جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ناسازگار. (ص مرکب ) هر آنچه سازگاری و موافقت ندارد. (ناظم الاطباء). تندخوی . بدمزاج . (شمس اللغات ).ناموافق . ستیزه جو. بدسلوک . ناملایم . دشمن خو. که سازگار نیست . که موافق طبع نیست . ناخوش طبع : که ناپایدارست و ناسازگار چنین بوده تا بوده این روزگار. فردوسی . بخندید رستم از اسفندیار بدو گفت کای شاه ناسازگار. فردوسی . از من همی جدا شوی ای ماهروی نامهربان نگاری و ناسازگار. فرخی . از مار کینه ورتر ناسازگارتر چه گفتار چربش آرد بیرون ز آشیانه . لبیبی . و سخت عظیم بدخوی بود و تند و ناسازگار. (مجمل التواریخ ). زن خوب خوش طبعرنج است و بار رها کن زن زشت ناسازگار. سعدی . حریف گرانجان ناسازگار چو خواهد شدن دست پیشش مدار. سعدی . - آب و هوای ناسازگار . - چرخ ناسازگار : چنین گفت کاین چرخ ناسازگار نه پرورده داند نه پروردگار. فردوسی . - روزگار ناسازگار ؛ : و روزگار ناسازگار موافق فرمان ومراد او بود. (جهانگشای جوینی ). اگر روزگار ناسازگار روزی چند نستیزد. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ). - سرزمین ناسازگار : مرا این سرزمین ناسازگار است به پرویز و صفاهانم چه کارست . وصال . - غذای ناسازگار ؛ غذای دیرهضم .غذای گران . غذای ناگوار. - قوت ناسازگار : که در سینه پیکان تیر تتار بسی بهتر از قوت ناسازگار. سعدی . || مخالف . (آنندراج ). منافی . متناقض . متضاد. مانعةالجمع. گردنیامدنی . که بصلح و آتشی با هم زیست نکنند : ز عدل شافی تو سازگار و دوست شود دو طبع دشمن ناسازگار آتش وآب . مسعودسعد. || مضر. ناسالم . ناباب . ناملائم . که ملائم طبع و مزاج کسی نباشد. زیان رساننده . || ناملایم . درشت . نه مطابق میل و طبع. بخلاف انتظار : سخن چند برگفت ناسازگار از آن بیشه و گور و آن مرغزار. فردوسی . || بدبخت . بی طالع. || آنکه بیهوده می کند و خارج از اصول ادا می کند. (ناظم الاطباء). رجوع به ناساز شود. عنيد، منافي، ناجور، ناساز، نامانوس، نامتجانس، نامتناسب، نامساعد، ناملايم، ناموافق، ناموزون، ناهنجار، نقيض سازگار، متجانس incompatible, abhorrent, discordant, adverse, alien, disagreeable, insalubrious, insociable, irreconcilable, maladjusted, poor, ill-sorted متنافر، متضارب، لامتمازج، غير متوافق uyumsuz incompatible unvereinbar incompatible incompatibile نا سازگار، متناقض، نا مناسب، نا موافق، غیر قابل استعمال با یکدیگر، شنیع، زشت، منزجر، مکروه، مغایر، نا موزون، مضر، مخالف، روبرو، بیگانه، خارجی، غریب، غیر، غیره، ناپسند، نامطبوع، ناگوار، مضر برای تندرستی، بد آب و هوا، غیرقابل امیزش، غیرقابل معاشرت، بد مشرب، غیر قابل تطبیق، وفقناپذیر، جور نشدنی، اشتی ناپذیر، بی توافق، دژسازگار، کژ سازگار، فقیر، ناچیز، مستمند، معدود، محتاج، بد نهاد، ناخوشایند
کلمه "ناسابگار" به معنای عدم سازگاری یا ناهماهنگی است و در متون فارسی بهکار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد فارسی و نگارشی، به نکات زیر توجه کنید:
جدا نویسی و پیوند: کلمه "ناسازگار" از پیشوند "نا-" و ریشه "سازگار" تشکیل شده است. پیشوند "نا-" به معنای عدم یا انکار است و آن را با "سازگار" ترکیب میکند.
نقطهگذاری: اگر "ناساگر" درون جملهای قرار گیرد، باید بر اساس قواعد نقطهگذاری، از آن استفاده کنید:
مثال: "این دو نظریه کاملاً ناسازگار هستند."
کلمات مترادف: ممکن است بخواهید از کلمات مشابه مانند "نامتناسب"، "عدم تجانس" و "نامنطبق" استفاده کنید؛ با این حال، "ناساگر" معنای خاص خود را دارد.
توجه به قید و صفت: "ناساگر" میتواند به عنوان صفت بهکار رود و در توصیف یک رفتار، وضعیت یا نظریه مورد استفاده قرار گیرد:
مثال: "رفتار او با همکارانش ناسازگار بود."
استفاده از درستی کلمه: از "ناساگر" در موقعیتهایی استفاده کنید که واقعاً به وجود عدم سازگاری اشاره میکند.
در نوشتار و گفتگو، این نکات میتوانند به شما کمک کنند تا از کلمه "ناساگر" به درستی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
شخصیت ناسازگار او همیشه باعث میشود که دوستانش از او دور شوند.
روابط ناسازگار میان دو گروه میتواند به بروز مشکلات جدی منجر شود.
او به دلیل رفتار ناسازگار خود، نتوانست در کار گروهی موفق باشد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: نا سازگار، متناقض، نا مناسب، نا موافق، غیر قابل استعمال با یکدیگر، شنیع، زشت، منزجر، مکروه، مغایر، نا موزون، مضر، مخالف، روبرو، بیگانه، خارجی، غریب، غیر، غیره، ناپسند، نامطبوع، ناگوار، مضر برای تندرستی، بد آب و هوا، غیرقابل امیزش، غیرقابل معاشرت، بد مشرب، غیر قابل تطبیق، وفقناپذیر، جور نشدنی، اشتی ناپذیر، بی توافق، دژسازگار، کژ سازگار، فقیر، ناچیز، مستمند، معدود، محتاج، بد نهاد، ناخوشایند
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر