهان ). چون خزانه ٔ محمد امین ازنقود مفقود شد آلات و ادوات سیمین و زرین را در سکه آوردند و درم و دینار زده امتعه و اقمشه ٔ نفیسه را به نیمه بها فروخته به عیاران و لوندان میدادند تا به دفع اهل طغیان اقدام نمایند. (حبیب السیر). 1- پركرشمه، دلفريب، طناز، عشوه گر
2- بدكاره، روسپي، هرجايي coquet, coquette, lund تدلل، غنج lund lund lund lund lund زن عشوه گر، لاسی، زن لاسی
کلمه "لوند" به معنای شیطنتآمیز و دلربا به کار میرود و بیشتر در توصیف ویژگیهای شخصیت یا رفتار فردی استفاده میشود. در نگارش و استفاده از این کلمه، به نکات زیر توجه کنید:
نوشتار صحیح: دقت کنید که کلمه "لوند" به همین شکل و با همین املاء نوشته شود.
نکات معنایی: پیش از استفاده از کلمه، از صحیح بودن معنای آن اطمینان حاصل کنید. "لوند" معمولاً به شیطنت و قاطعیت در رفتار اشاره دارد.
تناسب با متن: کلمه "لوند" باید در متنی استفاده شود که نزدیک به موضوعات اجتماعی، فرهنگی یا ادبیات عاشقانه باشد.
توجه به ساختار جملات: وقتی از این کلمه در جملات استفاده میکنید، سعی کنید جملهبندیها به گونهای باشد که به وضوح مفهوم را منتقل کند.
استفاده در زمانهای مختلف: این کلمه میتواند در زمانهای ماضی، حال و آینده به کار رود، بنابراین با توجه به زمان مورد نظر، آن را به صورت مناسب در جمله قرار دهید.
مراعات حال مخاطب: هنگام استفاده از کلمات توصیفی چون "لوند"، به حس و حال مخاطب و نوع زبانی که در مکالمه یا نوشتار به کار میبرید توجه کنید.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "لوند" به طور مؤثر و صحیح در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او با لوندی خاصی به جمع ما پیوست و همه توجهها را جلب کرد.
لوندی دختران در این فصل بهاری، حال و هوای شهر را دلنشینتر کرده است.