جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نایژه .[ ژَ / ژِ ] (اِ مصغر) (از: نای + ژه = چه ، پسوند تصغیر) نایزه . نایچه . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). نی کوچک . (فرهنگ نظام ). نی خرد و کوچک . (ناظم الاطباء).این لغت در اصل نایچه بود یعنی نی کوچک و چون ژای پارسی با جیم تبدیل می یابد، مانند کژ و کج ، نایژه شده . (انجمن آرا) (از آنندراج ). نای خرد. نای کوچک . نی چه . || نیزه . (ناظم الاطباء). || نی میان خالی . (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرا). نی میان کاواک . (ناظم الاطباء). نی میان تهی . (جهانگیری ). انبوبه . (فرهنگ خطی ) : و اگر نایژه که به تازی انبوبه گویند به گوش اندرنهند و برمزند صواب باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بگیرند ... و به بینی اندردمند به نایژه تا دارو به قعر بینی رسد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || هر چوبی و نی میان خالی که برگ بر آن رسته و گرهها داشته باشد. (از برهان قاطع). هر ساق یا نی میان خالی که بر آن برگ رسته و دارای گره باشد مانند ساقه ٔ خوشه ٔ گندم . (ناظم الاطباء). چوب گندم که ورق بر آن رسته بود و آن را گرهها باشد و به عربی قصبة گویند. (فرهنگ خطی به نقل از السامی فی الاسامی ). || چوب خوشه ٔ گندم . قصب . (برهان قاطع). || گره نی . (ناظم الاطباء). || نی باشد که اطفال آب در آن کنند و نوازند. (فرهنگ خطی ). || ماشوره ای که جولاهگان بر آن ریسمان پیچند برای بافتن . (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). ماشوره ٔ بافندگان . (آنندراج ) (انجمن آرا). نی باریک مجوف که جولاهان ریسمان بر آن پیچند برای بافتن و آن را ماشوره نیز گویند. (فرهنگ خطی از تحفه ). نی میان تهی باشد چنانکه جولاهگان دارند. (جهانگیری ). || لوله ٔ کوچک . (فرهنگ نظام ). لوله ٔ ابریق و لوله ٔ هر چیزی دیگر را نیز گویند. (برهان قاطع). لوله . لوله ٔ ابریق و آفتابه و جز آن . (ناظم الاطباء). لوله .(از جهانگیری ). بلبل کوزه . لوله ٔ کوزه : آری به آب نایژه خو کرده اند از آنک مستسقیان لجه ٔ بحر عدن نیند. خاقانی . || لوله : نخست نایژه ای سازند املس از سیم و غیر آن چنانکه به مجرای قضیب فروشود و سرو بن او گشاده . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || به طریق کنایت به رگ نیز اطلاق می شود، چه آن نیز مانند نیچه میان تهی است . (از انجمن آرا) (از آنندراج ). || گلوگاه . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : و برخاستن وی [ فاروق ]نایژه ٔ ضلالت بگسست و جهالت ناچیز شد. (تاریخ سیستان ). گر نایژه ٔ ابر نشد پاک بریده چون هیچ عنان بازنپیچد سیلان را. انوری . ز چرخ چشمه ٔ تیغ تو داشتن پرآب ز خصم نایژه ٔ حلق بهر مجری را. انوری . || مجرای بول .نره . آلت مردی . (ناظم الاطباء) : به کار اندرش نایژه سست بود زنش گفت کآن سست خودرست بود. فردوسی . || شیر آب انبار و حمام و خم و آوندهای دیگر. مبزل . مبزله . (یادداشت مؤلف ). || مجرای آب . لوله یا نی که از آن آب جاری شود. رجوع به نایژه گشادن شود. || ابزاری که بدان پول را جلا میدهند. (ناظم الاطباء). || قطره ٔ آب . (ناظم الاطباء). || شعبه ٔ قصبةالریه . (لغات فرهنگستان ). رجوع به نای شود. || غیف گونه ای که چون ناودانی یا چون جوئی باشد. (یادداشت مؤلف ): صبغ؛ نایژه ساختن انگشت را بر خنور به وقت ریختن آنچه باشد از وی به خنور دیگر. (صراح ) : به دیوار بر جویها ساخته به هر نایژه آب ره تاخته . اسدی . - نایژه ٔ عود ؛ لوله یا استوانه گونه ای که از کوفته و خمیرکرده ٔ عود کنند سهولت سوختن را و امروز در مشاهد متبرکه سوزند. (یادداشت مؤلف ) : از گوهر محمود و به از گوهر محمود چونانکه به از عود بود نایژه ٔ عود. منوچهری . بر ارغوان قلاده ٔ یاقوت بگسلی بر مشک بید نایژه ٔ عود بشکنی . منوچهری . || آب چکیدن ، چنانکه اگر گویند: «نایژه می کند» مراد آن باشد که آب میچکد. (برهان قاطع). تقطیر آب . (ناظم الاطباء). رجوع به نایژه کردن و نیز رجوع به نایزه شود. bronchus, especially القصبات الهوائية özellikle en particulier besonders especialmente particolarmente نایچه
کلمه "نایژه" در زبان فارسی به معنای "چشمانداز" یا "منظره" است و در متون مختلف به کار میرود. در اینجا چند نکته درباره قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه آورده شده است:
نحوه نوشتن: این کلمه بهصورت صحیح "نایژه" نوشته میشود و استفاده از آن در جملات فارسی جایز است.
قواعد املایی: مانند دیگر کلمات، باید به املای صحیح آن توجه داشت. در مواقعی که این کلمه در جملات مختلف به کار میرود، باید دقت کنید که با دیگر کلمات تناقضی نداشته باشد.
فعلها و صفتها: میتوانید این کلمه را بهعنوان اسم در جملات بهکار ببرید. مثلاً: "نایژهای که از ارتفاع دیدم، بسیار زیبا بود."
جایگاه در جمله: میتوان "نایژه" را در موقعیتهای مختلف جمله قرار داد، اما معمولاً در موقعیتهای نام و یا مفعول، استفاده میشود.
زبان معیار: در نوشتار رسمی و ادبی، دقت در استفاده از کلمه "نایژه" اهمیت دارد و باید از بهکارگیری آن در جملات غیررسمی و محاورهای خودداری کرد.
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه باید بهگونهای باشد که مفهوم آن به وضوح منتقل شود.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "نایژه" بهخوبی در نوشتهها و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
نایژه همیشه در کلاسهای هنر با خلاقیت خود همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
در مراسم سالگرد تولد نایژه، دوستانش برای او یک هدیه ویژه آماده کرده بودند.
نایژه دوست داشتنی و مهربان، به هر کسی که نیاز داشت کمک میکرد.