جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ندب . [ ن َ ] (ع ص ) مرد سبک در حاجت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). خفیف فی الحاجة. ظریف نجیب که چون خوانده شود به حاجتی بشتابد برای قضای آن و گفته اند آن شتابنده ٔ به سوی فضایل است . (از اقرب الموارد). رجل ندب ؛ مرد کارگزار. (مهذب الاسماء). مردنجیب و سبک در حاجت . || شتابنده به سوی فضایل . ظریف نجیب . (از المنجد). || مرد زیرک و گرامی . ج ، ندوب ، ندباء. || فرس ندب ؛ اسب روان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسب روان بانشاط. (از اقرب الموارد). || (اِ) شرط و گرو قمار. رجوع به نَدَب شود. || نشان و جای زخم و جراحت . رجوع به نَدَب شود. || تهلکه . اضطراب . (برهان قاطع) (جهانگیری ). || در عرف شرع ، کاری که فاعلش مستحق مدح و ثواب باشد اما بر تارکش گناه و عقابی نباشد. (منتهی الارب ). استحباب . (یادداشت مؤلف ). هر عمل شرعی که زائد برفرایض و واجبات و سنن از بندگان خدای انجام یابد. (از نفایس الفنون ). || (مص ) خواندن کسی را به کاری و برانگیختن بر آن و متوجه به سوی آن نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کاری بازخواستن . (زوزنی ). با کاری خواندن . (تاج المصادر بیهقی ). || بر مرده گریستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). گریستن بر مرده و خواندن محاسن او. (غیاث اللغات ). بر مرده گریستن و برشمردن محاسن او را. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و اسم از آن ندبة است .(اقرب الموارد). زبان گرفتن . || نشاندار زخم گردیدن پشت . (منتهی الارب ). رجوع به نَدَب شود. scar ندب، أثر الجرح، اثر الجرح في الجسم، صخرة مغمورة، تندب يلتئم مشكلا ندوبا، شج، ندبة
ندب|أثر الجرح , اثر الجرح في الجسم , صخرة مغمورة , تندب يلتئم مشكلا ندوبا , شج , ندبة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «ندب» به معنای «ناله» یا «گریه» است و در زبان فارسی بهویژه در شعر فارسی و متون ادبی استفاده میشود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه و نحوه استفاده از آن اشاره میکنم:
نوشتار صحیح: کلمه «ندب» باید دقیقاً به همین شکل و با حروف صحیح نوشته شود.
قید و صفت: این کلمه معمولاً بهعنوان فعل و یا در ترکیبهای مختلف به کار میرود. میتوانید از قیدهایی مانند "به شدت" یا "به نرمی" برای توصیف نوع ناله یا گریه استفاده کنید.
ترکیبها: «ندب» میتواند در ترکیب با نامها یا عبارات دیگر قرار گیرد. مثلاً «ندب عشق» یا «ندب دل» که به معنی نالهای از دلزدگی یا عشق است.
توجه به وزن و قافیه: اگر در اشعار فارسی از این کلمه استفاده میکنید، باید به وزن و قافیه توجه نمایید تا شعر بهخوبی جریان یابد.
معانی و کنایهها: توجه داشته باشید که کلمه «ندب» ممکن است در متنهای ادبی یا شعرهای خاص معانی و کنایههای عمیقتری داشته باشد، بنابراین درک مفاهیم ادبی و معانی چندوجهی آن ضروری است.
انجمنهای ادبی: اگر در راستای نگارش ادبی فعالیت میکنید، میتوانید در انجمنهای ادبی و گروههای شعر و نثر نیز از این کلمه بهدرستی استفاده کنید و مهارتهای خود را تقویت کنید.
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه «ندب» را به درستی و زیبایی در نوشتههای خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا سه جمله با کلمه "ندب" آورده شده است:
در هنگام شب، صدای ندب پرندگان در باغ به آرامش خاصی میافزاید.
بچهها با شادی و سرزندگی در کنار دریاچه به دنبال شنیدن صدای ندب آب بودند.
او با دیدن گلهای تازه در باغ، با ندب و شوق به سمت آنها رفت.