شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

masmum
toxicant  |

مسموم

معنی: مسموم . [ م َ ] (ع ص ) کشته شده به زهر. (ناظم الاطباء) (غیاث ). زهرداده شده . (از منتهی الارب ). زهرداده . (دهار). زهرخورانیده . || زهرخورده . (ناظم الاطباء). زهر در بدن درآمده . کسی که او زهر خورده باشد. (آنندراج ). || زهردار: طعام مسموم ؛ طعام که زهر دارد. (ناظم الاطباء). طعام زهرکرده . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). زهرآلود. زهرآگین . سم دار. به زهر آلوده . (یادداشت مرحوم دهخدا) : گروهی گفتند مرغی چند بریان نزدیک وی بردند و مسموم بود. بخورد از آن و مرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 433). چون خمره ٔ شهد مسموم است که چشیدن آن کام خوش کند، لیکن عاقبت به هلاکت کشد. (کلیله و دمنه ).
نشاید برد سعدی جان ازاین کار
مسافر تشنه و جلاب مسموم .
سعدی .
|| باد گرم زده . سام زده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سَموم زده . (دهار): یوم مسموم ؛ روز باد گرم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)(ناظم الاطباء). روزی که در آن باد گرم آید. (مهذب الاسماء): روزی مسموم ؛ روزی که در او باد گرم آید. (یادداشت مرحوم دهخدا). || درد گرفته : بعیر مسموم ؛ اشتری دردگرفته . (مهذب الاسماء).
... ادامه
535 | 0
مترادف: 1- زهرآلود، زهردار، زهرآگين، زهري، سم آلود، سمي 2- زهرخورده، سم خورده 3- چيزخور 4- مشوب 5- زيان بار
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (مَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: masmum
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 186
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
toxicant | poisoned
ترکی
zehirlenmiş
فرانسوی
empoisonné
آلمانی
vergiftet
اسپانیایی
envenenado
ایتالیایی
avvelenato
عربی
سامة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مسموم" که یک صفت و گاهی اسم است، دارای نکات قاعده‌ای و نگارشی خاص خود است. به برخی از این موارد اشاره می‌کنم:

  1. تعریف و کاربرد:

    • "مسموم" به معنای کسی یا چیزی است که به خاطر وجود ماده سمی دچار آسیب شده یا خاصیت سمی دارد.
    • می‌تواند به عنوان صفت (برای توصیف چیزی که مسموم است) یا به عنوان اسم (برای اشاره به فرد یا موجودی که مسموم شده) به کار رود.
  2. نحو و جملات:

    • در جملات توصیفی: "این گیاه مسموم است."
    • در جملات اسمی: "او مسموم شده است."
  3. نوشتار:

    • در نوشتار صحیح است که از فاصله‌ها و علائم نگارشی به درستی استفاده شود. به عنوان مثال، اگر بخواهید جمله‌ای بسازید، می‌توانید بنویسید: "پس از خوردن خوراکی مسموم، به بیمارستان منتقل شد."
  4. تبدیل به اسم:

    • می‌توان با افزودن واژه‌های دیگری به کلمه "مسموم"، اصطلاحات جدیدی ایجاد کرد، مانند "مسمومیت" (به معنای حالت یا فرایند مسموم شدن).
  5. نگارش درست:
    • توجه به املای صحیح کلمه ضروری است، به‌ویژه در متون رسمی و علمی. ذکر این نکته ضروری است که "مسموم" به صورت "مسوم" اشتباه است.

با توجه به این نکات، برای نوشتن و بیان کلمه "مسموم" باید به معنا، کاربرد، و نحوه نگارش آن توجه ویژه‌ای داشت.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بعد از خوردن غذایی که از رستوران تهیه کرده بودیم، متوجه شدیم که ممکن است مسموم شده باشیم.
  2. وضعیت او به قدری وخیم بود که پزشکان suspect کردند که به علت استفاده از مواد شیمیایی، مسموم شده است.
  3. بچه‌ها به دلیل نادرستی مصرف داروهای خانگی، دچار حالت مسمومیت شدند و باید به بیمارستان منتقل می‌شدند.

واژگان مرتبط: سمی، مسموم کننده، داروی سمی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری