آبستن کردن
licenseمعنی کلمه آبستن کردن
معنی واژه آبستن کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
787
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
impregnate | inseminate , fecundate , knock up , lime , insemination , to conceive
عربی
نقع | لقح , أخصب , شرب , ملقح , مخصب , مشرب
