جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نشانی . [ ن ِ ] (اِخ ) علی احمد مُهر کن دهلوی (مولانا...) از پارسی گویان و صوفیان هند است . و به روایت مؤلف روز روشن «در عهد محمد اکبر پادشاه در [ سلک ] منشیان شاهی کار می کرد و به عهد جهانگیری ... بر مناصب علیا عروج نمود، میان او و فیضی فیاضی مطارحه و مناظره می ماند و در فن مهرکنی وی و پدرش نادره کار بودند» وفات او را به اختلاف روایات بین سالهای 1018 تا 1025 هَ . ق . نوشته اند. او راست : دوست آن است کو معایب دوست همچو آئینه رو برو گوید نه که چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته مو به مو گوید. مرا هر شب چو دزدان خواب گرد چشم تر گردد دلم را با غمت بیدار بیند زود برگردد. (از تذکره ٔ حسینی ص 347) (مجمعالفصحا، ج 4 ص 150) (ریاض العارفین ص 155) (نگارستان سخن ص 121) (مقالات الشعراء ص 711) (روز روشن ص 820) (فرهنگ سخنوران ص 602) (قاموس الاعلام ج 6). 1- آدرس، نشان
2- اثر
3- يادگار address, token, password عنوان، خطاب، خطبة، براعة، عنوان الشخص، خطاب رسمي، حزق، عنون، خاطب، عالج، جمع adres adresse adresse direcciÓn indirizzo خطاب، ادرس، نطق، خطابه، نام و نشان، رمز، نشانه، ژتون، علامت، رمز عبور، کلمه رمز، اسم رمز، اسم عبور، اسم شب، نشان
عنوان|خطاب , خطبة , براعة , عنوان الشخص , خطاب رسمي , حزق , عنون , خاطب , عالج , جمع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "نشانی" در زبان فارسی به معنای آدرس یا نشانهای برای مشخص کردن مکان یا نقطهای خاص بهکار میرود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نوشتن: کلمه "نشانی" به صورت پتری "نُشانی" با "ن" نرجی و "ش" شین نوشته میشود و از هفت حرف تشکیل شده است.
استفاده در جملات:
"لطفا نشانی منزل را به من بدهید."
"او نشانی دقیق را نداشت."
قواعد صرف و نحو: "نشانی" یک اسم است و میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا سایر نقشهای دستوری در جملات به کار رود. بهعنوان مثال:
فاعل: "نشانی روی کاغذ نوشته شده است."
مفعول: "من نشانی را پیدا نکردم."
جمع و مفرد: در حالت جمع، برای این کلمه میتوان از "نشانیها" استفاده کرد.
مثال: "نشانیهای مختلفی برای این مکان وجود دارد."
مترادفها و معانی مشابه:
کلمههایی مانند "آدرس"، "نشانه" و "علامت" ممکن است در برخی زمینهها مترادف با نشانی به کار روند.
نکات نگارشی:
در نوشتن متون رسمی و اداری، پیشنهاد میشود که از این کلمه بهدرستی و با رعایت قواعد زبان فارسی استفاده شود.
در متنهای غیررسمی و محاورهای ممکن است از کلمات سادهتر برای بیان مفهوم استفاده شود.
توجه به این نکات میتواند به نگارش صحیح و مؤثرتر کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او نشانی منزل جدیدش را به دوستانش داد تا بتوانند از او دیدن کنند.
نشانی محل برگزاری کنسرت را در اینترنت پیدا کردم و به موقع به آنجا رسیدم.
برای پیدا کردن این کتابخانه، به نشانی روی وبسایت مراجعه کردم و راهنماییهای لازم را دریافت کردم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: خطاب، ادرس، نطق، خطابه، نام و نشان، رمز، نشانه، ژتون، علامت، رمز عبور، کلمه رمز، اسم رمز، اسم عبور، اسم شب، نشان