شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

hamzād
twin  |

همزاد

معنی: همزاد. [ هََ ] (ص مرکب ) هم سن . همسال . (برهان ) :
که پیوند شاه است و همزاد اوی
سواری است جنگاور و نامجوی .
فردوسی .
سه پیر بودند ندیمان وی و همزاد او. (تاریخ بیهقی ).
مرا رامین نه خویش است و نه پیوند
نه هم گوهر نه همزاد و نه فرزند.
فخرالدین اسعد.
همزادبود آزر نمرودش
استاد بود یوسف نجارش .
خاقانی .
پس آنگه کردشان در پهلوی باد
که احسنت ای جهان پهلو دو همزاد.
نظامی .
به حکم آنکه گلگون سبک خیز
بدو بخشم ز همزادان شبدیز.
نظامی .
فرمود به دوستان همزاد
تا از پس او دوند چون باد.
نظامی .
|| توأم . دوقلو. کودکی که با کودک دیگراز یک مادر بزاید. (یادداشت مؤلف ). || دوست . رفیق . (یادداشت مؤلف ) :
ملک همزاد تو آمد پس بناز
در تن این نازنین همزاد باش .
مسعودسعد.
همیشه تیغ تو بی نصرت و ظفر نبود
که هست تیغ تو با نصرت و ظفر همزاد.
مسعودسعد.
بار دل به ز صبر ننهادند
ظفر و صبر هر دو همزادند.
سنائی .
که ما هر دو به چین همزاد بودیم
دو شاگرد از یکی استاد بودیم .
نظامی .
کآشنایی مرا ز همزادان
برد مهمان که خاکش آبادان .
نظامی .
|| مشهور است که چون فرزندی متولد شد جنی هم با او به وجود می آید و با آن شخص همراه می باشد. آن جن را نیز همزاد میگویند. (برهان ).
... ادامه
694 | 0
مترادف: تواء مان، هم سال، هم سن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت)
مختصات: ( ~.) (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: hamzAd
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 57
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
twin | dual , double
ترکی
ikiz
فرانسوی
double
آلمانی
zwilling
اسپانیایی
mellizo
ایتالیایی
gemello
عربی
التوأم | صنو , الصنو , مزدوج , توأمي , زاوج , تضع تؤامين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "همزاد" در زبان فارسی به معنی "دوست یا همدمی که از همان ابتدایی‌ترین مراحل زندگی یک فرد همراه اوست" و همچنین در بعضی از متون به معنای "همسایه" یا "همزاد پنداری" استفاده می‌شود.

در مورد قواعد نگارشی و کاربرد این کلمه، موارد زیر قابل توجه هستند:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "همزاد" همیشه به صورت یکپارچه و بدون فاصله نوشته می‌شود.

  2. نحوه‌ی تلفظ: این کلمه به صورت "hamzād" تلفظ می‌شود.

  3. نوع کلمه: "همزاد" یک اسم است و در جملات می‌تواند به عنوان فاعل، مفعول یا دیگر نقش‌های زبانی استفاده شود.

  4. استفاده از حرف اضافه: ممکن است نیاز باشد که این کلمه با حرف اضافه‌هایی مانند "با" یا "در" ترکیب شود. به عنوان مثال: "همزاد او" یا "همزاد بودن".

  5. نحو و ساختار جملات: در جملات، این کلمه می‌تواند در ترکیب با صفت‌ها و قیدها قرار گیرد تا توصیف بیشتری از موارد داشته باشد. به عنوان مثال: "همزاد معنوی" یا "همزاد نزدیک".

  6. نقطه‌گذاری: در جمله‌ها، "همزاد" مشمول قوانین نقطه‌گذاری عمومی جملات فارسی می‌شود و بسته به محل قرارگیری آن در جمله و نوع جمله، ممکن است نیاز به ویرگول یا دیگر نشانه‌های نگارشی داشته باشد.

در مجموع، قواعد کلیدی برای استفاده و نگارش "همزاد" در زبان فارسی به وضوح مشخص است و می‌تواند در نگارش‌های رسمی و غیررسمی به کار رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا سه جمله با کلمه "همزاد" آورده شده است:

  1. در افسانه‌های محلی، همزادها معمولاً به عنوان موجوداتی با قدرت‌های خاص شناخته می‌شوند که با انسان‌ها ارتباط نزدیکی دارند.
  2. او همیشه احساس می‌کرد که یک همزاد روحانی در کنار اوست که راهنمایی‌اش می‌کند.
  3. داستان‌های قدیمی درباره همزادها نشان می‌دهد که این موجودات می‌توانند در سرنوشت انسان‌ها تأثیرگذار باشند.

واژگان مرتبط: دوتایی، توام، دو واحدی، دولا، دو جنبه ای، برابر، دوتا

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری