شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

nādide
unseen  |

نادیده

معنی: نادیده . [ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) دیده نشده . (ناظم الاطباء). نامرئی . غیربارز. مخفی . که دیده نشده است :
در قیامت این زمین بی نیک و بد
کی ز نادیده گواهیها دهد.
مولوی .
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
که هم نادیده می بینی و هم ننوشته میخوانی .
حافظ.
قدر یاقوت لب او را که میداند که چیست
جوهری قیمت نداند گوهر نادیده را.
صائب .
|| بدیع. تازه . طرفه . که هنوز دیده نشده است . که نظیر آن دیده نشده است : و لذت نعمت اندر آن است که نادیده بینی و ناخورده بخوری . (قابوسنامه ).
- نادیده ها ؛ بدایع. طرایف . تازه ها :
ز پوشیدگیها خبر داشتن
ز نادیده ها بهره برداشتن .
نظامی .
|| بی دیده . کور :
رو و سر در جامه ها پیچیده اند
لاجرم بادیده و نادیده اند.
مولوی .
|| ندیده . بدون اینکه ببیند :
ز آتش دولت چو در شب اختران
گرمئی نادیده دیدم دود بس .
خاقانی .
بباید با منت دمساز گشتن
ترا نادیده نتوان بازگشتن .
نظامی .
و آن پری پیکر پسندیده
دل در او بسته بود نادیده .
نظامی .
هر که نادیده نام او گوید
مشرک است و فضول ناهموار.
عطار.
ذره ای نادیده گنج روی تو
ره بزد بر ما طلسم روی تو.
عطار.
هر یکی نادیده از رویت نشانی میدهند
پرده بردار ای که خلقی درگمان افکنده ای .
سعدی .
نسبت رویت اگر با ماه و پروین کرده اند
صورت نادیده تشبیهی به تخمین کرده اند.
حافظ.
که کس نادیده نقش کس نپرداخت
وگرپرداخت چون اصلش کجا ساخت .
وصال .
نادیده قرار از کفم برد
چشمی که بلای روزگاراست .
میرزا عیسی .
- به نادیده ؛ بدون آنکه ببیند. ندیده :
بدو گفت گیو ای جهاندار کی
سرافراز و بیدار و فرخنده پی .
همه شاد و روشن بچهر تواند
به نادیده یکسر به مهر تواند.
فردوسی .
|| تحمل نکرده . نبرده . ندیده :
ابا تاج وبا گنج نادیده رنج
مگر زلفشان دیده رنج شکنج .
فردوسی .
به خواری بسته دل نادیده خواری
به یاری بسته دل نادیده یاری .
وصال .
|| رذل . لئیم .خسیس . (ناظم الاطباء). کنایه از خسیس و لئیم و اراذل باشد. (انجمن آرا). ممسک . ندید بدید. تازه به دوران رسیده :
کی باشد کی که در تو آویزم
چون در زر و سیم مرد نادیده .
سنائی .
با بذل تو اسم بحر نادیده
با ذهن تو نام عقل دیوانه .
مختاری (از انجمن آرا).
ز آن گدارویان نادیده ز آز
شد در رحمت بر ایشان در فراز.
مولوی .
تو چه دانی ذوق آب دیدگان
عاشق نانی تو چون نادیدگان .
مولوی .
|| بی وقوف . ناآزموده کار. || آن که چیزی را خرد و کوچک می بیند. (ناظم الاطباء). || حریص . آزمند :
مشفقی عمر به نظاره ٔ خوبان بگذشت
هیچگه سیر نشد دیده ٔ نادیده ٔ ما.
مشفقی تاجیکستانی .
... ادامه
603 | 0
مترادف: 1- پنهان، غيب 2- بديع، طرفه 3- حريص، لئيم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت مفعولی)
مختصات: (د )
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: قید
آواشناسی: nAdide
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 74
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
unseen
ترکی
görülmemiş
فرانسوی
invisible
آلمانی
ungesehen
اسپانیایی
invisible
ایتالیایی
invisibile
عربی
غير مرئي | خفي , غير منظور
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نادیده" در زبان فارسی به معنای "بی‌توجه" یا "عدم مشاهده" است و در ساختار جملات و عبارات مختلف می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. در این‌جا چند نکته نگارشی و قواعد مربوط به آن را بیان می‌کنم:

  1. تهی از نشانه‌های جمع و مفرد: "نادیده" یک صفت است که به تنهایی به کار می‌رود و جمع و مفرد ندارد. به همین دلیل به‌عنوان صفتی برای توصیف اسم‌ها استفاده می‌شود.

  2. به کارگیری در جملات: این کلمه معمولاً به عنوان صفت در کنار اسم دیگر قرار می‌گیرد. مثلاً:

    • "نادیده گرفتن واقعیت‌ها"
    • "موضوع نادیده"
  3. جایگاه در جمله: به طور معمول، صفت "نادیده" قبل از اسم قرار می‌گیرد:

    • "نادیده شدن فرصت‌ها"
  4. استفاده از علامت نگارشی: در صورت استفاده در جملات بلند یا ترکیبی، رعایت علامت‌گذاری لازم است تا خواننده به راحتی متن را درک کند.

  5. معانی و هم‌معانی: کلمه "نادیده" ممکن است هم‌معانی و مترادف‌هایی داشته باشد که بسته به بافت جمله مفاهیم متفاوتی را منتقل کند. به عنوان مثال، "غفلت"، "عدم توجه"، و "فراموشی" معانی مشابهی دارند.

با رعایت این نکات، می‌توان از کلمه "نادیده" به درستی و به روشنی در نوشته‌های فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او به شدت خواسته‌های خودش را نادیده گرفت تا به دیگران کمک کند.
  2. نادیده گرفتن احساسات دیگران می‌تواند باعث بروز تنش در روابط شود.
  3. در برابر مشکلات زندگی، نباید از راه‌حل‌های موجود نادیده عبور کرد.

واژگان مرتبط: مکشوف نشده، مشاهدهنشده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری