شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'ābi
blue  |

آبی

معنی: آبی . (اِ) میوه ٔ بزرگتر از سیب برنگ زرد پرزدار و از سوی دم و سرترنجیده و برگ درخت آن با پرز و مخملی و رنگ و پوست چوب آن بسیاهی مایل . بهی . بِه ْ. سفرجل :
آبی مگر چو من ز غم عشق زرد گشت
وز شاخ همچو چوک بیاویخت خویشتن .
بهرامی .
تا سرخ بود چون رخ معشوقان نارنج
تا زرد بود چون رخ مهجوران آبی .
فرخی (از فرهنگ اسدی ، خطی ).
نگرید آبی و آن رنگ رخ آبی
گشته از گردش این چنبر دولابی
رخ او چون رخ آن زاهد محرابی
بر رخش بر اثر سبلت سقلابی
یا چنان زرد یکی جامه ٔ عتّابی
پرز برخاسته زو چون سر مرغابی .
منوچهری .
آبی چو یکی جوجگک از خایه بجسته
چون جوجگکان بر تن او موی برسته
مادرْش بجسته سرش از تن بگسسته
نیکو و باندام جراحتْش ببسته
یک پایک او را ز بن اندر بشکسته
وآویخته او را بدگر پای نگونسار.
منوچهری .
آبی چو یکی کیسگکی از خز زرد است
در بیضه یکی کیسه ٔ کافور کلان است
و اندر دل آن بیضه ٔ کافور رباحی
ده نافه و ده شاخگک مشک نهان است .
منوچهری .
دو صف سروبن دید و آبی و نار
زده نغز دکانی از هر کنار.
اسدی .
دفع مضرت شرابی که نه تیره بود و نه تنک ، ممزوج کنند به آب و گلاب و نقل نار و آبی کنند تا زیان ندارد. (نوروزنامه ).
چرا بر یک زمین چندین نبات مختلف روید
ز نخل و نار و سیب و بید و چون آبی و چون زیتون ؟
سنائی .
چون دانه ٔ نار اشک بدخواهت
وز غصه رخش چو چهره ٔ آبی .
انوری .
چو یک کیسه ٔ خزّ زرد است آبی
نه پیدا در او تار و نه ریسمانش .
؟ (از تاج المآثر).
در سیب عقیقی نگر و آبی زرین
هر یک بصف عاشق معشوقه نشانند.
؟ (از تاج المآثر).
خوش ترش ، زردچهره آبی را
طبع مرطوب و لون محرور است .
؟ (از تاج المآثر).
بحقه ٔ زرین ترنج و آبی از اوراق دیناری روی نمود. (تاج المآثر).
گر تو صد سیب و صد آبی بشمری
صد نماید، یک شود چون بفشری .
مولوی .
دانه ٔ آبی بدانه ی ْ سیب نیز
گرچه ماند فرقها دان ای عزیز.
مولوی .
آبی که بود بر او غباری
نوخط ذقنی بود ز یاری
کو در یرقان فتاده باشد
پس رو ببهی نهاده باشد.
امیدی (از جهانگیری ).
|| و به معنی مرغابی و امرود نیز در بعض فرهنگها دیده شده است . || قسمی از انگور که دانه ها و حبه ٔ آن مدور و پوست آن سخت باشد و از غوره ٔ آن گله ترشی کنند. و غوره ٔ آن را غوره ٔ آبی گویند. || آبو. برادر مادر. دائی . خال . خالو. مربرار.
... ادامه
1000 | 0
مترادف: 1- ارزق، كبود، لاجورد، نيلگون 2- بحري، دريايي 3- آبزي 4- خالو، دايي 5-
متضاد: ديمي، ديم 1- خشكي 2- هوازي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (ص . اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: 'Abi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 13
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
blue | watery
ترکی
mavi
فرانسوی
bleu
آلمانی
blau
اسپانیایی
azul
ایتالیایی
blu
عربی
أزرق | كئيب , بذيء , ضارب إلى الزرقة , مورث كآبة , مرتد ثوب , اللون الأزرق , سماء , بحر , جورب أزرق , صبغ أزرق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "آبی" در زبان فارسی به رنگ آسمانی اشاره دارد و به عنوان یک صفت استفاده می‌شود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نحوه‌ی نوشتار: "آبی" به صورت جدا و با استفاده از حرف "آ" و یای مضاف نوشته می‌شود.

  2. جنس و تعداد: "آبی" به عنوان صفت، می‌تواند هم در جنس مذکر (مثلاً "آبی" برای یک نام ذکر شده) و هم در جنس مؤنث (مثلاً "آبی" برای یک نام مؤنث) به کار برود و در حالت جمع به "آبی‌ها" تغییر می‌کند.

  3. قید و صفت: "آبی" به عنوان صفت به کار می‌رود و می‌تواند برای توصیف اسم‌ها (مانند آبی آسمان، آبی دریا و ...) استفاده شود. همچنین می‌تواند به صورت قید استفاده شود (مثلاً "او به رنگ آبی علاقه دارد").

  4. نقش‌های نحوی: "آبی" ممکن است به عنوان صفت متصل به اسم، یا در جملات توصیفی به کار رود. مثلاً در جمله:

    • "دیوار اتاق آبی است." (در اینجا "آبی" صفت دیوار است)
  5. استفاده در اصطلاحات و ترکیبات: "آبی" می‌تواند در ترکیب با دیگر کلمات، اصطلاحات جدیدی را ایجاد کند. مثلاً "آبی دریا" یا "آبی روشن".

  6. نگارش در متون ادبی و رسمی: در متون ادبی، زیبایی و صفات رنگی می‌توانند تأثیر بسیاری بر توصیف و جو متن بگذارند. استفاده درست و بجا از کلمه "آبی" می‌تواند به تصویرسازی بهتر کمک کند.

با رعایت این موارد، می‌توان به درستی از کلمه "آبی" در نوشتار و گفتار فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در زیر چند مثال برای استفاده از کلمه "آبی" در جملات مختلف آورده شده است:

  1. آسمان امروز بسیار آبی و صاف است.
  2. او یک پیراهن آبی زیبا پوشیده است.
  3. دریا در این فصل از سال به رنگ آبی درخشان درآمده است.
  4. من از رنگ آبی به عنوان رنگ مورد علاقه‌ام استفاده می‌کنم.
  5. گل‌های باغچه‌ام ترکیبی از رنگ‌های مختلف و همچنین آبی هستند.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: ابی، نیلی، مستعد افسردگی، دارای خلق گرفته اسمان، آسمان نیلگون، زاغ، رقیق، ابکی، اشکبار، تر، ابدار، آب

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری