جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: میخ زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) میخ کوبیدن . کوبیدن میخ بر تخته و دیوار و جز آن . زدن میخ بر در و دیوار و مانند آن . (از یادداشت لغت نامه ). تده . وتد. (تاج المصادر بیهقی ) : گو میخ مزن که خیمه می باید کند گو رخت منه که بار می باید بست . سعدی . به هر کفشی که میخی زد مه نامهربان من ز حسرت ناله وفریاد میخیزد ز جان من . سیفی صاحب بدائعالصنایع. stud, tack, nail, peg, to nail عشيق، خيول السباق، مسمارالزينة، شاب، مسمار كبير، زر ذو رأسين، مسمارالأحذية، جواد الإستيلاد، الخشبة القائمة، زوج، رصع، سمر، درج، زين بالمسامير میخ زدن، نشاندن، مرصع کردن، اراستن، پر کردن، ضمیمه کردن، پونز زدن، زدن، میخ سرپهن زدن، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، بدام انداختن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن
در زبان فارسی، برای کلمه "میخ زدن"، چند نکتهی زبانی و نگارشی وجود دارد:
استفاده از کلمه "میخ زدن": این ترکیب به معنای قرار دادن میخ در یک سطح است، مانند دیوار یا زمین. از نظر معنایی، این فعل به کارگذاری یا نصب چیزی مرتبط است.
نکات نگارشی:
بین "میخ" و "زدن" باید یک فاصله باشد و این دو کلمه به صورت جداگانه نوشته شوند.
در متونی که به قید زمان یا مکان اشاره میکنند، میتوان از قیدهای مناسب استفاده کرد. مثلاً: "میخ را در دیوار میزنم."
شکلهای مختلف: "میخ" به عنوان اسم و "زدن" به عنوان فعل قابل صرف و تغییر میباشد. در جملات مختلف میتوان از شکلهای مختلف فعل "زدن" استفاده کرد. مثلاً: "میخ را کوبید"، "میخ میزند" و غیره.
غلطهای رایج: برخی افراد ممکن است به جای "میخ زدن" از "میخ زدن" در یک کلمه استفاده کنند، که نادرست است.
به طور کلی، ترکیب "میخ زدن" به شکل صحیح و مفهومی استفاده میشود و با رعایت نکات فوق میتوان از آن به درستی در متون فارسی بهره برد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: میخ زدن، نشاندن، مرصع کردن، اراستن، پر کردن، ضمیمه کردن، پونز زدن، زدن، میخ سرپهن زدن، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، بدام انداختن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن