جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آبستن . [ ب ِ ت َ ] (ص ) هر مادینه از انسان و حیوان که بچه در شکم دارد. حامل . حامله . آبست . بارور. باردار. حُبْلی ̍. (دهار). بارگرفته . حمل برداشته : پریچهره آبستن آمد ز مای پسر زاد از این نامور کدخدای . فردوسی . که ازبهر اوازدرِ بستن است همان نیز بیمار و آبستن است . فردوسی . گل آبستن از باد مانند مریم هزاران پسر زاده از چارمادر. ناصرخسرو. بلحسن آن معدن احسان کزو دل بسخن گشته ست آبستنم . ناصرخسرو. ای برادر گر عروس خوبت آبستن شده ست اندر آن مدت که بودی غائب از نزد عروس بر عروست بدگمان گشتن نباید بهر آنک ماکیان چون نیک باشد خایه گیرد بی خروس . علی شطرنجی .
- آبستن بودن از کسی ؛ مجازاً رشوه ٔ نهانی ستده بودن از او. - مثل آبستنان رفتن ؛ سخت بکاهلی و آهستگی راه پیمودن . - امثال : شب آبستن است ؛ وقوع حوادث تازه و غیرمنتظر ممکن است : ترا خواسته گر ز بهر تن است ببخش و بدان کاین شب آبستن است . فردوسی . شب بدخواه را عقوبت زاد شب شنودم که باشد آبستن . فرخی . نبندد در برویم تا دهد در بزم خود جایم نمیدانم چه زاید صبحدم آبستن است امشب . ظهیر فاریابی . و عرب گوید: اللیل حُبْلی ̍ لست تدری ما تلد. یک امشب را صبوری کرد باید شب آبستن بود تا خود چه زاید. نظامی . فریب جهان قصه ٔ روشن است سحر تا چه زاید شب آبستن است . حافظ. 1- آبسته، باردار، پابماه، حامله
2- دچار، دستخوش
3- پنهان، مخفي، نهان 1- سترون، عقيم حامل، حبلي، حافل بالمعاني، مثقل ب، خصب، مفعم ب، ولود hamile enceinte schwanger embarazada incinta
حامل|حبلي , حافل بالمعاني , مثقل ب , خصب , مفعم ب , ولود
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "آبستن" در زبان فارسی به معنای حامله یا باردار است و به طور کلی در متون ادبی و گفتار روزمره به کار میرود. در نوشتن این کلمه و استفاده از آن، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
نوشتار: کلمه "آبستن" به شکل صحیح همینگونه نوشته میشود و نباید به اشتباه به اشکال دیگر (مثل آبستن) نوشته شود.
نحوه استفاده: این کلمه معمولاً به عنوان صفت استفاده میشود و میتواند در جملات به شکلهای مختلف، مثل:
"او یک زن آبستن است."
"حیوانات آبستن نیاز به مراقبت بیشتری دارند."
تفاوت با سایر کلمات: شایان ذکر است که "آبستن" باید از کلمات مشابهی مانند "باردار" که به همان معناست، متمایز شود. در برخی متون ممکن است یکی از این کلمات بیشتر استفاده شود، ولی هر دو به یک مفهوم اشاره دارند.
نکات نگارشی:
وقتی این کلمه در متون رسمی یا ادبی به کار میرود، بهتر است با دقت به قواعد نگارشی توجه کنید.
استفاده از علامت نگارشی مانند ویرگول یا نقطهگذاری مناسب و صحیح در جملات حاوی این کلمه مهم است.
توضیحات: در صورت نیاز به توضیحات بیشتر در مورد فرایند بارداری یا موضوعات مربوط به آن، میتوانید به منابع معتبر پزشکی یا ادبی مراجعه کنید.
این نکات میتوانند به شما کمک کنند تا در استفاده از کلمه "آبستن" دقت کنید و از آن در متون خود بهدرستی استفاده نمایید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در ادامه چند جمله با کلمه "آبستن" آورده شده است:
گربه آبستن ما به زودی صاحب بچهگربههای ناز خواهد شد.
حیوانات آبستن نیاز به مراقبت ویژه دارند تا سلامت خود و نوزادانشان تضمین شود.
دوستانم به من گفتند که او آبستن است و باید برای تولد بچهاش آماده شود.
زنان آبستن باید رژیم غذایی مناسبی را دنبال کنند تا سلامت خود و جنین را حفظ کنند.
مراقبت از یک سگ آبستن کار مهمی است که به سلامت و رفاه او کمک میکند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر