جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نوا. [ ن َ ] (اِخ ) احمد (سید...)، فرزند مولوی دلیل اﷲ دهلوی بدایونی ، ملقب به ظهوراﷲخان و متخلص به نوا. از پارسی گویان قرن سیزدهم هندوستان است ، به سال 1229 هَ . ق . سفری به ایران کرد و از فتحعلی شاه قاجار لقب «سعدی هند» گرفت ، سپس به هندوستان بازگشت و در فرح آباد ساکن شد. او راست : یار در خواب و شب آخرشد و دل کام طلب مصلحت چیست که بیدار کنم یا نکنم . مدعی آمد عیادت از زبان یار کرد آه این پرسش مرا بار دگر بیمار کرد. دستی به دوش غیر نهاد از سر وفا ما را چو دید سستی پا را بهانه ساخت . (از مجمع الفصحاء چ مصفا ج 3 ص 1089) (صبح گلشن ص 539) (قاموس الاعلام ج 6 ص 4601) (ریحانة الادب ج 4 ص 234). و رجوع به سفینة المحمود، مجلس سیم ، مرتبه ٔ سیم و تذکره ٔ هندی ص 262 و فرهنگ سخنوران شود. 1- آوا، آواز، آهنگ، آهنگ، ترنم، دستان، دستگاه، سرود، لحن، مقام، ملودي، موسيقي، نغمه
2- ثروت، دارايي، مال، هستي
3- آذوقه، برگ، توشه، خوراك، گذران، معيشت
4- نواده، نوه
5- رهن، گروگان، گرو
6- اسباب، سوروسات tune, tone, nova لحن، ضبط، تناغم، نغم، سماع ما يطرب، درجة النغم الصحيحة، ناغم، ضبط محرك، ضبط الراديو، طلب nova nova nova estrella nueva nova اهنگ، اواز، رنگ، صدا، دانگ