جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: همزاد. [ هََ ] (ص مرکب ) هم سن . همسال . (برهان ) : که پیوند شاه است و همزاد اوی سواری است جنگاور و نامجوی . فردوسی . سه پیر بودند ندیمان وی و همزاد او. (تاریخ بیهقی ). مرا رامین نه خویش است و نه پیوند نه هم گوهر نه همزاد و نه فرزند. فخرالدین اسعد. همزادبود آزر نمرودش استاد بود یوسف نجارش . خاقانی . پس آنگه کردشان در پهلوی باد که احسنت ای جهان پهلو دو همزاد. نظامی . به حکم آنکه گلگون سبک خیز بدو بخشم ز همزادان شبدیز. نظامی . فرمود به دوستان همزاد تا از پس او دوند چون باد. نظامی . || توأم . دوقلو. کودکی که با کودک دیگراز یک مادر بزاید. (یادداشت مؤلف ). || دوست . رفیق . (یادداشت مؤلف ) : ملک همزاد تو آمد پس بناز در تن این نازنین همزاد باش . مسعودسعد. همیشه تیغ تو بی نصرت و ظفر نبود که هست تیغ تو با نصرت و ظفر همزاد. مسعودسعد. بار دل به ز صبر ننهادند ظفر و صبر هر دو همزادند. سنائی . که ما هر دو به چین همزاد بودیم دو شاگرد از یکی استاد بودیم . نظامی . کآشنایی مرا ز همزادان برد مهمان که خاکش آبادان . نظامی . || مشهور است که چون فرزندی متولد شد جنی هم با او به وجود می آید و با آن شخص همراه می باشد. آن جن را نیز همزاد میگویند. (برهان ). تواء مان، هم سال، هم سن twin, dual, double التوأم، صنو، الصنو، مزدوج، توأمي، زاوج، تضع تؤامين ikiz double zwilling mellizo gemello دوتایی، توام، دو واحدی، دولا، دو جنبه ای، برابر، دوتا
کلمه "همزاد" در زبان فارسی به معنی "دوست یا همدمی که از همان ابتداییترین مراحل زندگی یک فرد همراه اوست" و همچنین در بعضی از متون به معنای "همسایه" یا "همزاد پنداری" استفاده میشود.
در مورد قواعد نگارشی و کاربرد این کلمه، موارد زیر قابل توجه هستند:
نوشتار صحیح: کلمه "همزاد" همیشه به صورت یکپارچه و بدون فاصله نوشته میشود.
نحوهی تلفظ: این کلمه به صورت "hamzād" تلفظ میشود.
نوع کلمه: "همزاد" یک اسم است و در جملات میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا دیگر نقشهای زبانی استفاده شود.
استفاده از حرف اضافه: ممکن است نیاز باشد که این کلمه با حرف اضافههایی مانند "با" یا "در" ترکیب شود. به عنوان مثال: "همزاد او" یا "همزاد بودن".
نحو و ساختار جملات: در جملات، این کلمه میتواند در ترکیب با صفتها و قیدها قرار گیرد تا توصیف بیشتری از موارد داشته باشد. به عنوان مثال: "همزاد معنوی" یا "همزاد نزدیک".
نقطهگذاری: در جملهها، "همزاد" مشمول قوانین نقطهگذاری عمومی جملات فارسی میشود و بسته به محل قرارگیری آن در جمله و نوع جمله، ممکن است نیاز به ویرگول یا دیگر نشانههای نگارشی داشته باشد.
در مجموع، قواعد کلیدی برای استفاده و نگارش "همزاد" در زبان فارسی به وضوح مشخص است و میتواند در نگارشهای رسمی و غیررسمی به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا سه جمله با کلمه "همزاد" آورده شده است:
در افسانههای محلی، همزادها معمولاً به عنوان موجوداتی با قدرتهای خاص شناخته میشوند که با انسانها ارتباط نزدیکی دارند.
او همیشه احساس میکرد که یک همزاد روحانی در کنار اوست که راهنماییاش میکند.
داستانهای قدیمی درباره همزادها نشان میدهد که این موجودات میتوانند در سرنوشت انسانها تأثیرگذار باشند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دوتایی، توام، دو واحدی، دولا، دو جنبه ای، برابر، دوتا