شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

yaqmā
booty  |

یغما

معنی: یغما. [ ی َ ] (اِ) تاخت و تاراج و غارت و غنیمت و ربودگی . (ناظم الاطباء) (از برهان ). تاراج را گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ اوبهی ). تالان . تاراج . چپو. غارت . چپاول . نهبة. (منتهی الارب ). نهیب . (منتهی الارب ). اغاره . (یادداشت مؤلف ) :
چون ز آب خضر جام سکندر کشد به بزم
گنج سکندر از پی یغما برافکند.
خاقانی .
مباداور بود غارت از اسلام
همه شیراز یغمای تو باشد.
سعدی .
بدو گفت کای سنبلت پیچ پیچ
زیغما چه آورده ای گفت هیچ .
سعدی (بوستان ).
نگارنده را خود همین نقش بود
که شوریده را دل به یغما ربود.
سعدی (بوستان ).
نرگس سرمست و زلف کافر او در جهان
هرکه را جان و دلی دیدند یغما کرده اند.
هندوشاه .
زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم
مست و آشفته به خلوتگه راز آمده ای .
حافظ.
یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست
در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان .
حافظ.
- به یغما برخاستن ؛ به غارت و چپاول قیام کردن . برای غارت برخاستن :
تا رباید کله قاقم برف از سر کوه
یزک تابش خورشید به یغما برخاست .
سعدی .
- به یغما بردن ؛غارت کردن . تاراج نمودن . (یادداشت مؤلف ) :
همان به که امروز مردم خورند
که فردا پس از من به یغما برند.
سعدی (بوستان ).
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد.
حافظ.
- به یغما دادن ؛ به غارت دادن . به تاراج دادن . غارت زده شدن :
دست چون جوزاش دادی گنج زر چون آفتاب
گنج زر دادن به یغما برنتابد بیش از این .
خاقانی .
من همان روز دل و صبر به یغما دادم
که مقید شدم آن دلبر یغمایی را.
سعدی .
- به یغما رفتن ؛ تاراج شدن .غارت گردیدن . (یادداشت مؤلف ) :
نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چودل به عشق دهی دلبران یغما را.
سعدی .
ماه رخسار بپوشی تو بت یغمایی
تا دل خلق از این شهر به یغما نرود.
سعدی .
- || برای غارت رفتن . به غارتگری رفتن :
اهل دل را گو نگه دارید چشم
کآن پری پیکر به یغما می رود .
سعدی .
- || رفتن به شهریغما در ترکستان که حسن خیز است :
ما خود اندر قید فرمان توایم
تا کجا دیگر به یغما می روی .
سعدی .
دیگران با همه کس دست در آغوش کنند
ما که بر سفره ٔ خاصیم به یغما نرویم .
سعدی .
- خوان یغما ؛ خوان و سفره ای که مردمان کریم بگسترانند و صلای عام دردهند. (ناظم الاطباء). خوانی که مردم یغما آن را به غارت برند و این معنی رفته رفته به مجاز بر خوان بخشندگانی که همگان را بدان دعوت کنند تا یغما شود و هیچ باقی نماند اطلاق شده است :
پراکنده ای گفتش ای خاکسار
بروطبخی از خوان یغما بیار.
سعدی (بوستان ).
تو همچنان دل خلقی به نغمه ای ببری
که بندگان بنی سعد خوان یغما را.
سعدی .
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را.
حافظ.
و رجوع به خوان شود.
- یغماچی ؛ غارتگر. چپاولگر. یغماگر :
همچو یغماچی که خانه می کند
زودزود انبان خود پر می کند.
مولوی .
- یغما شدن ؛ غارت شدن . تاراج گردیدن . (یادداشت مؤلف ) :
ملکا بر بخور و کامروا زی کز تو
هرگز این مملکت و دولت یغما نشود.
منوچهری .
... ادامه
498 | 0
مترادف: تاراج، تالان، چپاول، غارت، غنيمت، نهب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [ترکی]
مختصات: (یَ) [ تر. ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: yaqmA
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1051
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
booty | pillage , plunder , spoil , ravage , despoliation , sack
ترکی
ganimet
فرانسوی
butin
آلمانی
beute
اسپانیایی
botín
ایتالیایی
bottino
عربی
غنيمة | كسب عظيم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "یغما" در زبان فارسی به معنای غارت و چپاول است و در قالب‌های مختلفی در ادبیات و زبان گفتاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. در زیر به برخی از نکات دستوری و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نحوه نوشتن: این کلمه به‌صورت "یغما" نوشته می‌شود و در دیکشنری‌های فارسی به‌عنوان یک اسم آمده است.

  2. نوع کلمه: "یغما" یک اسم است و معمولاً به مفاهیمی چون غارت، چپاول یا تصرف غیرقانونی اشاره دارد.

  3. مفرد و جمع: "یغما" به‌صورت مفرد استفاده می‌شود و شکل جمع آن به‌طور معمول نیازی به استفاده ندارد، اما می‌توان در بعضی متون از "یغماها" استفاده کرد.

  4. استفاده در جملات:

    • مثال: "دست جانیان در یغمای اموال مردم دراز شد."
    • در اشعار نیز ممکن است با معانی خاصی به‌کار برود.
  5. نکات نگارشی:

    • هنگام استفاده از "یغما" در جملات، توجه کنید کهcoma (ویرگول) و نحوه چیدمان کلمات به جریان منطقی جمله کمک کند.
    • این کلمه ممکن است در متون ادبی و شاعرانه بیشتر به‌کار برود، لذا تناسب با محتوای متن مهم است.
  6. مترادف‌ها: ممکن است با کلماتی مانند "غارت"، "چپاول"، "ربایش" و ... نیز استفاده شود.

با رعایت این نکات، می‌توانید در نگارش‌های خود از کلمه "یغما" به نحو صحیح و موثری استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در دل شب، یغما به آرامی بر زمین افتاد و ستارگان را در آغوش گرفت.
  2. او در شعرهایش به یغما رفتن عشق را به زیبایی توصیف کرده است.
  3. داستان‌های کهن درباره‌ی یغما و دزدان دریایی پر از ماجراهای هیجان‌انگیز است.

واژگان مرتبط: غنیمت جنگی، غارتگری، غنیمت، فساد، تباهی، سودباداورده، تاخت و تاز، ویرانی، گونی، کیسه، ساک، جوال

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری