شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

najd
najd  |

نجد

معنی: نجد. [ ن َ] (ع اِ) زمین بلند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ). آنچه مشرف و مرتفع باشد از زمین . (اقرب الموارد). زمینی بر بالا. (مهذب الاسما). فراز. (نصاب ) خلاف غور. (غیاث اللغات ). ج ، انجد، انجاد، نجاد، نجود، نُجُد، انجدة : نوع انسان چنان نواحی و مراتع به چشم و گوش ندیده و نشنیده و جنس وحوش به غور و نجد چنان مراعی و مراتع نچریده . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ). || راه روشن بر بالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). طریق مرتفع. (اقرب الموارد).راه بلند. (فرهنگ نظام ). راه روشن . (ناظم الاطباء). راه بر بالا. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 98) :
حال نه قال است که گفتن توان
وجد نه نجد است که رفتن توان .
؟
|| کار روشن آشکار. (از اقرب الموارد). || غم . اندوه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطبا). کرب و غم . (اقرب الموارد). || پستان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطبا). ثدی . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درختی است شبیه درخت شبرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || آنچه بدان خانه را بیارایند از فرش و گستردنی و بساط و بالش و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطبا) (اقرب الموارد). آرایش خانه . (غیاث اللغات ). اثاثه ٔ خانه . (از فرهنگ نظام ). ج ، نجود، نجاد. || جای بی درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مکان بی درخت . (فرهنگ نظام ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || راهنمای ماهر و رسا. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). راهنمای ماهر. (فرهنگ نظام ). دلیل ماهر. (فرهنگ نظام ) (اقرب الموارد). || بدن باخوی . || چیرگی . غلبه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || تشنگی اشتر که سیر نشود از آب . (مهذب الاسما). || پناه . (غیاث اللغات ). || خوشی . (سامی ). (از غیاث اللغات ). || (ص ) سخت دلیر. (مهذب الاسما). بی باک . (سامی ). || دلیر درگذرنده در امور که دیگران در آن عاجز باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شجاع و دلیر درگذرنده درامور که دیگران در آن عاجز باشند. نَجِد. نَجُد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نجید. (اقرب الموارد) ج ، انجاد. || رجل نجد؛ مرد شتاب در حاجت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سریعالاجابة فی ما دعی الیه . (اقرب الموارد). نُجُد. (المنجد). که به چالاکی در پیشامدها اقدام کند. ج ، انجاد. || (مص ) اندوهناک گردیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). غمگین شدن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). || اندوهگن کردن . (زوزنی ). || رنج دیدن . (غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || روان شدن خوی بر اندام . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || اعانت کردن کسی را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یاری دادن . (زوزنی ). || هویدا و واضح گردیدن . (از منتهی الارب ). || غلبه کردن به شجاعت و چیره شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). غلبه کردن بر کسی . (از اقرب الموارد) (از المنجد). مقهور کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
... ادامه
421 | 0
مترادف: پشتواره، تپه، تل، توده، دشت، فلات
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: اَنجاد] [قدیمی]
مختصات: (نَ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم خاص مکان
آواشناسی: najd
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 57
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
najd
ترکی
necd
فرانسوی
nadjd
آلمانی
najd
اسپانیایی
najd
ایتالیایی
najd
عربی
نجد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «نجد» در زبان فارسی به معنای سرزمین یا ناحیه‌ای است که در آن بیابان یا دشت‌هایی وجود دارد. این کلمه همچنین می‌تواند به معنای بلندی یا مرتفعی در نظر گرفته شود. در استفاده از این کلمه و نگارش آن، نکات زیر را باید مد نظر قرار داد:

  1. نوشتار صحیح: کلمه «نجد» به صورت صحیح و بدون اعراب‌گذاری نوشته می‌شود.

  2. نقطه‌گذاری: اگر کلمه «نجد» در جمله‌ای به کار می‌رود، باید به قواعد نقطه‌گذاری توجه شود. برای مثال، اگر قبل و بعد از این کلمه علامت نگارشی وجود داشته باشد (مانند ویرگول یا نقطه)، باید به درستی قرار گیرد.

  3. هم‌نشینی با دیگر واژه‌ها: «نجد» می‌تواند به عنوان اسم خاص یا عمومی در جملات به کار رود. توجه به روابط معنایی و نحوی این کلمه با سایر کلمات ضروری است.

  4. قید یا صفت: در برخی موارد، کلمه «نجد» ممکن است به عنوان صفت یا قید در جمله‌های توصیفی استفاده شود.

  5. تلفظ صحیح: در بیان کلمه «نجد»، توجه به تلفظ درست آن نیز مهم است.

  6. استفاده اصطلاحی: در متون ادبی یا دینی، «نجد» ممکن است معنای خاصی داشته باشد که باید بر اساس متن و زمینه آن مورد بررسی قرار گیرد.

به طور کلی، برای استفاده درست از کلمه «نجد» در نگارش فارسی، توجه به نکات نگارشی و معنایی اهمیت دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. نجد در تاریخ عربستان به عنوان منطقه‌ای مهم و مرکزی شناخته می‌شود.
  2. طبیعت بکر و زیبا در نجد، گردشگران را به سوی خود جذب می‌کند.
  3. فرهنگ و آداب و رسوم مردمان نجد، نقشی کلیدی در هویت عربی دارند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری