جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ناپسند. [ پ َ س َ ] (ن مف مرکب ) غیرمطبوع . ناگوار. مکروه . (ناظم الاطباء). ناپسندیده . چیزی که پسندیده نباشد. ناخوش آیند. نادلپذیر. مکروه . نامطبوع . نه بدلخواه . بخلاف میل . علی رغم . کریه : عاشقی خواهی که تا پایان بری بس که بپسندید باید ناپسند. رابعه بنت کعب . یکی آگهی یافتم ناپسند سخنهای ناخوب ناسودمند. فردوسی . بپوشیدم این جامه ٔ ناپسند بفرمان آن شهریار بلند. فردوسی . بدانستم آن نامه ٔ ناپسند که آمد ز فرزند چندین گزند. فردوسی . محنت و حال ناپسند اینت فتوح روز و شب بلبل و چشم دردمند اینت دوای آسمان . خاقانی . بباید ساخت با هر ناپسندی که ارزد ریش گاوی ریشخندی . نظامی . هر که پسند آمدش چون تو یکی در کنار بس که بخواهد شنید سرزنش ناپسند. سعدی . خلاصم ده از ورطه ٔ ناپسند به رویم در مغفرت درمبند. نزاری قهستانی . || قبیح . زشت . (ناظم الاطباء). بد. نکوهیده . ناخوب . ناممدوح . نامستحسن . ناستوده . مذموم . ذمیم : نهنگ و دیو و پلنگش مخوان و شیر مدان که ناپسند بود نزد مردم هشیار. فرخی . گفت یا زن در حق پیغمبران دعا نکنم که ناپسند است . (قصص ص 121). خود تو کاهل نشستی ای غافل ناپسند است غفلت از عاقل . سنائی . مده ناخوب را بر خاطرم راه بدار از ناپسندم دست کوتاه . نظامی . در ما بروی کسی درمبند که دربستن در بود ناپسند. نظامی . آب در دیده گفتش آن دلبند کاینچنین ناپسند را مپسند. نظامی . لیک چون اغلب بدند و ناپسند بر همه می را محرم کرده اند. مولوی . لقمان را گفتند ادب را از که آموختی گفت از بی ادبان هر چه ازیشان در خاطرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم . (گلستان ). تعرض سوءالی از اهل ادب در نظرش قبیح و ناپسند آمد. (گلستان ). به مستی سخاوت بود ناپسند اگر عاقلی بشنو این طرفه پند. نزاری قهستانی . || کار بد. حرکت شنیع : اگر در اخلاق من ناپسندی بینی که مرا آن پسند همی نماید برآنم اطلاع فرمائی . (کلیات سعدی چ مصفا، ص 90). اگر صد ناپسند آید ز درویش رفیقانش یکی از صد ندانند. سعدی (گلستان ). || نامقبول . مردود. (ناظم الاطباء). نامرغوب . غیرمقبول . که مورد پسند نیست . که طالب و خواستار ندارد : گهر بی هنر ناپسند است و خوار برین داستان زد یکی هوشیار. فردوسی . بنزدیک یزدان بود ناپسند نباشد بدین بارگه ارجمند. فردوسی . برآورد از او کاخهای بلند نبد در جهان نزد کس ناپسند. فردوسی . || سخن ناپسند. لغو. بیهوده : چنین گفت فرزانه ٔ هوشمند که دانا نگوید سخن ناپسند. سعدی . گرم ناپسندی بر اقلام رفت حدیث از می و مطرب و جام رفت . نزاری قهستانی . || (نف مرکب ) ناپذیرنده . ناپسندنده . ننیوشنده . خیره سر. حرف نشنو. نصیحت ناپذیر : گمان بردمت زیرک و هوشمند ندانستمت خیره و ناپسند. سعدی . یکی پند گیرد دگر ناپسند نپردازد از حرف گیری به پند. سعدی . بد، ركيك، زشت، سخيف، سوء، قبيح، كريه، مذموم، مذموم، مستهجن، مكروه، ناخوشايند، ناخوشايند، نادلپذير، ناشايسته، ناگوار، نامحمود، نامستحسن، نامطبوع، نامطبوع، نامطلوب، نامعقول، نامقبول، ناموزون، نكوهيده مطلوب obscene, abominable, disagreeable, indecent, absurd, unappealing, bawdy, ribald, fie-fie, disgusting فاحش، قذر، داعر، فاجر، فاسق، فاحشة iğrenç dégoûtant ekelhaft desagradable disgustoso مستهجن، زشت، موهن، قبیح، کریه، منفور، مکروه، خبیی، نامطبوع، ناگوار، مغایر، نا سازگار، خارج از نزاکت، گستاخ، بی حیا، شرم اور، نا نجیب، پوچ، مضحک، نامعقول، بی معنی، یاوه، نچسب، غیر قابل استیناف، غیر جذاب، بی عفت، هرزه، مربوط به جاکشی، شنیع، بد دهن، بدزبان، دون
کلمه "ناپسند" در زبان فارسی به معنای چیزی است که خوشایند یا مطلوب نیست. برای استفاده صحیح و نگارشی از این کلمه، چند نکته وجود دارد که میتوان به آنها اشاره کرد:
جایگاه کلمه: "ناپسند" به عنوان صفت میتواند قبل از اسم قرار گیرد. به عنوان مثال: "نظر ناپسند"، "رفتار ناپسند".
انگفتاری و نوشتاری: در نوشتار رسمی و ادبی، بهتر است از "ناپسند" به عنوان یک واژه مؤدبانه استفاده شود و از به کار بردن همخانوادههای بارمنفی آن (مانند "ممنوع"، "زشت" و ...) در متنهای ادبی پرهیز شود.
ترکیبهای درست: این کلمه میتواند با سایر کلمات ترکیب شود. به عنوان مثال: "ناپسند بودن"، "چیز ناپسند".
توجه به سیاق جمله: وقتی از "ناپسند" استفاده میکنید، باید توجه داشته باشید که سیاق جمله به صورت معقول و منطقی با این کلمه هماهنگ باشد. به عنوان مثال: "این رفتار در جامعه ناپسند است."
نوشتار صحیح: مطمئن شوید که کلمه "ناپسند" به درستی نوشته شده باشد و از نگارشهای اشتباه مانند "نپسند" یا "ناپسندید" پرهیز کنید.
این نکات میتواند در نگارش و استفاده صحیح از کلمه "ناپسند" به شما کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
رفتار ناپسند او در جمع باعث شد که دیگران از او فاصله بگیرند.
برخی از نظریات ناپسند در جامعه باید با آگاهی و آموزش تغییر یابند.
انتخاب کلمات ناپسند در مکالمه میتواند به سوءتفاهمها و مشکلات بیشتری منجر شود.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: مستهجن، زشت، موهن، قبیح، کریه، منفور، مکروه، خبیی، نامطبوع، ناگوار، مغایر، نا سازگار، خارج از نزاکت، گستاخ، بی حیا، شرم اور، نا نجیب، پوچ، مضحک، نامعقول، بی معنی، یاوه، نچسب، غیر قابل استیناف، غیر جذاب، بی عفت، هرزه، مربوط به جاکشی، شنیع، بد دهن، بدزبان، دون
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر