شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

nowruz  |

نوروزی

معنی: نوروزی . [ ن َ / نُو ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) منسوب به نوروز. (ناظم الاطباء). مربوط به جشن نوروز یا ایام نوروز. (فرهنگ فارسی معین ) :
در این فرخنده فروردین و خرم جشن نوروزی
نصیب خسرو عادل سعادت باد و پیروزی .
فرخی .
آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز
کامکاراکار گیتی تازه از سر گیر باز.
منوچهری .
بوی می نوروزی در بزم شه شروان
آب گل و سیب تر بربار نمود اینک .
خاقانی .
بیا ای باد نوروزی نسیم باغ پیروزی
که بوی عنبرآمیزی به بوی یار ما ماند.
سعدی .
درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر کرده . (گلستان ). || عیدی و انعامی که در عید و نوروز می دهند. (ناظم الاطباء). چیزی که به عنوان عیدی در نوروز زیردستان را دهند :
ابیات من بخوان خط نوروزیم نویس
انصاف ده که با حکما مرد منصفی .
سوزنی .
عیدی و نوروزی از شه هیچ نستانم مگر
بارگیر خاص و ترکی درج گوهر بر میان .
؟ (از المعجم ).
نه حافظ می کند تنها دعای خواجه تورانشاه
ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی .
حافظ.
|| تحفه که به روز نوروز به خدمت شاه برند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). هدیه ای که در ایام نوروز کهتران نزد مهتران برند.تحفه و هدیتی که به مناسبت جشن نوروز رعیت یا درباریان به خدمت بزرگان و شاهان برند :
بهترین نوروزی درگاه را
تحفه این ابیات غرا دیده ام .
خاقانی .
کآسمان پیش شه به نوروزی
در جل زر کشیده ادهم صبح .
خاقانی .
در اثنای سخن مه پری برسبیل مزاح از روح افزا نوروزی طلبید... گفت ای شاه خوبان به نوروزی ازبرای تو کنیزکی خریده ام و پرورده ام . (سمک عیار از فرهنگ فارسی معین ). || قصیده ای که در تهنیت نوروز گویند. (یادداشت مؤلف ). || مالیات یا عوارضی که به هنگام نوروز وصول می شد. (فرهنگ فارسی معین ). || جامه ای که در نوروز می پوشند. (ناظم الاطباء). || کلاهی بوده است سپید که به فصل بهار به سر می نهاده اند تا حرارت کمتر کند. (یادداشت مؤلف ) :
سخن ز چمته و نوروزی و قبا گوید
دهان قاری از آن دایماً پر از عسلی است .
نظام قاری .
فغان کاین موزه ٔ برجسته و نوروزی چمته
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را.
نظام قاری .
قبائی به ایلچی گری خواستند
به نوروزی و چمته آراستند.
نظام قاری .
ای آصف جم مرتبه ٔ کیوان قدر
مانند هلال حلقه درگوش تو بدر
بسیار خنک شده ست در شهر هرات
زنجیر من و کلاه نوروزی صدر.
و امیر اویس صدر مردی خنک بود و در شصت سالگی هفتاد روز پیشتر از حمل کلاه نوروزی بر سر نهادی و آن کلاه سفید بر سر او چون برف نمودی ... (یادداشت مؤلف از تذکره ٔ دولتشاهی ص 462). || قسمی لاله ٔ پایه بلوری که کاسه ٔ آن نشان های برجسته ٔ سرخ و زرین و جز آن دارد. قسمی لاله ٔ تک پایه ٔ بلورین . قسمی جار. (یادداشت مؤلف ). || میر نوروزی ، شاه نوروزی ، پادشاه نوروزی ؛ شاه یا امیری که ظاهراً در جشن نوروز صورةً بر تخت نشانیده و اوامر او را موقتاً به کار می بسته اند. ولی در چه زمان این رسم معمول بوده است بر من مجهول است . (یادداشت مؤلف ) : چون در آن سواد اعظم و مجمع بنی آدم [ خوارزم ] هیچ سرور معین نبود که از نزول حادثات امور و کیفیت مصالح و مهمات جمهور با او مراجعت نمایند... خمارتکین را به اتفاق به اسم سلطنت موسوم کردند و پادشاه نوروزی از او برساختند. (جهانگشای جوینی از یادداشت مؤلف ).
سخن در پرده می گویم چو گل از پرده بیرون آی
که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی .
حافظ.
|| مرغ نوروزی ؛ مرغ قهقهه . کاکی . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مرغ نوروزی شود. || دراهمی است که به اسم امیر نوروز حافظی نایب دمشق سکه زده بوده اند. رجوع به نقود ص 62 و 72 و 171 شود.
... ادامه
1207 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: ( ~.) (ص .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: nowruzi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 279
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
nowruz
ترکی
nevruz
فرانسوی
norouz
آلمانی
nowruz
اسپانیایی
nouruz
ایتالیایی
nowruz
عربی
نوروز
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نوروزی" صفتی است که از کلمه "نوروز" ساخته شده و به معنای مرتبط با نوروز یا مربوط به این جشن باستانی ایرانی است. در قواعد فارسی و نگارشی، نکات زیر را می‌توان برای استفاده از این کلمه مد نظر قرار داد:

  1. به کارگیری صحیح: "نوروزی" به شیوه‌های مختلف می‌تواند در جمله‌ها به کار رود، مثلاً:

    • جشن‌های نوروزی برگزار می‌شود.
    • سفره‌ی هفت‌سین یکی از نمادهای نوروزی است.
  2. نقطه‌گذاری: هنگامی که "نوروزی" در پایان جمله می‌آید، باید به قوانین نقطه‌گذاری توجه داشته باشید. اگر کلمه‌ای در پایان جمله است، یک نقطه در انتهای جمله خواهید داشت.

  3. تطابق با فعل و اسم: اگر از "نوروزی" به عنوان صفت استفاده کنید، باید به جمع و مفرد بودن اسم و فعل توجه کنید:

    • هدایای نوروزی توزیع شد. (مفرد)
    • هدایای نوروزی توزیع شدند. (جمع)
  4. همنشینی با دیگر صفت‌ها: اگر بخواهید "نوروزی" را با دیگر صفات ترکیب کنید، ساختار جمله باید منطقی و صورت فصیح داشته باشد:

    • سفره‌ای نوروزی و زیبا برپا کردیم.
  5. توجه به رسم‌الخط: "نوروزی" باید به صورت صحیح و با املای درست نوشته شود. برخی ممکن است در نوشتار کلمه دچار اشتباه شوند و آن را اشتباه تلفظ کنند.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "نوروزی" به درستی و به صورت نگارشی صحیح استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. مردم ایران هر سال جشن نوروزی را با شوق و شادی فراوان برگزار می‌کنند.
  2. سفره هفت‌سین یکی از زیبایی‌های جشن نوروزی است که با نمادهای مختلف چیده می‌شود.
  3. مراسم نوروزی فرصتی است برای دید و بازدید خانواده‌ها و دوستان و تجدید دوستی‌ها.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری