جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: متروک . [ م َ ] (ع ص ) گذاشته شده . (آنندراج ). واگذاشته شده . (ناظم الاطباء). ترک شده . رهاشده : می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد... و افعال ستوده و اقوال پسندیده مدروس گشته ... و علم متروک و جهل مطلوب . (کلیله و دمنه چ مینوی ص 56). || ساقطشده . || رد شده و قبول ناشده . || باطل شده و منسوخ و نسخ شده . (ناظم الاطباء). - مال متروک ؛ ملکی که از میت بماند. (آنندراج ). مالی که از شخص مرده باقی ماند. (از ناظم الاطباء). - متروک الاستعمال ؛ نامستعمل و منسوخ و باطل . (ناظم الاطباء). - متروک شدن ؛ ترک شدن . رهاشدن : شده متروک از آن تصویر مانی شده منسوخ از آن تمثال آذر. مسعودسعد. || (اصطلاح حدیث ) در نزد محدثان حدیثی است که راوی آن به دروغ متهم باشد و آن حدیث جز از وی از کسی دیگر روایت نشده ، و طریق روایت نیز مخالف قواعد علم حدیث باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 169). 1- بي رونق
2- رها، واگذاشته، ول
3- متروكه، ويران، خالي از سكنه
4- خراب، خرابه
5- كهنه
6- مردود، مطرود
7- مهجور آباد، مسكون آباد معمول abandoned, desolate, obsolete, derelict, lonely, left, forlorn, antiquated, lorn terk edilmiş abandonné verlassen abandonado abbandonato متروکه، ویران، خراب، حزین، بی جمعیت، منسوخ، کهنه، مهجور، از کار افتاده، بی سرپرست، ترک شده بوسیله مالک یا قیم، تنها، خلوت، بی یار، بیغوله، بی کس، چپ، درمانده، بی چاره، قدیمی، گم شده، از دست رفته، نابود شده، نومید، بر باد رفته
... ادامه
902|0
مترادف:1- بي رونق
2- رها، واگذاشته، ول
3- متروكه، ويران، خالي از سكنه
4- خراب، خرابه
5- كهنه
6- مردود، مطرود
7- مهجور
کلمه "متروک" در زبان فارسی به معنای "رها شده" یا "فراموششده" است. برای استفاده صحیح از این کلمه در نگارش، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
نحوه نوشتار: کلمه "متروک" به صورت صحیح باید با حروف فارسی نوشته شود و هیچ گونه علامت اضافهای نداشته باشد.
نکات دستوری: این کلمه معمولاً به عنوان صفت استفاده میشود. به طور مثال: "این خانه متروک است."
زبان ادبی و رسمی: کلمه "متروک" به زبان ادبی و رسمی بیشتر نزدیک است و در نوشتههای غیررسمی کمتر ممکن است استفاده شود.
ترکیبها: میتوان این کلمه را در ترکیب با دیگر کلمات به کار برد، مانند: "متروکالمنازل" یا "محل متروک".
نشانههای نگارش: هنگام استفاده از این کلمه در جملات، توجه به علائم نگارشی، مانند ویرگول و نقطه، ضروری است؛ به عنوان مثال: "متروک، یعنی مکانی که دیگر به آن توجهی نمیشود."
معادلهای دیگر: در برخی مواقع میتوانید از واژههایی مانند "رها شده" یا "فراموششده" به عنوان معادل استفاده کنید، اما "متروک" بار معنایی خاص خود را دارد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "متروک" به صورت صحیح و مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
خانهی قدیمی در انتهای کوچه، به دلیل عدم رسیدگی، حالتی متروک و دلخراش پیدا کرده است.
در این جنگل متروک، صداهای عجیبی به گوش میرسد که نشاندهندهی وجود حیات است.
بسیاری از آثار باستانی، پس از سالها فراموشی، در حال تبدیل شدن به مکانهای متروک هستند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: متروکه، ویران، خراب، حزین، بی جمعیت، منسوخ، کهنه، مهجور، از کار افتاده، بی سرپرست، ترک شده بوسیله مالک یا قیم، تنها، خلوت، بی یار، بیغوله، بی کس، چپ، درمانده، بی چاره، قدیمی، گم شده، از دست رفته، نابود شده، نومید، بر باد رفته
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر