شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

hezārdastān
nightingale  |

هزاردستان

معنی: هزاردستان . [ هََ / هَِ دَ ] (اِ مرکب ) هزار. هزارآوا. هزارآواز. (یادداشت به خط مؤلف ). عندلیب . کعیب . بلبل . (یادداشت دیگر). مرغی است معروف از جنس بلبل که از کثرت صفیرهای نیکو او را هزاردستان و هزارآوا گویند. (انجمن آرا). بلبل . (برهان ). گویا هزاردستان جز بلبل و شاید نوعی از آن است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
تا چون هزاردستان بر گل نوا زَنَد
قمری چو عاشقان به خروش آید از چنار.
فرخی .
هزاردستان امروز در خراسان است
به مجلس ملک اینک همی زند دستان .
فرخی .
هزاردستان دستان زدی به وقت بهار
کنون به باغ همی زاغ راست آه و فغان .
فرخی .
هزاردستان این مدحت منوچهری
کند روایت در مدح خواجه بوالعباس .
منوچهری .
بانگ هزاردستان چون زیر و بم شود
مردم چو حال بیند از این سان خُرَم شود.
منوچهری .
از لحن و از آوای خوش بمانَد
در تنگ قفسها هزاردستان .
ناصرخسرو.
ناهید سزد هزاردستان
کایوان تو گُلْسِتان ببینم .
خاقانی .
خاصه که به هر طرف نشسته ست
صد باربد از هزاردستان .
خاقانی .
از برگ و نوا به باغ و بستان
با برگ و نوا هزاردستان .
نظامی .
گامی دو سه تاختی چو مستان
نالنده تر از هزاردستان .
نظامی .
تو گلبن گُلْسِتان حسنی
عطار تو را هزاردستان .
عطار.
از آن همی نزند سرو دست کاندر باغ
هزاردستان بر گل نمی زند دستان .
کمال الدین اسماعیل .
گلی چو روی تو گر ممکن است در آفاق
نه ممکن است چو سعدی هزاردستانش .
سعدی .
بوی گل و بامداد نوروز
وآواز خوش هزاردستان .
سعدی .
هر گلی نو که در چمن آید
ما به عشقش هزاردستانیم .
سعدی .
چون مرده بود هزاردستان
چه سود ز جلوه ٔ گلستان ؟
امیرخسرو.
رجوع به هزارآوا و هزارآواز شود.
... ادامه
554 | 0
مترادف: بلبل، زندخوان، عندليب، هزار، هزارآوا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: ( ~. دَ) (اِمر.)
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: اسم خاص مکان
آواشناسی: hezArdastAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 728
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
nightingale | a thousand hands
ترکی
binlerce el
فرانسوی
mille mains
آلمانی
tausend hände
اسپانیایی
mil manos
ایتالیایی
mille mani
عربی
عندليب | هزار , العندليب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "هزاردستان" به صورت جداگانه به معنای دستان بسیار، یا دستان متعدد است. در زبان فارسی، از این کلمه در مورد کسانی استفاده می‌شود که مهارت یا تجربه زیادی در زمینه‌ای داشته باشند.

قواعد نگارشی و استفاده از "هزاردستان":

  1. نقطه‌گذاری: اگر از این کلمه در میان یک جمله استفاده می‌کنید، باید به قواعد نقطه‌گذاری توجه کنید. مثلاً:

    • «او هزاردستان است و در کار خود بسیار ماهر است.»
  2. استفاده از ویرگول: در جمله‌هایی که حاوی چندین اطلاعات یا ویژگی هستند، ممکن است نیاز به ویرگول باشد:

    • «او هنرمند، نویسنده و هزاردستان در زمینه موسیقی است.»
  3. ادغام با کلمات دیگر: می‌توانید این کلمه را به عنوان صفت برای توصیف افراد یا چیزها به کار ببرید:

    • «ما به همراه هزاردستان به جشنواره رفتیم.»
  4. توجه به مفهومی: "هزاردستان" در متن‌های رسمی و ادبی بیشتر به کار می‌رود و ممکن است در مکالمات روزمره کمتر استفاده شود.

با توجه به این قواعد و نکات، امیدوارم که به درک و استفاده بهتر از کلمه "هزاردستان" کمک کرده باشم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. هزاردستان با زیبایی‌های طبیعی و تاریخی خود، مقصدی محبوب برای گردشگران محسوب می‌شود.
  2. در جشنواره سالانه هزاردستان، هنرمندان محلی آثار خود را به نمایش می‌گذارند و برچسب‌های فرهنگی را تقویت می‌کنند.
  3. هزاردستان به عنوان نمادی از اتحاد و همبستگی در میان مردم منطقه شناخته می‌شود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری