شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mari
esophagus  |

مری

معنی: مری . [ م ِ ] (از ع ، اِمص ) خصومت بود و عرب «مراء» گویند که «مری » ممال آن است . (از صحاح الفرس ). ممال مراء عربی است به معنی پیکار و جدل . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ستیزه . رجوع به مراء شود. || (مص ) کوشیدن و ستیزه و برابری کردن با کسی در مرتبه . (از جهانگیری ) (غیاث ) (آنندراج ). جدال کردن . برابری کردن با کسی در بزرگی قدر و مرتبه . معارضه کردن با کسی و جدل نمودن ، و این لغت در اصل عربی است و اماله ٔ مراءاست . (آنندراج ). کوشیدن و برابری کردن با کسی در قدر و مرتبه و بزرگی . خصومت کردن و یکدله بودن در بدکرداری . (برهان ). و رجوع به مری کردن شود :
یکسره میره همه باد است و دم
یکدله میره همه مکر و مریست .
حکیم غمناک (از فرهنگ اسدی ).
آن است مرا کز دل با من به مری نیست
آنها نه مرا اند که با من به مرا اند.
ناصرخسرو.
این کلیله و دمنه جمله افتریست
ورنه کی با زاغ لکلک را مریست .
مولوی .
شرح آن را گفتمی من از مری
لیک ترسم تا نلغزد خاطری .
مولوی .
خار گشته در میان قوم خویش
مرهمش نایاب و دل ریش از مریش .
مولوی .
کافران اندر مری بوزینه طبع
آفتی آمد درون سینه طبع.
مولوی .
وآنکه اشتر گم نکرد او از مری
همچو آن گم کرده جوید اشتری .
مولوی .
در مری اش آنکه حلو و حامض است
حجت ایشان بر حق داحض است .
مولوی .
- مری کردن . رجوع به این ترکیب در ردیف خود شود.
|| مژدگانی . (برهان ) .
... ادامه
665 | 0
مترادف: سرخ ناي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی: مَریء] [قدیمی]
مختصات: (مُ) [ ع . مری ء ]
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: meri
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 250
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
esophagus | gullet , mary
ترکی
mary
فرانسوی
marie
آلمانی
maria
اسپانیایی
maría
ایتالیایی
maria
عربی
المريء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مری" در زبان فارسی به معنای لوله‌ای است که غذای خورده‌شده را از دهان به معده منتقل می‌کند. همچنین ممکن است به عنوان نامی برای افراد یا مکان‌ها نیز به کار رود. قواعد نگارشی و اصول استفاده از این کلمه به شرح زیر است:

  1. نوشته شدن به صورت صحیح: کلمه "مری" باید با حروف فارسی و به شکل درست نوشته شود.

  2. استفاده در جملات: "مری" معمولاً در متن‌های علمی‌ و پزشکی در زمینه‌ی آناتومی بدن به کار می‌رود. مثلاً: «غذا پس از بلعیده‌شدن، از طریق مری به معده منتقل می‌شود.»

  3. قید و صفت: در جملات می‌توان از صفت‌ها و قیدها برای توصیف عملکرد "مری" استفاده کرد. مثلاً: «مری به شکل لوله‌ای و کشسان عمل می‌کند.»

  4. مخاطب و بافت متن: با توجه به موضوع مورد بحث، ممکن است لازم باشد که توضیحات بیشتری درباره "مری" ارائه شود، به ویژه در متون پزشکی.

  5. نکات دستوری: از جمله قواعد دستوری که باید رعایت کرد، توافق فعل و فاعل در زمان‌های مختلف است؛ به عنوان مثال: «مری غذا را به راحتی منتقل می‌کند.»

  6. استفاده در نام‌ها: اگر "مری" به عنوان نام شخص یا مکان به کار رود، باید دقت شود که به عنوان اسم خاص در جملات استفاده شود. مثلاً: «مری در کلاس زبان شرکت کرد.»

به‌طور کلی، نگارش و استفاده از کلمه "مری" نیازمند توجه به بافت متن و قواعد نگارشی زبان فارسی است.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. مری همیشه در کلاس درس با دقت به حرف‌های معلم گوش می‌دهد.
  2. امروز مری تصمیم دارد به یک کتابخانه بزرگ برود و کتاب‌های جدید را بررسی کند.
  3. در جشن تولد مری، همه دوستانش به خانه‌اش آمدند و خوش‌گذرانیدند.

واژگان مرتبط: نای، گلو، مجرا، کانال، اب گذر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری