جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: معلم . [ م ُ ل َ ] (ع ص ) نقش دار و مخطط، چه عَلَم به معنی نقش و نشان است . (غیاث ) (آنندراج ). نگارکرده . نگارین . مطرز. منقش (جامه و جز آن ). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : ز اشک ابر نیسانی به دیبا شاخ شد معلم ز بوی باد آذاری به عنبر شاخ شد معجون . رودکی . بر لب رودو در باغ امیر از گل نو گستریده ست تو پنداری وشی معلم . فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص 234). به مروارید و دیبا شادباشد هرکسی جز من که دیبای بناگوشم به مروارید شد معلم . ناصرخسرو. خورشید اهل دین به بقای تو روشن است دیبای آفرین به ثنای تو معلم است . سوزنی . بر دوش فلک قبای کحلی در چشم قضا نموده معلم . انوری . پس به دست خروش بر تن دهر چاک زن این قبای معلم را. خاقانی . چو در سبزپوشان بالا رسیدم دگر جامه ٔ حرص معلم ندارم . خاقانی . ده دهی باشد زر سخنم گرچه مرا چون نجیبان دگر جامه به زر معلم نیست . خاقانی . پای در دامان غم کش کز طراز خوشدلی آستین دست کس معلم نخواهی یافتن . خاقانی . پانصد تا معلم به اسم حسام الدوله ابوالعباس تاش . (تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 48). قبای معلم سبزگار (کذا) روزگار دوخت به خیاطو مقراض محتاج نگشت . (سندبادنامه ص 2). گفت سعدیا چگونه بینی این دیبای معلم را بر این حیوان لایعلم . (گلستان ). عروس زشت زیبا چون توان بود وگر بر خود کند دیبای معلم . سعدی . || هر چیزی که ممتاز باشد و شناخته شود از نشان و علامت مخصوصی . (ناظم الاطباء). نشاندار. با علامت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : به شرف نام بزرگ اولاد مرتضوی و اکباد مصطفوی معلم و مطراست . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 119). || آگاه کرده شده . (ناظم الاطباء). و رجوع به اعلام شود. || سواری که علامت شجاعان را در جنگ بر خود نصب کرده باشد. (از اقرب الموارد) . || (اِ) موضع تعلیم . (ناظم الاطباء). اسم آموزنده، آموزگار، اتابك، استاد، پرورش دهنده، پروراننده، دبير، لله، مدرس، مربي، هادي دانش آموز، شاگرد teacher, instructor, educator, guru, preceptor, pedagog, pedagogue, pointer, the teacher معلم، المدرس، مدرسة، مهذب، مدرس Öğretmen professeur lehrer maestro insegnante مربی، دبیر، اموختار، اموزگار، یاد دهنده، اموزشیار، فرهیختار، معلممذهبی، پیر، اموزگار علم فروش، اشارهگر، عقربه، نشان دهنده، شاهین ترازو، عقربک
teacher|instructor , educator , guru , preceptor , pedagog , pedagogue , pointer , the teacher
ترکی
Öğretmen
فرانسوی
professeur
آلمانی
lehrer
اسپانیایی
maestro
ایتالیایی
insegnante
عربی
معلم|المدرس , مدرسة , مهذب , مدرس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "معلم" در زبان فارسی به معنای فردی است که به آموزش و یادگیری دیگران میپردازد. در نگارش این کلمه و کاربرد آن، چند نکته وجود دارد:
نوشتار درست: کلمه معلم به صورت "معلم" نوشته میشود و هیچگاه به شکلهای دیگر مانند "معلمی" یا "معلمان" به طور نادرست نوشته نمیشود مگر در مواردی که به این اشکال نیاز باشد.
فعلهای مربوطه: برای توضیح فعالیتهای معلم میتوان از فعلهای مربوط به آموزش استفاده کرد مانند "آموختن"، "تدریس کردن"، "آموزش دادن" و...
توصیف معلم: برای توصیف معلم، میتوان از صفات مناسب استفاده کرد. به عنوان مثال: "معلم دلسوز"، "معلم باتجربه"، "معلم سختکوش".
جملات مثال:
جمله خبری: "معلم کلاس ما بسیار مهربان است."
جمله پرسشی: "آیا معلم شما هم از این کتاب استفاده میکند؟"
جمله امری: "به معلم خود احترام بگذارید."
قوانین نگارشی: در جملاتی که شامل کلمه "معلم" هستند، باید به قواعد نگارشی مانند punctuation (نقطهگذاری) و استفاده از حروف بیصوت و بیفعل توجه شود.
با توجه به این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "معلم" در نوشتارهای فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
معلم ما هر روز با اشتیاق به کلاس میآید و بهترین درسها را به ما میآموزد.
معلم تاریخ به ما یاد داد که چگونه از گذشته درس بگیریم و آینده بهتری بسازیم.
احترام به معلم یکی از اصول مهم یادگیری و تربیت در جامعه است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر